رسته‌ها
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
امتیاز دهید
5 / 3.7
با 406 رای
امتیاز دهید
5 / 3.7
با 406 رای
این مقاله شامل 177 قانون بوده و در 41 صفحه تنظیم شده است.و فصلها به ترتیب زیر میباشد:
فصل 1: اصول کلی
فصل 2: زبان.خط. تاریخ و پرچم رسمی کشور
فصل 3: حقوق ملت
فصل 4: اقتصاد و امور مالی
فصل 5: حق مالکیت ملت و قوای ناشی از آن
فصل 6: قوه مقننه
فصل 7: شوراها
فصل 8: رهبر یا شورای رهبری
فصل 9: قوه مجریه
فصل 10: سیاست خارجی
فصل 11: قوه قضائیه
فصل 12: صدا و سیما
فصل 13: شورای عالی امنیت ملی
فصل 14: بازنگری در قانون اساسی
منبع :پلیس ایران
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
210
فرمت:
PDF
آپلود شده توسط:
soli67
soli67
۱۳۸۸/۰۴/۲۳
درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

تعداد دیدگاه‌ها:
54
زیباترین تعبیر درباره قانون اساسی جمهوری اسلامی :دفتر شرعیات. و با دفتر شرعیات مملکت داری بهتر از این نمی‌شود.
با اصل 56 که مبنای ارکان اجرایی است ، باور باستانی خدا ـ شاه به خدا ـ ملت تبدیل شد ؛ محدودیت مبتنی بر اصل چهار هم با وارد کردن مصلحت بنا بر تشخیص جمع عرفی ، رفع شد . این قانون در مقایسه با قانون اساسی مشروطیت که متضمن حق وتوی مراجع بود ، سکولار به شمار می رود . جامعه افسانه پرداز و خیال پرست ( در هر دو طیف در نظام و بر نظام ) البته راه خود را می رود !
جناب sahractAni1343 حالا این که این افراد اصلا قانون اساسی رو خوندن یا نه به کنار که حالا دارن از دفتر شرعیات صحبت می کنن رعایت مفاد همین قانون اساسی توسط حاکمیت هم به کنار ولی افراد طرفدار آقای مصدق خوبه این مورد رو هم مد نظر داشته باشن مذاکرات مجلس ملی دوره ششم 18 خرداد 1306به نقل از کتاب نطق های تاریخی دکتر مصدق اثر حسین مکی در ص 301 و 302 داریم : "آقا هر ملتی یک عقیده باید داشته باشد ملتی که عقیده نداشته باشد کارش زار است...اگر ملتی بی مرام باشد از بین می رود....در سنه 1911که من در اروپا بودم یکی از دول اسلامی با یک دولت مسیحی جنگ می کرد و شکست می خورد یکی از مولفین اروپایی برداشت در روزنامه نوشت که آن وقتیکه این دولت اسلامی فتح می کرد وقتی بود که سرباز اسلامی معتقد بود که اگر کشته شود به بهشت می رود اگر بکشد هم به بهشت می رود ولی از وقتی سرباز اسلامی این عقیده را ندارد حتما شکست می خوردبنابراین عقیده من این است که اگر در جامعه ما یک اصلی را داریم آن اصل را متزلزل نکنیم و نگوییم تجدد این طور حکم می کند......پس باید مملکت را همیشه اصل اسلامیت حفظ کند" جدای از این جالبه در ص 300 داریم : " اجتهاد غیر قابل انتقال است و ما هم وکیل در توکیل نیستیم که به دولت بگوییم برو قانون وضع کن " که در پاورقی حسین مکی اشاره ای به اختیارات ایشون در دوره نخست وزیری میکنه و درخواست ایشون رو خلاف موضع مجلس ششم میدونه
درود بر انسان اهل مطالعه و تفکر. بچشم من این سخنان که کاربر محترم alishaf به‌نقل آورده‌اند بطرز فوق‌العاده روشنی حاکی از نوع مواجهه مصدق با مساله استعمار و قیام ضداستعماری است. همان مصدقی که رهبر ملی و ضداستعماری ایران می‌خوانندش. بنظرم اینها قبل از هرچیز نشان می‌دهند که مصدق بیش از آنکه به مردم تحت زور و سلطه خارجی و به محتوای سرکوب‌شده‌ی قیامهای این مردم (مثل قیام مشروطه) وفادار باشد، به ایـدئولوژی و سیاست استعماری-امپریالیستی ملل استعمارگر، علی‌الخصوص ایالات متحده، وفادار است.
ســال 1911 ایتـالیا به‌عنوان عضو تازه نفس لشکر استعمارگران پا به صحنه گذاشت و با حمایت استعمارگران کهن، لیبــی را، که لقمه‌ی مساعدی بود، نشانه گرفت. ایتالیا بدلیل ضربه‌هایی که قبلاً بر عثمانی وارد آمده بود، لیبی را نسبتاً به‌آسانی اشغال کرد و طبیعتاً بعنوان استعمارگر جوان قصد داشت تجاوز خود را ادامه دهد که با دو جنگ بالکان مواجه شد. تاریخ این دوره پر است از غیرت ملی و رشادت و ایثارگری مردم برای وطن‌شان، مردمی که زیر سلطه امپراتوری عثمانی و امپراتوری‌های اروپای غربی مسکین و تهیدست شده بودند.
استعمارگران ایدئولوژی کثیفی داشتند که هنوز هم آن را در لباسهای مبدل حفظ کرده‌اند. این ایدئولوژی و جهان‌بینی در «مولف اروپایی» که مصدق بدان ارجاع می‌دهد عیان است. اول، آنها مساله استعمار و امپریالیسم را به «جنگ مذهبی» تبدیل می‌کنند، جنگ «دولت مسیحی» با «دولت اسلامی»، دوم می‌گویند «مردم شرق» اساساً فاقد درک و شناخت از مسائل جهان و ضرورت «استقلال» هستند. آن نوع ارزشهای ملی-استقلال‌خواهانه که به اروپای مدرن شکل دادند در «مردم شرق» یافت نمی‌شود!!! آنها فقط با «وعده بهشت» در برابر «جهان مسیحی» می‌ایستند. بچشم من، مساله بر سر عقاید و باورهای مذهبی نیست، این تحریف فوق‌العاده ارتجاعی مساله استعمار و قیامهای ضداستعماری است که مصدق در اینجا دربست آن را پذیرفته!!! قیامهای ملی و ضداستعماری که در قرن بیستم در همه جای جهان شعله‌ور شدند بهترین گواه در رد مزخرفات استعماری این «مولفان اروپایی» است که مصدق برای پیشبرد سیاست خود مبنی بر نزدیک شدن به ایالات متحده از آنها مدد می‌گرفت.
ما در اینجا[quote='mt1397']کلیات پیام درباره امام علی نبود، این سخنش برای قانون بسیار زیبا بود و آن را
در اینجا آوردم.
نه، بزرگوار، من اهل نه عشق و عاشقی کوچه و پس‌کوچه‌ام، نه اهل باده‌گساری،
زود داوری نکنید. من قانون رو رد نکردم، اگه نباشه که غرب وحشی میشه.
در ایران هیچ معنی‌ای نمیده. "کارگر باید پیش از خشک شدن عرقش، دستمزدش را
بگیره". چه دروغ‌هایی!! کارگران اهواز ۳۴ روزه که ریختن تو خیابون‌ها که حق‌شون را
بگیرند، اما کسی سر سوزنی اهمیتی نمیده. و هزار نمونه‌ی دیگه که نه اینجا جاشه و نه
در اینجا می‌گنجد.
برو تو خیابون‌ها ببین حرف جوان‌ها چیه، شاید به نتیجه‌ای رسیدید!
نمیدونم چرا یک جوان تا دم از حق و قانون میزنه، فکرها تند میره سمت
این چیزهایی که شما گفتید.
شاد و پایدار باشید.[/quote]
خب حقوق کارگرها ربطی به سن ندارد و من منظورم این بود که شخص مورذ علاقه شما که شاید آن را به عنوان الگو قبول دارید مخالف این است.
موفق و پیروز باشید
[quote='HAMID658']
"... آگاه باشید اگر دعوت شما را بپذیرم، براساس آنچه که می دانم با شما رفتار می کنم و به گفتار این و آن، و سرزنش سرزنش کنندگان، گوش فرا نمی دهم. اگر مرا رها کنید چون یکی از شما هستم که شاید شنواتر، و مطیع تر از شما نسبت به رییس حکومت باشم، در حالی که من وزیر و مشاورتان باشم، بهتر است که امیر و رهبر شما گردم."
نهج البلاغه، خطبه 92
"... به جانم سوگند اگر شرط انتخاب رهبر،حضور تمامی مردم باشد،هرگز راهی برای تحقق آن وجود نخواهد داشت، بلکه آگاهان دارای صلاحیت و رأی، و اهل حل و عقد، رهبر و خلیفه را انتخاب می کنند، که عمل آنها نسبت به دیگر مسلمانان نافذ است. آنگاه نه حاضران بیعت کننده، حقّ تجدید نظر دارند و نه آنان که در انتخابات حضور نداشتند، حق انتخابی دیگر را خواهند داشت. ..."
نهج البلاغه، خطبه 173
"... شما را به خدا آیا منتظرید رهبری جز من با شما همراهی کند و راه حق را به شما نشان دهد؟ ... "
نهج البلاغه، خطبه 182
".... همانا بیعت برای امام یک بار بیش نیست، و تجدید نظر در آن می نخواهد بود، و کسی اختیار از سرگرفتن آن را ندارد. آن کس که از این بیعت عمومی سر باز زند، طعنه زن، و عیبجو خوانده می شود، و آن کس که نسبت به آن دو دل باشد، منافق است."
نهج البلاغه، نامه 7
"... و فرمان برداری از امام را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب کرد."
نهج البلاغه، حکمت 252
[/quote]
"... ای مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقّی واجب شده است. حقّ شما بر من، آن که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم، و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید، و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. و امّا حقّ من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید، و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید، هرگاه شما را فرا خواندم. اجابت نمایید و هرگاه فرمان دادم، اطاعت کنید."
نهج البلاغه، خطبه 34
این را یادم رفت بفرستم. باید قبل از خطبه 92 آن را قرار می دادم منظور از خطبه اول در توضبحم این بود :
"... همانطور که خطبه اول می گوید: " هرگاه شما را فرا خواندم، اجابت نمایید و هرگاه فرمان دادم، اطاعت کنید".در گفتمان دموکراتیک که افرادی چون شما حق اظهار نظر دارید، برای توصیف روابط دولت و شهروند از واژه اجابت و اطاعت استفاده نمی شود. در خطبه اول امام علی حقی را برای مردم به نام تربیت مقرر می کند که وظیفه آن تعیین خوب و بد مردم و به عبارتی صلاح آن ها در زندگی شخصی خویش است. در لیبرال دموکراسی هرکسی سبک زندگی اش را خودش مشخص می کند و افراد که به جمله قبلی اعتقاد دارند مفهومی به نام تریبت را در نظام قبول ندارند و امام علی تربیتی را برای مردم مقرر کرده است؛ چون می گوید " ... شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. ... " که این نشان می دهد این تربیت از جانب امام علی است زیرا مردم راه و رسم زندگی را نمی دانند. و این حق به عبارتی از جانب امام علی بر مردم مقرر شده است و امام علی خودش چگونگی این حق را برای مردم مشخص کرده است نه مردم آن را، زیرا وگرنه تربیت شایسته خود را می دانستند و نیازی نبود امام علی آن را به مردم یاد دهد."
کلیات پیام درباره امام علی نبود، این سخنش برای قانون بسیار زیبا بود و آن را
در اینجا آوردم.
نه، بزرگوار، من اهل نه عشق و عاشقی کوچه و پس‌کوچه‌ام، نه اهل باده‌گساری،
زود داوری نکنید. من قانون رو رد نکردم، اگه نباشه که غرب وحشی میشه.
در ایران هیچ معنی‌ای نمیده. "کارگر باید پیش از خشک شدن عرقش، دستمزدش را
بگیره". چه دروغ‌هایی!! کارگران اهواز ۳۴ روزه که ریختن تو خیابون‌ها که حق‌شون را
بگیرند، اما کسی سر سوزنی اهمیتی نمیده. و هزار نمونه‌ی دیگه که نه اینجا جاشه و نه
در اینجا می‌گنجد.
برو تو خیابون‌ها ببین حرف جوان‌ها چیه، شاید به نتیجه‌ای رسیدید!
نمیدونم چرا یک جوان تا دم از حق و قانون میزنه، فکرها تند میره سمت
این چیزهایی که شما گفتید.
شاد و پایدار باشید.
[quote='mt1397']هر ۱۵-۱۶ سال یک بار باید این قانون‌ها دگرگون بشن، چرا که هیچ‌کس نمیتونه
و نباید هم بتونه برای نسل آینده از قانون چند دهه پیش دم بزنه! این قانون‌ها
به دردِ منِ جوان نمی‌خوره، یک مشت پیری اومدن این رو نوشتن که به درد دوره
دقیانوس خودشان می‌خوره!
حیفِ چوب که بریده شده و برگی ‌که این نوشته‌های کُمدی رو روش نوشتن.
چیزی جز یک مشت نوشته نیست، اجرایی در کارش نیست. قانون همچون تار تارتنک
میمونه که ناتوان‌ها (=ضعیف‌ها) را به دام می‌ندازه، اما برای کله‌گنده‌ها، پاره میشه.
به گفته‌ی امام علی (ع) قانون یعنی هر چیزی که در جای خودش قرار بگیره.
هیچی کشور ما سر جای خودش نیست![/quote]
"... آگاه باشید اگر دعوت شما را بپذیرم، براساس آنچه که می دانم با شما رفتار می کنم و به گفتار این و آن، و سرزنش سرزنش کنندگان، گوش فرا نمی دهم. اگر مرا رها کنید چون یکی از شما هستم که شاید شنواتر، و مطیع تر از شما نسبت به رییس حکومت باشم، در حالی که من وزیر و مشاورتان باشم، بهتر است که امیر و رهبر شما گردم."
نهج البلاغه، خطبه 92
"... به جانم سوگند اگر شرط انتخاب رهبر،حضور تمامی مردم باشد،هرگز راهی برای تحقق آن وجود نخواهد داشت، بلکه آگاهان دارای صلاحیت و رأی، و اهل حل و عقد، رهبر و خلیفه را انتخاب می کنند، که عمل آنها نسبت به دیگر مسلمانان نافذ است. آنگاه نه حاضران بیعت کننده، حقّ تجدید نظر دارند و نه آنان که در انتخابات حضور نداشتند، حق انتخابی دیگر را خواهند داشت. ..."
نهج البلاغه، خطبه 173
"... شما را به خدا آیا منتظرید رهبری جز من با شما همراهی کند و راه حق را به شما نشان دهد؟ ... "
نهج البلاغه، خطبه 182
".... همانا بیعت برای امام یک بار بیش نیست، و تجدید نظر در آن می نخواهد بود، و کسی اختیار از سرگرفتن آن را ندارد. آن کس که از این بیعت عمومی سر باز زند، طعنه زن، و عیبجو خوانده می شود، و آن کس که نسبت به آن دو دل باشد، منافق است."
نهج البلاغه، نامه 7
"... و فرمان برداری از امام را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب کرد."
نهج البلاغه، حکمت 252
امام علی با دموکراسی مخالف بوده و طرفدار آریستوکراسی است که در بخشی از خطبه دوم که بالا قرار داده شده کاملا دیده می شود. نمونه ایی دیگری از مخالفت آن با دموکراسی در نامه بالا می باشد؛ زیرا حکومت مردم بر مردم، یعنی مردم به نوبت مدتی ریاست دولت را بر عهده بگیرند که مردم به مردم باشد نه یک نفر راس قدرت، که یک نفر بر مردم باشد. در خطبه دوم می گوید سرزنش پذیر نیست که یعنی انتقاد را قبول ندارد و حرف خودش را مد نظر دارد و در نامه بالا عیب جویی را کار دشمنان می داند. بخشی از خطبه سوم که بالا هست ادعا دارد که رهبری راه حق را نشان می دهد و ساختار اجتماعی ندارد که شما بخواهید در آن اظهار نظر کنید بلکه ساختاری معنوی دارد که شما باید عنان تان را طبق حکمت آخر به دست رهبر خویش بدهید و آن را بزرگ بپندارید نه خادم مردم که همانطور که خطبه اول می گوید: " هرگاه شما را فرا خواندم، اجابت نمایید و هرگاه فرمان دادم، اطاعت کنید".در گفتمان دموکراتیک که افرادی چون شما حق اظهار نظر دارید، برای توصیف روابط دولت و شهروند از واژه اجابت و اطاعت استفاده نمی شود. در خطبه اول امام علی حقی را برای مردم به نام تربیت مقرر می کند که وظیفه آن تعیین خوب و بد مردم و به عبارتی صلاح آن ها در زندگی شخصی خویش است. در لیبرال دموکراسی هرکسی سبک زندگی اش را خودش مشخص می کند و افراد که به جمله قبلی اعتقاد دارند مفهومی به نام تریبت را در نظام قبول ندارند و امام علی تربیتی را برای مردم مقرر کرده است؛ چون می گوید " ... شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. ... " که این نشان می دهد این تربیت از جانب امام علی است زیرا مردم راه و رسم زندگی را نمی دانند. و این حق به عبارتی از جانب امام علی بر مردم مقرر شده است و امام علی خودش چگونگی این حق را برای مردم مشخص کرده است نه مردم آن را، زیرا وگرنه تربیت شایسته خود را می دانستند و نیازی نبود امام علی آن را به مردم یاد دهد.
حال من نمی دانم چه چیزی به درد شمای جوان می خورد؟ می خواهید مواد و نوشیدنی های مسکر و روابط زناشویی خارج از ازدواج آزاد شود؟ (چون گفتید جوان، ذهن آدم به چیزهای نشاط آور که بیشتر جوانان خواستار آن هستند می رود.) یا عقاید نو متضاد با سنت های قدیمی همچون آزادی دگراندیشان و دگرباشان؟ و در آخر قانون چیز بسیار خوبی هست زیرا باعث می شود از حق مستضعف علیه غنی دفاع کند و قوانین اگر نباشند ما به پول سالاری می رسیم و همچنین قانون باعث ایجاد امنیت و رعایت حقوق شخصی افراد می شود. قانون بد باعث شده است که شما دیدگاه قانون ستیزانه داشته باشید.
هر ۱۵-۱۶ سال یک بار باید این قانون‌ها دگرگون بشن، چرا که هیچ‌کس نمیتونه
و نباید هم بتونه برای نسل آینده از قانون چند دهه پیش دم بزنه! این قانون‌ها
به دردِ منِ جوان نمی‌خوره، یک مشت پیری اومدن این رو نوشتن که به درد دوره
دقیانوس خودشان می‌خوره!
حیفِ چوب که بریده شده و برگی ‌که این نوشته‌های کُمدی رو روش نوشتن.
چیزی جز یک مشت نوشته نیست، اجرایی در کارش نیست. قانون همچون تار تارتنک
میمونه که ناتوان‌ها (=ضعیف‌ها) را به دام می‌ندازه، اما برای کله‌گنده‌ها، پاره میشه.
به گفته‌ی امام علی (ع) قانون یعنی هر چیزی که در جای خودش قرار بگیره.
هیچی کشور ما سر جای خودش نیست!
نظرات و تاریخ هاشون رو دنبال کنید. به چیزای جالبی میرسید
نسخه ی با کیفیت بهتر جایگزین شد.
با تشکر از جناب amir khosravi
نیست که تو همین ایرانمون قانون رو دور نمیزنن تو خیلی از جاها :-)
PDF
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
4 مگابایت
comment_comments_for_the_file
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک