رسته‌ها
زمانه خراب شده
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 105 رای
نویسنده:
مترجم:
رضا همراه
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 105 رای
[B]شانزده داستان کوتاه[/B]

✔️ از داستان "سر سیخک چه جوری باید باشه؟":
توی سرسرای مجلل هتل، مرد چاق و چله ای روی کاناپه ای که درست روبروی در بزرگ و شیشه ای هتل بود نشسته و در حالیکه پشت سر هم سیگار دود می کرد، چهارچشمی رفت و آمد رهگذران خیابان را زیر نظر داشت.
طولی نکشید پنج مرد به داخل هتل آمدند. از وضع لباسهای آنها معلوم میشد اهل دهات هستند و تازه از راه رسیده اند. مرد چاق که روی کاناپه نشسته بود به محض اینکه آنها را دید، گفت: سلام علیکم...
پنج نفر تازه وارد به طرف او برگشتند و همه با هم جواب سلام مرد چاق را دادند. مرد چاق پرسید:
- حتما برای انجام کار مهمی به آنکارا آمدین؟
مردی که دندانهایش طلا بود جواب داد:
- کار به خصوصی نداریم، برای گردش آمدیم...

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
ghalam1356
آپلود شده توسط: ghalam1356
۱۳۸۹/۱۱/۰۱
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
218
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی زمانه خراب شده

تعداد دیدگاه‌ها:
9
کتاب های عزیز نسین به من دیدگاه تازه ای به زنئگی داده است
کتابهای عزیز نسین متنی روان و دلچسب داره و نزدیکی و شباهت دو ملت ایران و ترکیه سبب شده خواننده ایرانی ارتباط خوبی با کتابهای این نویسنده برقرار کنه.
اولین بار 13 سالم بود که کتابهای عزیز نسین رو خوندم الان 34 سالمه
عزیر نسین از آندسته نویسندگانی است که کتابهایش به دل می نشیند
عزیز نسین صدای طبقه متوسط جمعه است. طبقه ای که قدرت صدا در آوردن ندارند وقتی هم که جرأت پیدا میکنند میکنن شون تو زندان
درود به روح پاکش
يكي دو تا كتاب ازش خوندم واقعا عالي بودند
تشابه فرهنگی با ترکیه ... البته الان ترکیه خیلی جلو رفته
جالبه
بچه که بودم یه چندتا کتابش رو داشتم اما نمیدونم چرا داداشم اون ها رو معدوم کرد؟
شاید از ترس بود!!
آخه آیاتِ شیطانی رو هم عزیز نسین ترجمه کرده!!
آخه من نمیدونم این کتابِ مسخرهء آیاتِ شیطانی چی چی گفته که این آقایون رو اینقدر میترسونه؟
آخه مگه ماجرای یه آدمِ هندی و دوست و رفیق هاش توی شهر لندن اینقدر باید مهم باشه؟
...
عزیز نسین مردِ بزرگی بود.
به نظرم نباید وقتش رو با ترجمهء آیات شیطانی تلف میکرد!!!
فکر کن چندتا کتابِ دیگه رو نتونست بنویسه؟!! فقط به خاطر فرار از دستِ آقایون!!
عزیز نسین ادم رو یاد بچگی ها میندازه وقتی که تابستونها دنبال یک کتاب سرگرم کننده بودیم تا تو زیر زمین خونه برای فرار از دست گرما اومنجا وقت بگذرونیم.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file