دسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده
نویسنده‌های بیشتر

آخرین دیدگاه‌ها

رطوبت زیرزمین همیشه از دیوارهای سنگی تراوش میکرد و مانند جویبارهای کوچک به پایین جاری میشد. گامبرینوس اصلا پنجره نداشت به این دلیل شب و روز چراغ های گازی در آن میسوخت و آبی که از دیوارها جاری بود در پرتو چراغ ها میدرخشید.
" ما مردها مزایا یا معایبی را ک در معشوقه هایمان ستایش یا نکوهش میکنیم در زن هایمان ب همان ترتیب مورد ارزیابی قرار نمیدهیم "
عجیبه این کار من نتونستم داستان رو متوجه شم
وقتی دفنش کردم، گفتم: آسوده بخواب، آناکلتو مورونس! و هر بار ک از کنار رودخانه بر می گردم و مشتی سنگ می آورم تا رویش بریزم، می گویم: اگر همه ی دوز و کلک هایی را ک بلدی، بزنی باز هم نمی توانی از این جا خلاص بشوی. آناکلتو مورونس
شاید فردا همین دور و برها کاری پیدا کنم تا بتوانم همه ی بدهی ام را ب تو پس بدهم. گفتی آن قاطرچی با ترانسیتو از کدام طرف رفت؟ از آن طرف. من هیچ اعتنایی نکردم. پس من زود برمی گردم، می روم دنبالش. کجا داری می روی؟ خب، آن طرف، پدر، همان طرف
سر کوه بلند آمد عقابی ن هیچش ناله ای ن پیچ و تابی نشست و سر ب سنگی هشت و جان داد غروبی بود و غمگین آفتابی اخوان ثالث_مهدی دلم کافر شد و گفتم خدا تو بهشت زندگانی را صفا تو غم پنهان خود را با ک گویم تو با من بی من و من بی تو با تو
تاریخِ پیشین *** از دور دستها میائیم ...خیلی دور هنوز وِز وِز فلاخن ها در گوشمان است، مر زهای دلتنگی کوه ها وجنگل ها اندوده شده با لاشه های حیوانات خونین پر از شیهه ی اسبانِ وحشیِ نَر بالای کوه ها. انتهای راهی ست که ما از آن آمده ا
Those Two That tree said I don't like that white car under me it smells gasoline That other tree next to it said O you're always complaining you're a neurotic you can see by the way you're bent over
بدی این زندگی فقط به خاطر عدم توجه به ضعف ها و ناپایداری های آن است. دلیل بدی فقط همین سهل انگاری ما است. خوبی فقط با مقاومت در برابر این خواب آلودگی به وجود می آید, فقط با هوشیاری روح که توجه ما را به نقطه ی ناپایدارش معطوف می کند, هرچند د
"پلاسیدادینرو "فکر میکرد خطر رفع شده پس روی مهتابی آمد, زیر پایش کنار در سانتیاگو ناصر با شکم بر خاک افتاده بود و سعی میکرد از تالاب خونش بیرون بیاید. به پهلو خم شد و ایستاد و چون شبحی به راه افتاد. با دستهایش روه هایش را که آویخته بودند گر

عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک