Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

عشقهای خنده دار

نویسنده:
کیفیت اسکن: خوب

عشق‌های خنده‌دار ( به چکی : Směšné lásky) مجموعه هفت داستان کوتاه از میلان کوندرا نویسنده چک - فرانسوی است. این داستان‌ها به صورت یک کتاب در ۱۹۶۹ منتشر شد.

عناوین داستان‌ها چنین است:

* هیچکس نخواهد خندید
* سیب طلایی میل ابدی
* بازی اتواستپ
* سمپوزیوم
* بگذار مرده‌های پیر برای مرده‌های جوان جا بازکنند.
* دکتر هاول بعد از بیست سال
* ادوارد و خدا

بخش هایی از کتاب:

"با خود فکر کرد وقتی به این خوبی می تواند نقش بازی بکند به این معنی است که خودش واقعا همین طور هست، به هر حال روح بیگانه ای که از آسمان وارد بدنش نشده بود؛ آنچه اکنون نمایش می داد خود واقعیش بود؛ این شاید بخشی از وجود اوست که پیشتر در بند بود، و بهانه این بازی آن را از قفسش بیرون آورده است."

"زندگی اما این گونه می گذرد: انسان تصور می کند که در نمایشنامه ای معین نقش خود را ایفا می کند، و هیچ ظن نمی برد که در این اثنا بی آنکه به او خبر بدهند صحنه را تغییر داده اند، و او نادانسته خود را وسط اجرایی متفاوت می یابد."

"جدی گرفتن چیزی که تا این حد شوخی است به معنی از دست دادن تمام جدیت آدم است."
میلان کوندرا (به چکی: Milan Kundera) (زاده ۱ آوریل، ۱۹۲۹ در برنو، چکسلواکی) نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شده‌است.

زندگی :
پدر کوندرا نوازنده پیانو و شاگرد لئوش یاناچک بود. علاقه او به موسیقی در بسیاری از آثار او به ویژه رمان شوخی پیداست. میلان شعرگویی را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۴۸ وارد دانشکده سینمای پراگ شد. اما در سال ۱۹۵۰ از حزب اخراج شد. نخستین مجموعه شعر او با نام «انسان؛ بوستان پهناور» که خوشبینی موجود و ادبیات دولتی را مورد انتقاد قرار می‌داد در ۱۹۵۳ و دومین و آخرین مجموعه شعر او با نام «تک گویی» که در آن رفتارها و کردارهای انسانی و روابط عاشقانه بی‌پرده بازنمایی می‌شد در ۱۹۵۷ منتشر شدند.

او در ۱۹۶۰ گزیده اشعار گیوم آپولینر و تحلیلی از آن‌ها را چاپ کرد و در همین سال آموزش ادبیات در دانشکده سینما به عهده او گذاشته شد. نخستین نمایشنامه او با نام مالکان کلیدها که به دوران ترس و خشونت هنگام استیلای آلمان می‌پرداخت در ۱۹۶۱ به چاپ رسید.
کوندرا در سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸ ده داستان با عنوان عشق‌های مضحک می‌نویسد که در آن‌ها به رابطه فرد با اجتماع توجه شده و مضمون بسیاری از رمان‌های آینده‌اش طرح می‌شوند.
کوندرا به همراه بسیاری از هنرمندان و نویسندگان چکسلواکی به حمایت از جنبش اصلاح‌طلبانه حزب کمونیست چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ پرداخت. پس از اشغال کشور توسط ارتش شوروی در اوت ۱۹۶۸ نامش در لیست سیاه قرار گرفته و انتشار کتاب‌هایش و عرضه آن‌ها در کتابخانه‌ها ممنوع شد و او یک سال بعد از دانشکده سینما هم اخراج می‌شود. در این مدت کوندرا خرج خودش را با نوشتن طالع‌بینی‌هایی درمی‌آورد. این طالع‌بینی‌ها که البته با نام میلان کوندرا چاپ نمی‌شدند، پس از مدتی بسیار محبوب شدند. خود کوندرا در کتاب خنده و فراموشی به سرنوشتی که این چنین دچارش شده بود اشاره و شرح آن را بیان می‌کند. او در همین دوران رمان زندگی جای دیگر است را نیز به زبان فرانسوی می‌نویسد که در سال ۱۹۷۳ در فرانسه چاپ می‌شود.
کوندرا اولین رمان‌اش به نام شوخی را در سال ۱۹۶۷ نوشت. «شوخی» از زبان چندین داستان‌گو روایت می‌شود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست. از شوخی فیلمی در چک نیز ساخته شده‌است.
در سال ۱۹۷۵ کوندرا به همراه همسرش ورا به دعوت دانشگاه رن به فرانسه رفت و در آن‌جا کتاب خنده و فراموشی را نوشت. در این کتاب او از اعتراضات متعددی که مردم چکسلواکی به اتحاد شوروی داشتند می‌گوید. کتاب خنده و فراموشی ترکیب عجیبی از یک رمان، مجموعه‌ای داستان کوتاه و تفکرات نویسنده‌است.
در ۱۹۸۴ کتاب سبکی تحمل ناپذیر هستی (در فارسی بار هستی ترجمه شده‌است) نوشت. این کتاب محبوب‌ترین کتاب کوندرا به حساب می‌آید. سبکی تحمل‌ناپذیر هستی به مشکلات یک زوج چک با یکدیگر و دشواری سازگاری با زندگی در چکسلواکی می‌پردازد. در سال ۱۹۸۸، کارگردان آمریکایی فیلیپ کوفمان، فیلمی از روی این کتاب به همین نام ساخت. با وجود اینکه کوندرا معتقد است که رمان‌هایش برای ساخت فیلم مناسب نیستند، ولی در ساخت این فیلم، به عنوان مشاور همکاری داشت.
در ۱۹۹۰ کوندرا کتاب جاودانگی را به بازار داد. در مقایسه با سایر آثار کوندرا که بیش‌تر تفکرات سیاسی را مطرح می‌کنند، این کتاب از درون‌مایهٔ فلسفی بیشتر و عمیقتری برخوردار است و مفاهیم جهانی‌تری را در خود می‌گنجاند.
کوندرا همیشه اصرار داشته‌است که او یک رمان‌نویس است، نه یک نویسندهٔ سیاسی یا مخالف.

حق تکثیر:
تهران; روشنگران و مطالعات زنان , ۱۳۸۸

» کتابناکهای مرتبط:
نان تلخ
ماندارن ها - جلد 1
حکومت نظامی

نسخه ها
4.4 / 5
با 108 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 18
۱۳۹۰/۰۲/۲۷


پاسخنگارش دیدگاه
شیدای صحرا
Pro Member
تمام برداشت بنده از کل داستان ها این بود که کوندرا در عین ظرافت به ما فهماند که زندگی و به خصوص بعضی از موارداش مثل عشق را نمی توان سرسری گرفت و آن را به شوخی گرفت که اگر چنین کنیم،دنیا در عین این که تا حال به زیبایی همراه ما بوده ،روی خشن و بد خود را نشان ما خواهد داد.
نقل قول  
tarane 61
Member
بازی اتو استپ ازون داستانهایی بود که حسابی ذهنمو درگیر کرد. و بعد از اون ادوارد و خدا!!!!!!!! فوق العادست این نویسنده. واقعا عاشق کتاباشم. هرچند که به نقل از یکی از مترجماش میلان کوندرایی که ما در ایران میشناسیم بسیار متفاوته با اون کوندرایی که در خارج از ایران میشناسن !!!!!!!!!
نقل قول  
raha_vafadar
Member
عالی بود. ولی متاسفانه سرشار از سانسور بود. من نمی دونم دلیل سانسور چیزهایی که طبیعی ترین قسمت زندگی بشرن چه معنی ای داره؟ یعنی ما خوانندگان ایرانی ظرفیت خواندن یک کتاب کامل رو نداریم؟ امیدوارم به زودی در جامعه ای بدون سانسور زندگی کنیم.
نقل قول  
Iavsj
Member
نقل قول:
این کتاب ناقصه
در ایران کتاب اصلی رو به دو پارت تقسیم کردن که در حقیقت
دون ژوان که مترجمش آیسل برزگره و در نشر سروینه چاپ شده سه داستان آخر کتاب رو در خودش داره
با تشکر کسی اگه دون ژوان رو پیدا کرد آپلود کنه چون به شدت دنبالشم
البته با دونژوان کرج نوشته صادق هدایت اشتباه نشه
نقل قول  
Iavsj
Member
این کتاب ناقصه
در ایران کتاب اصلی رو به دو پارت تقسیم کردن که در حقیقت
دون ژوان که مترجمش آیسل برزگره و در نشر سروینه چاپ شده سه داستان آخر کتاب رو در خودش داره
با تشکر کسی اگه دون ژوان رو پیدا کرد آپلود کنه چون به شدت دنبالشم
نقل قول  
malas
Member
تنها نویسنده ای که نمیتونی داستان توی کتابو به کسی تعریف کنی یه تجربه کاملا شخصی
نقل قول  
hasty jon
Member
ی چیز دیگه چشم آدم کور میشه تا بیاد اینو بخونه. کیفیتش بده
نقل قول  
با سپاس از آپلودر ، متاسفانه نسخه الکترونیکی غیر قابل استفاده در کتابخوان الکترونیک است .
نقل قول  
آرام290
Member
سلام.اسپارتاکوس عزیز دستت درد نکنه.من که از خوندنش لذت بردم.
نقل قول  
boymagically
Member
کیفیت اسکن پایینه
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You