رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.
جامعه شناسی نخبه کشی
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 124 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 124 رای
جامعه شناسی نخبه کشی، قائم مقام، امیرکبیر، مصدق: تحلیل جامعه شناختی برخی از ریشه های تاریخی استبداد
شابک: 9643123502

این کتاب با استناد به تاریخ به بیان علل عقب ماندگی ایران و نقش مردم، حاکمیت و عوامل خارجی در آن می پردازد و همزمان وضعیت و عوامل پیشرفت کشورهای خارجی را بررسی می نماید
این کتاب اطلاعات پراکنده را دسته بندی می کند و سردرگمی ها را از بین می برد و ما را با واقعیت های بسیاری آشنا می کند. تمام قسمت های کتاب آموختنی های بسیار دارد، بنابراین خواندن کامل ان بسیار سودمند خواهد بود اگر چه قلم نویسنده کتاب جاذبه ای دارد که شما را تا آخر با کتاب همراه می کند
فهرست مطالب گنجانده شده در این کتاب از این قرارند:
“ویژگی فرهنگ اقتصادی ایران، میرزا ابوالقاسم قائم مقام، میرزا تقی خان امیر کبیر اتابک اعظم، از امیر تا مصدق و غیره
*قسمتی از مقدمه کتاب: می گویند قائم مقام را توطئه گران دربار قاجار و محمد شاه به کمک ایادی بیگانه کشتند و امیرکبیر را به همین شکل به روزگار ناصرالدین شاه نسبت می دهند و مصدق نیز چهل سال تبعید و زندان را مدیون سازمان سیا و پهلوی است. این کتاب می گوید اینها علت قریب هستند، باید به دنبال عللی گشت که اگر نبودند نظامی پرداخته نمی شد که در آن اصلاحگران توفیقی به پیشبرد مقاصد خود نیابند. آن علت ها عللی بودند که استبداد را دامن زدند و مانع جدی توزیع قدرت بودند و هم جلوی انباشت ثروت را می گرفتند و هم انباشت علم را. زندگی روزمره بود و در نتیجه مانع تقسیم کار فکری و مانع انباشت علم و دانش نیز بودند
*در صفحه 213 در رابطه با واژه ساده “کار” می خوانیم: فرانسوی ها همان تلقی را از کار ندارند که ژاپنی ها و ژاپنی ها همان چیزی را از کار نمی فهمند که ایرانی ها. وقتی به ایرانی گفته می شود “کار” منظور بیشتر این است که با یک پیچیدگی خاص موفق شود یکبار و برای همیشه ” دست خود را به جایی بند کند” و مسئله تخصص و دانش ان کار، ادامه و پیشبرد آن، آزمایش و رشد در آن کار و هزاران “و”ی دیگر در آن بی معنی است. اما ژاپنی ها (ادامه دارد
* در صفحه 213 در رابطه با مصدق می خوانیم: نخست وزیر ما در مورد مردم سخت مأخوذ به حیا بود. نه چون ماکیاول بود که تمام اندرون سیاست را بر ملا کند و نه لاابالی که به اصول آن سرسپرد، بلکه سیاست مداری بی نهایت شریف بود که سعی وافری داشت از کسی بد نگوید، حتی از دشمنانش چه رسد به مردم که تنها برای آنها زندگی می کرد. روی این عقیده و ایمان بود که (( هر چه فحش شنیدم و یا در جرائد بی مسلک مزدورخواندم، پر کاهی بر من اثر ننمود. و هر وقت به یاد پندی می امدم که از مادرم شنیدم و آن پند این بود که “وزن اشخاص در جامعه به قدر شدائدی است که آنها در راه مردم تحمل می کنند” برای مبارزه بیشتر حریص می شدم و خود را بهتر مجهز می کردم.)) و (( من این نهضت را تا زنده ام ادامه می دهم و از راه ان منحرف نخواهم شد.)) و از روی انصاف هم نشد. و اینها سه نفر بیشتر نیستند. قائم مقام می گفت این معاهده ترکمن چای تحمیل است و من به ” مردی و نامردی” آن را می شکنم. و امیر با تقدیم رگ دست حرف خود را ثابت کرد . بقیه همه در تنگناها با توجیه و توسل به آسمان و ریسمان از کوره مبازره سر برتافتند. ولی پیشبرد کار همیشه منوط بر حمایت مردم است، چون من ” نهضت استیفای حقوق ملت را تا جایی ادامه می دهم … که در این راه دشوار از برکت افکار عمومی مستفیص و بهره مند هستم و از هیچ مشکلی نمی هراسم …”
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
Bronowski
Bronowski
۱۳۸۹/۱۲/۰۷
درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی جامعه شناسی نخبه کشی

تعداد دیدگاه‌ها:
49
قسمتی از مقدمه کتاب:
می گویند قائم مقام را توطئه گران دربار قاجار و محمد شاه به کمک ایادی بیگانه کشتند و امیرکبیر را به همین شکل به روزگار ناصرالدین شاه نسبت می دهند و مصدق نیز چهل سال تبعید و زندان را مدیون سازمان سیا و پهلوی است. این کتاب می گوید اینها علت قریب هستند، باید به دنبال عللی گشت که اگر نبودند نظامی پرداخته نمی شد که در آن اصلاحگران توفیقی به پیشبرد مقاصد خود نیابند. آن علت ها عللی بودند که استبداد را دامن زدند و مانع جدی توزیع قدرت بودند و هم جلوی انباشت ثروت را می گرفتند و هم انباشت علم را. زندگی روزمره بود و در نتیجه مانع تقسیم کار فکری و مانع انباشت علم و دانش نیز بودند و...
🔹در این کتاب در رابطه با واژه ساده "کار" می خوانیم:
فرانسوی ها همان تلقی را از کار ندارند که ژاپنی ها و ژاپنی ها همان چیزی را از کار نمی فهمند که ایرانی ها. وقتی به ایرانی گفته می شود "کار" منظور بیشتر این است که با یک پیچیدگی خاص موفق شود یکبار و برای همیشه " دست خود را به جایی بند کند" و مسئله تخصص و دانش ان کار، ادامه و پیشبرد آن، آزمایش و رشد در آن کار و هزاران "و"ی دیگر در آن بی معنی است. اما ژاپنی ها و .... ادامه دارد
🔹در صفحه ۲۱۳ در رابطه با مصدق می خوانیم:
نخست وزیر ما در مورد مردم سخت مأخوذ به حیا بود. نه چون ماکیاول بود که تمام اندرون سیاست را بر ملا کند و نه لاابالی که به اصول آن سرسپرد، بلکه سیاست مداری بی نهایت شریف بود که سعی وافری داشت از کسی بد نگوید، حتی از دشمنانش چه رسد به مردم که تنها برای آنها زندگی می کرد. روی این عقیده و ایمان بود که (( هر چه فحش شنیدم و یا در جرائد بی مسلک مزدورخواندم، پر کاهی بر من اثر ننمود. و هر وقت به یاد پندی می امدم که از مادرم شنیدم و آن پند این بود که “وزن اشخاص در جامعه به قدر شدائدی است که آنها در راه مردم تحمل می کنند” برای مبارزه بیشتر حریص می شدم و خود را بهتر مجهز می کردم.)) و (( من این نهضت را تا زنده ام ادامه می دهم و از راه ان منحرف نخواهم شد.)) و از روی انصاف هم نشد. و اینها سه نفر بیشتر نیستند. قائم مقام می گفت این معاهده ترکمن چای تحمیل است و من به ” مردی و نامردی” آن را می شکنم. و امیر با تقدیم رگ دست حرف خود را ثابت کرد . بقیه همه در تنگناها با توجیه و توسل به آسمان و ریسمان از کوره مبازره سر برتافتند. ولی پیشبرد کار همیشه منوط بر حمایت مردم است، چون من ” نهضت استیفای حقوق ملت را تا جایی ادامه می دهم … که در این راه دشوار از برکت افکار عمومی مستفیص و بهره مند هستم و از هیچ مشکلی نمی هراسم …”
#مطلب_روز اسفند ۱۳۲۲ سخنرانی دکتر مصدق در مجلس در نکوهش خودکامگی و مواضع دوگانه بیگانگان
دکتر مصدق ۱۷ اسفند ۱۳۲۲ در سخنرانی خود، در مجلس شورای ملی چنین می‌گوید: « اگر وطن‌پرستی مذموم است، پس چرا دولت‌های بزرگ این همه در راه منافع کشورهایشان تلاش می‌کنند؟ اگر دموکراسی ناپسند است، چرا این دولت‌ها در کشورهای خودشان تا این اندازه پایبند آن هستند؟ اگر آزادی مطبوعات موجب زیان و خسارت می‌شود، چرا [در کشورهای دموکراسی غربی] دولتها در کار مطبوعات مداخله نمی‌کنند؟
هیچ دولتی در زیر سایه حکومت استبدادی به جایی نرسیده است. مقایسه زمان حال (که تازه نامی از آزادی شنیده‌ایم) با دوره رضاشاه و نتیجه‌گیری به نفع آن دوره، اشتباهی بزرگ است.... دیکتاتور شبیه پدری است که اولاد خود را از محیط عمل دور می‌کند و پس از مرگ خود اولادی بی‌تجربه و بی‌عمل بگذارد....پس باید گفت که در جامعه، افراد در حکم هیچ‌اند و باید آنها را یک نفر اداره کند. این همان سلطنت استبدادی است که بود. مجلس برای چه خواستند و قانون اساسی برای چه نوشتند؟ و یا باید گفت حکومت ملی است و تمام مردم باید غمخوار جامعه بوده و در مقدرات شرکت نمایند. در این صورت منجی و پیشوا مورد ندارد. اگر ناخدا یکی است هر وقت که ناخوش شود، کشتی در خطر است و وقتی که مرد کشتی به قعر دریا می رود. واگر ناخدا متعدد شد، ناخوشی و مرگ یک نفر در مسیر کشتی موثر نیست.»
مصدق و نبرد قدرت- همایون کاتوزیان، ص ۱۱۷
@mohammadmosaddegh
نقش مرموز شوروی در عقب افتادگی ایران :
1- شیخ فضل الله نوری از مخالفان سرسخت مشروطیت (‌شما بخوانید مردم سالاری و دموکراسی ) بود هواداران او در میدان توپخانه جمع می شدند و فریاد می زدند : ما چای و پلو خواهیم - مشروطه نمی خواهیم !
- مصدق از طریق مریم فیروز، که دختر دایی او بود و به منزلش رفت‌وآمد داشت، از کیانوری خواسته بود که حزب توده در مقابل کودتا بایستد، اما حزب توده در اقدام و عمل کوتاهی کرده بود. آوانسیان، از دیگر اعضای حزب، نیز بر همین عقیده بود و می‌گوید که آقای کیانوری از مخالفان اصلی مقابله حزب توده با کودتا بود
2- کیانوری نوه شیخ فضل الله دبیر اول حزب توده در ابتدای انقلاب بود . او قویا از اعدام های صادق خلخالی دفاع می کرد !
3- هواداران حزب توده قبل از دانشجویان خط امام محوطه سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند که توسط نیروهای کمیته بیرون انداخته شدند !‌
4- اسناد کودتای نوژه توسط کیانوری در اختیار هاشمی رفسنجانی قرار داده شد !
5- در کنفرانس باکو در سال 1920 زینیوف ( دبیرکنفرانس ) ازطرف بلشویک ها خطاب به 1819 نفر مسلمان حاضر ( که حدود 300 نفرشان از ایران بودند ) می گوید :
رفقا در گذشته راجع به جهاد مقدس بسیار شنیده‌اید ولی شما ای کسانی که برای اولین بار در کنگره خلق شرکت می‌کنید، باید جهاد مقدس را علیه سرمایه‌داری غارتگر انگلیس و فرانسه در همه جا آغاز کنید
از دوستان خواهش می کنم روی این کلمات کلیدی : جهاد مقدس و سرمایه دار غارتگر انگلیس ، بیشتر دقت کنید تا پیدا کنید پرتقال فروش را !‌!‌!‌!‌!‌
حوادث این چند وقت سندی بر حقانیت گفتار شما. از جمله نقش روسیه در مذاکرات برجام.
در جریان مناظره میان احمدی نژاد و کروبی ،‌کروبی به احمدی نژاد گفت : وضعیت گرانی و تورم خیلی بد شده است احمدی نژاد ، از قبل تعدادی برگه تهیه کرده بود که روی آن یک سری عدد و رقم و منحنی های آماری بود و سعی داشت با لفاظی و سرهم بندی ( و اصطلاحتی مانند تورم نقطه به نقطه و . . . ) اعلام کند که خیر شما اشتباه می کنید تورم که نبوده هیچ ، اتفاقا همه چیز عالی و اوضاع اقتصادی خیلی هم خوب است ! کروبی که با چشمان خیره داشت به اعداد و ارقام و اصطلاحات عجیب و غریب احمدی نژاد نگاه می کرد در پاسخ گفت : من نمی دانم من فقط این را می دانم که دیروز رفته بودند گوجه بخرند ، کیلویی ( عددش یادم نیست ) فلان تومان خریده بودند نقطه به نقطه اش را هم من نمی فهمم !‌!‌!‌ دوست عزیز ، یکی از همکاران من دو فرزند پسر دارد هر دو به کانادا رفته اند (‌برای تحصیل ) بچه های خوبی هستند و من کمابیش آنها را می شناسم اهل هیچ فرقه و برنامه ای نیستند و سرشان به درس و مشقشان است ( یعنی نه کاری به دین دارند و نه به سیاست . . . فقط بچه های خوب و درس خوان هستند ) یکماه بعد از ورود به کانادا درتماس تلفنی به مادرشان گفته بودند انگار وارد بهشت شده ایم ! چقدر همه چیز اینجا عالی و خوب است . . . چه آرامش خوبی . . . ( تنها گله آنها این بوده که دانشجویان کانادایی با هم می جوشند و ملیت های دیگر را تحویل نمی گیرند و اینکه آنجا هوا بیشتر اوقات سرد است . . . ) حتی یکی از بچه های ایشان گفته بود اگر روزی قرار باشد من اینجا بمانم و آشغال از داخل پیاده رو جمع کنم و شبها گوشه خیابان بخوابم ، ماندن در اینجا را به بازگشتن ترجیح می دهم . . . . در خصوص کشورهایی که مثال آوردید هر کشوری که رد پای کاهنان مذهبی و فرقه بازی و درگیرهای مذهبی و یا رد پای شاه و شاهنشاهی در آن باشد نمی تواند روی خوش آرامش را به خودش ببیند . . . دموکراسی یعنی 4 سال یکبار یک نفر با رای مردم . . . باشیخ نشینی وخلیفه بازی و بودا پرستی و ادرار گاو خوردن و گاوپرستی نمی توان به دموکراسی رسید . . . . اختلاف من با شما در این است که شما (( یا نوع تفکر و عقیده شما )) اگر به قدرت برسید کاری به رای اکثریت مردم ندارید و می خواهید با ضرب و زور چوب و چماق ، برداشت و تفسیر خودتان از اسلام را به خورد جامعه بدهید ولی من عقیده دارم جامعه اگر هم اشتباه می کند خودش باید متوجه اشتباهش شود و با زور قانون و بگیر و ببند ، یک جامعه روی صلاح و رستگای به خودش نمی بیند کما اینکه طی چند هزار سال گذشته ندیده است . . . .

مسئله مهاجرت، شما را به سر منزل مقصود نمی رساند. چرا؟ قیاس شما باید بر مبنای کشورهای دموکرات با دیکتاتوری باشد. محض اطلاع شما عرض می کنم که امارات عربی (با شاخص مردمسالاری 147)، حتی از بریتانیا (با شاخص 14) مهاجر پذیرفته است و روسیه با شاخص 140، از مولداوی با شاخص 79 نیز مهاجر گرفته است. می خواهم چه بگویم؟ اینکه ارتباط "رفاه و آسایش" که شما ذکر کردید با دموکراسی و مردمسالاری، هیچ است. به عنوان مثال هند ششمین اقتصاد جهان است و شاخص دموکراسی آن 41 است و در صدر کشورهای مهاجر فرست به عربستان با شاخص 159 قرار دارد.
به درستی متوجه شدید که اگر به کشورهای مذکور (سوئد و دانمارک) اشاره می کردید، نقاط ضعف و آفات دموکراسی در این کشورها را به شما متذکر می شدم. مشکل کجاست؟ اینکه دموکراسی از پایین و به قول شما آگاهانه هم تبعات فاجعه باری دارد. ذات انسان یکیست. همانگونه که قدرت مطلق، فسادآور است، آزادی مطلق هم مفسده انگیز است.
من نافی دستاوردهای غرب نیستم (و کدام انسان منصفی هست؟)، من نافی تاثیر دموکراسی بر این دستاوردها هستم. مسئله از دیدگاه من در مدیریت دانش و تنش زدایی است. حتی یک مثال نقض (چین) می تواند فرض شما در منوط بودن توسعه به مردمسالاری را زیر سوال ببرد. تفاوت دیدگاه شما و برادر کوچکتان بر سر یک انتخاب است. ارائه آزادی مطلق و در کنار آن تحمل آسیب های فرهنگی، یا کاستن از دوز آزادی و کاهش آسیب های فرهنگی؟ انتخاب بنده گزینه دوم است.
مثال شما در خصوص تداوم فاشیسم، انگشت گذاشتن بر نقطه ایست که حد آزادی مقبول و مشروع است. عنایت کنید که ما بر سر دو راهی آزادی مطلق و دیکتاتوری مطلق سخن نمی گوییم. بحث بر سر آزادی مطلق و آزادی مشروط و مشروع (در چارچوب شرع مقدس) است.
من بر خلاف شما هر انقلاب، شورش و کودتا را "شر" نمی دانم. هزار نکته ی باریکتر ز مو اینجاست. پارامترهای مختلفی را باید اندازه گیری نمود تا بتوان در خصوص فلان انقلاب در فلان زمان در فلان سرزمین نظر داد.
خیلی هم مایه مسرت من است که به زیبایی های دموکراسی اشاره می کنید. این سخنان شما مایه ی روشنی ذهن من است و منکر آن نیستم. ولی هنر مِی را که گفته اید، عیبش را نیز برشمرید. از بابت پرچانگی هم معذرت می خواهم. عرض دیگری با حضرتعالی ندارم. والسلام
1- چرا تا کنون یک نفر از غرب برای رفاه و آسایش به ملل عقب افتاده مهاجرت نکرده ولی سیل مهاجرت ها از آفریقا و خاورمیانه و . .. به سوی غرب است!!!‌ اگر آنجا بد است چرا همه می خواهند بروند همانجای بد و بعد از آن همانجا می مانند و باز نمی گردند ؟2- روستازاده ای به کاخ شاه میرود و چند روزی در آنجا مهمان میشود از غذاهای لذیذ نوش جان می کند و در باغستان ها گردش می کند و تابلوهای نقاشی را می بیند و شبها در اتاقی با بسترهای حریر می خوابد و . . . روزی به یکی از دستشویی های کاخ می رود که دست بر قضا خراب بوده و مگس فراوان و بوی بد و صحنه زننده ای آنجا را گرفته بوده است او از این صحنه عکس می گیرد و در بازگشت به روستای خودش هر روز و هر شب فقط از افتضاح همان دستشویی داد سخن می داده است ! این فرد قطعا دروغ نمی گفته و برای سخن خودش سند و مدرک و عکس هم داشته !‌!‌!‌ ولی دوست خوبم آیا به نظر شما این انصاف است ؟ !‌!‌!‌ غرب ، اینهمه دستاورد داشته از دارو و دکتر و بیمارستان و وسایل پزشکی و حمل و نقل و همین رایانه و مردم سالاری و تفکیک قوا و حقوق بشر و که اگر بخواهیم بنویسیم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود غرب اگر شر هیتلر را کم نکرده بود من و شما اکنون به جای این بحث ها در اردوگاههای کار اجباری گشتاپو (( به جرم نماز خواندن )) مشغول کار بودیم ! اصلا مهمترین پیامد عملی دموکراسی ( واقعی ) این است که شر هر گونه انقلاب و شورش و یا کودتا را از سر مردم کم می کند . . . به طرفداران ترامپ می گوید : ناراحتی که جو بایدن رییس جمهور شده اشکالی ندارد 4 سال صبر کن و بعد همه را جمع کنید و دوباره به ترامپ رای بدهید به جای اینکه بخواهید برای سرنگونی جو بایدن شورشکنید و هسته های مسلحانه تشکیل بدهید و ترور کنید و بعدش هم دچار زندان و شکنجه و اعدام شوید فقط 4 سال صبر کنید . . . آیا فقط همین ، بهترین ارمغان دموکراسی نیست ؟
من 30 کشور برای شما نام می برم که آزادی و دموکراسی همراه با آگاهی و قانون مداری باعث رشد و پیشرفت و شکوفایی و رفاه ‌اسایش مردم آنها شده است ولی متاسفانه دقیقا می دانم برخورد و یا پاسخ شما چیست !‌!‌! مثلا من اگر گفتم : سوئد یا دانمارک یا نروژ یا بلژیک یا سوییس یا کانادا و . . . شما جستجو می کنید و مواردی منفی را از این جوامع پیدا می کنید که بعله . . . آمار سقط جنین چنان بوده و آمار خودکشی چنان ، پس آزادی بد است !‌ ولی ذکر چند نکته در اینجا مسالهرا روشن تر می کند: 1- بنا نیست بهشت موعود و یک جامعه آرمانی در روی زمین ایجاد شود اصولا با طبع بشر و خاکی بودن کره ما و مادی بودن زندگی ما چنین امری بعید است بهشت متعلق به آن دنیاست ! من حتی می توانم از زمان صدر اسلام یعنی پیامبر اسلام و 4 خلیفه راشدین موارد متعدد و منفی را نام ببرم که بسیار بدتر از موارد منفی مورد اشاره شما از غرب باشد 2- آنجا چون آزادیست آمار واقعی ارائه می شود و افراد مذهبی از این کار سوء استفاده می کنند در حالیکه آمار واقعی مشابه ( مثلا سقط جنین در داخل کشورهای اسلامی ) قطع بیشتر از آمار رسمی دولتی است ولی وجود سانسور دولتی یا خودسانسوری و مسائل فرهنگی باعث کتمان آمار واقعی می شود
من از سیاوش عزیز درخواستی دارم. اگر ممکن است یک جامعه برای بنده و خوانندگان نام ببرید که آزادی در آن، همراه با آگاهی بوده و آفات و تبعات منفی نداشته باشد. چون من هر چه به ذهن خودم مراجعه می کنم، هیچ جمع علیه السلامی بر کره خاک سراغ ندارم که آزادی -در کنار فواید آن- مفسده نداشته باشد.
من هم موافقم که اجبار نتیجه معکوس "می تواند" به جای بگذارد. ولی شما ناگزیر از اجبارید. مثال خوب و مناسبی در خصوص یکی از دوستانتان زدید و مرا هوشیار ساختید که جمله ای که قصد بیان آن را دارم، با احتیاط بیشتری عرض کنم. آیا مواد مخدری مثل هروئین و کراک را باید آزاد ساخت یا ممنوع کرد؟ البته که باید ممنوع کرد. من از مثال خودم (مواد مخدر) و مثال شما (فرزند دوست شما) به یک جمع بندی می رسم که امیدوارم اگر در اشتباه هستم، به من متذکر شوید. جمع بندی من این است که در پاره ای از امور می توان آزادی عمل داد و در پاره ای از امور نمی توان (و نباید!). مسئله بر سر این است که این امور کدامند؟ بنده معتقدم اموری که خط قرمز باید تلقی گردند، احکام خدا و نیز مسائل مربوط به حقوق عمومی هستند و اموری که می توان در خصوص آنها آزادی عمل قائل شد، مسائل امور خصوصی و نیز مواردی است که الله در خصوص آن ها سکوت فرموده است (طبیعتاً نه از روی فراموشی!).
اما چرا عرض می کنم که مجازات الله قطعی است؟ به دو دلیل. دلیل نخست این است که معتقدم این آیات احکام، فارغ از مفید به منظور بودن، بالذات هم قدسیت داشته و صرف عمل به آنها، وظیفه است. یعنی چه قصاص منجر به ترویج خشونت بشود یا نشود، آنچه مهم است عمل کردن به آن است نه تاثیر آن!
دلیل دوم هم این است که از منظر بنده، این احکام، بیشترین تاثیر را در مسائل مد نظر خدا دارد و بهترین عوامل بازدارنده زیان های اجتماعی، همانهاست که الله تعیین فرموده. در نتیجه بابت زیان زدن به اجتماع هم معصیت دیگری به پای کنار زنندگان احکام نوشته می شود. ما حسابمان پاک است و از محاسبه باکی نداریم. رستگار باشید
چرا می فرمایید مجازات الله فارغ از نتیجه ، قطعی است ؟ مگر خداوند در جای جای قرآن سخن از تعقل و تفکر و تدبر نزده است ؟ مگر نفرموده که قصد پیامبر : برداشتن غل و زنجیر از دست انسانهاست ؟ مگر هدف از بعثت پیامبران : رفاه و رهایی و آسایش مادی و معنوی و اتفاق نوع بشر نبوده است . . . به عنوان مثال : چرا اگر نتیجه حذف قانون حجاب اجباری ( البتهبه صورت تدریجی و همراه با آگاهی و تقویت سیستم های نظارتی و امنیتی )، خوب بود و باعث امنیت و رشد و تعالی بهتر یک جامعه شد چرا خداوند باید مجازات کند ؟ به خصوص وقتی که نتایج سوء حجاب اجباری را داریم مشاهده می کنیم ؟ آیا خداوند که خودش سفارش به تعقل و تدبر کرده نعوذ بالله در اینجا غیر منطقی می شود و می گوید حرف فقط حرف من ؟
1- در خصوص زیرساخت فرهنگی و بهار عربی و . . . اگر دقت کنید من نیز گفتم که : اگر آزادی همراه با آگاهی نباشد و به تدریج و آرام آرام هم نباشد دقیقا همان می شود که شما فرمودید . . . .
2- من موافق همجنس بازی و زنا و مصرف مشروبات الکلی و بی بند و باری زنان نیستم ولی تجربه تاریخی نشان می دهد اجبار در این زمینه ، نتیجه معکوس دارد ( به عنوان مثال وضعیت حجاب اجباری در کشور خودمان و همچنین قانون منع مبادله و خرید و فروش مشروبات الکلی در دهه 1930 در آمریکا که با شکست فاحش روبرو شد )
3- من نمی گویم این قوانین بر اساس نظر من تصویب شود بلکه اگر توسط مجمعی از کارشناسان بیطرف و غیر متعصب روانشناسی و جامعه شناسی و دینی به تصویبرسید و در سطح جامعه اثر مثبت داشت
4- انسان موجودی کنجکاو است و نتیجه هر کرای را خودش باید بفهمد اجازه بدهید داستانی واقعی رابرای شما بیان کنم . یکی از دوستان من تعریف می کرد که دختربچه 2 ساله او مرتب می رفت طرف بخاری و مادرش دائم مراقب و نگران بود و او را منع می کرد یک روز من گفتم اجازه بده که برود و خودش متوجه شود که جریان از چه قرار است . دختربچه بیچاره دستش رابه بخاری میزند و می سوزد و ناله اش به هوا بلند می شود و دگیر تا ابد طرف بخاری نمی رود . دوست خوبم اگر این چند مورد واقعا نظر خداوند است و تفسیر شما نیز با نظر خداوند یکیست چون در خصوص آن طی سالیان گذشته جار و جنجال زیادی به راه افتاده به نظر من اشکالین دارد اجازه بدهید مردم در خصوص این چند مورد هر کاری دلشان خواست انجام دهند و عواقبشرا هم خودشان با تمام وجود درک کنند . . ..
comment_comments_for_the_file
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک