با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

نسخه ها
4.4 / 5
با 51 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 3
۱۳۹۰/۱۲/۲۹


پاسخنگارش دیدگاه
gr4ycrow
Member
عالی ، عالی ، عالی...
یکی از بهترین داستان هایی که توی تمام ِ عمرم خوندم...
اتفاقی که هر روز داره توی دنیای اطرافمون به شکلهای مختلف میوفته و ما فقط و فقط به فکر ِ منافع ِ خودمون هستیم...
البته از جمع زدن (ما) منظوری نداشتم...
ممنونم...
نقل قول  
Btaraf
Pro Member
و اصلا چرا بایستی کسی را برنجانند که همه چیزشان بستگی کامل به وجود او داشت؟ چنین رفتاری بیشتر از بی پروایی ناشی می شد نه از شجاعت.

آن دانه های سبک برف که یک مسافر روانی الاصل به باران پنبه تشبیه کرده بود دیگر نمی بارید.

زیرا عشق شرعی و قانونی همواره از همکار خود یعنی عشق عرفی و آزاد متنفر است.

با آنکه وضع اجتماعی متفاوتی داشتند, به خاطر علاقه به پول و به پیوند همکاری وسیع فراماسونی بین تمام کسانی که ثروتی دارند و با بردن دست به جیب شلوار خود صدای لیره در می آورند, نسبت به هم احساس برادری می کردند.

گفتی در ذهن خود در پی کشف تشابه و حتی تجانس بین دو عشق بزرگی است که سراسر زندگی او را در بر گرفته بود: عشق به آبجو و عشق به انقلاب, و مسلما نمی توانست بدون اندیشیدن به یکی از دیگری متمتع گردد.

ای عشق مقدس وطن,
بازوان انتقامجوی ما را نگاهدار و هدایت کن!
ای آزادی, آزادی عزیز
همدوش مدافعان خود نبرد کن!
نقل قول  
rain_rainy71
Pro Member


بسیار لذت بردم ، توصیه من اینه که دوستان نیز بخوانند.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You