رسته‌ها
کلیات عبید زاکانی
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 391 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 391 رای
شامل قطعات، غزلیات، مثنویات، رباعیات و لطایف

مقابله با نسخه تصحیح شده عباس اقبال آشتیانی و چند نسخه دیگر
شرح و تعبیر و ترجمه لغات و آیات و عبارات عربی: پرویز اتابکی

تعداد صفحات: 367
دارای هزلیات و غزلیات و مثنویات
خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی شاعر و نویسندهٔ طنزپرداز فارسی‌زبان قرن هشتم هجری است.از آثار وی میتوان عناوین زیر را نام برد:
* اخلاق الاشراف
* ریش نامه
* صد پند
* ترجیع بند ج...
* تضمینات و قطعات
* رباعیات
* رساله دلگشا
* تعریفات ملا دو پیاز
* منظومه موش و گربه
* منظومه سنگتراش
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
dustin
آپلود شده توسط: dustin
۱۳۸۹/۰۵/۰۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
367
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی کلیات عبید زاکانی

تعداد دیدگاه‌ها:
27
من مرحوم عبید زاکانی هستم !! هزار سال قبل کسی نمی دونست کپی رایت چیه . در ضمن من از خدامه که کسی نوشته هام رو بخونه پس شما ای کتابناک عزیز خودش رو ناراحت نکن و اجازه بده آثار من رو همه بخونن !!! آخه بابا این کارا چیه دیگه ؟ کی می تونه مدعی کتابهای عبید و حافظ و سعدی باشه ؟ از شما بعیده که اعتبار سایت خوبتون رو به همین راحتی زیر سوال ببرید . اگر مشکلی برای سایت پیش اومده شفاف بگین تا شاید کمکی از دست ما بریباد.
خیلی کتاب باحالیه من چند بار اون قدبما خونده بودمش. منتها دلم می خواست دوباره بخونمش. دستش درد نکنه هر کی آپلود کرده
مبدعِ جوکِ قزوینی و ترکی و شیرازی و شمالی ... اصفهانی و طهرانی و مشهدی و خوزی .. این آقاست متأسفانه انگار بایستی با دستانِ خودمون به تفرقه دامن بزنیم گرچه .. این روزها بازارِ ناسیونالیسم داغِ داغه اما خب .. ناسیونالیست ها معمولاً کتاب نمیخونند #
به راستی که عبید در پروراندن معانی دلکش کم نظیر است جوق قلندرانیم در ما ریا نباشد تزویر و زرق و سالوس آیین ما نباشد در هیچ ملک با ما کس دوستی نورزد در هیچ شهر ما را کس آشنا نباشد گر نام ما ندانند بگذار تا ندانند ور هیچمان نباشد بگذار تا نباشد شوریدگان ما را در بند زر نبینی دیوانگان ما را باغ و سرا نباشد در لنگری که مائیم اندوه کس نبیند در تکیه‌ای که مائیم غیر از صفا نباشد از محتسب نترسیم وز شحنه غم نداریم تسلیم گشتگان را بیم از بلا نباشد با خار خوش برآئیم گر گل به دست ناید بر خاک ره نشینیم گر بوریا نباشد هرکس به هر گروهی دارد امید چیزی ما را امیدگاهی غیر از خدا نباشد همچون عبید ما را دریوزه عار ناید در مذهب قلندر عارف گدا نباشد
هرگز دلم ز کوی تو جایی دگر نرفت یک دم خیال روی توام از نظر نرفت جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد سر رفت و آرزوی تو از سر بدر نرفت هر کو قتیل عشق نشد چون به خاک رفت هم بیخبر بیامد و هم بی‌خبر برفت در کوی عشق بی سر و پایی نشان نداد کو خسته دل نیامد و خونین جگر نرفت عمرم برفت در طلب عشق و عاقبت کامی نیافت خاطر و کاری بسر نرفت شوری فتاد از تو در آفاق و کس نماند کو چون عبید در سر این شور و شر نرفت
لطف تو از حد برون ، حسن تو بی منتهاست نیش تو نوش روان ، درد تو درمان ماست عشق تو بر تخت دل حاکم کشور گشای مهر تو بر ملک جان والی فرمانرواست پرتو رخسار تو مایهٔ مهر منیر چهرهٔ پرچین تو جادوی معجز نماست نرگس فتان تو لعبت مردم فریب غمزهٔ غماز تو جادوی معجز نماست از تو همه سرکشی وز طرف ما هنوز روی امل بر زمین دست طمع بر دعاست گر کُشدت ای عبید سر بنه و دم مزن عادت خوبان ستم ، چارهٔ عاشق رضاست
کتاب اگر سانسورنمی شدخیلی بهتر بود:-(:-(
درود به روان پاک این بزرگمرد( عبید زاکانی )
عبيد زاكاني اهل حال بوده ماشاا... البته در قالب شعر وطنز
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.