کویر

دارای امتیاز 5.4 از 6 در کتابناک با مجموع 2363 رای
کویر
نویسنده:
.
29 صفحه

از کتاب کویر:
آدم ها همه در یک سطح نیستند و از هم فاصله دارند اما همه از یک جنس اند ؛ هر که در این حیات ، در زیر این آسمان از چیزی به شعف آید از بلاهت جانوری و گیاهی برخوردار است ؛ نمی دانم چرا در هر شعفی ، هر خنده قاه قاهی ، هر بشکنی ، هر احساس خوشی ای موجی از حماقت غلیظ منفور و زشت پدیدار است ، نمی دانم قیافه های خوش و فربه چرا در چشم من ، تا حد استفراغ وقیح و قبیح و چندش آورند ؟
... واقعا هم خدا یک جو شانس بدهد ، چه شانسی ؟ خریت ! اوه که چه نعمتی است ، چه سرمایه ای است خوشبختی هر کس به میزان برخورداری او از این نعمت عظمی است و بس . این است تنها راز سعادت آدمی در حیات و بقیه اش همه حرف است و فلسفه بافی .
... چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش را کلاه بگذارد . چه تلخ است میوه درخت بینایی !!
... خودخواهی های بزرگ با «آوازه» و«عشق» سیراب می شوند اما دردمندی ها و اضطراب های بزرگ در انبوه نام و ننگ در گرمای مهر و عشق همچنان بی نصیب می مانند .

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: behnam53 در تاریخ ۱۳۸۷/۰۲/۳۱
» حجم: 0.92 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 2 دقیقه و 17 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 30
» مجموع دریافتها: 19970
» موردعلاقه 565 و موردتنفر 21 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
بی زمانی و حقیقت سرنوشت
سرّ ایمان: وحدت وجود و ایدئولوژی غدیر
جستاری کوتاه در فلسفه ی تحلیلی

افرونه‌ها

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
khoday
Member
نقل قول از maraal:
قبلن هم چندجا خونده بودم با ساواک همکاری داشته دیگه مطمئن شدم

دکتر حسین نصر : شریعتی عضو ساواک بود
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»

در این که شریعتی یه شخصیت سنت گرا با عقاید کهنه وپوچ بوده هیچ شکی نیست اما به نظر شما احمقانه نیست که بخوایم به ساواک بچسبونیمش.
عزیزمن هر حرفی رو هرکسی میزنه نباید باورکرد
چند سال پیش منم شنیدم که شریعتی با ساواک همدست بوده اما به هیچ عنوان ثابت نشده و بنظر من این فقط یک شایعه هست که بر علیهش چند تا آدم احساساتی در اوردن دوم اینکه شما چطور بعد از خوندن این کتاب متوجه ومطمعن شدید با ساواک همدست بوده؟
لطفآ یکم راهنمایی کنید یا اون صفحه که شما رو به این کشف عظیم رسوندو اعلام کنید
این قطعه ادبی یا به قول دوستان شعر سپید هم تقدیم به شما
با چشم ها

زحیرت این صبح نا به جای

خشکیده بر دریچه ی خورشید چارتاق

بر تاک سپیده ی این روز پا به زای

دستان بسته ام را

آزاد کردم از

زنجیرهای خواب.

فریاد برکشیدم :

« ــ اینک

چراغ معجزه

مَردم!

تشخیص نیم شب را از فجر

در چشم های کوردلی تان

سوئی به جای اگر

مانده است آن قدر،

تا

از

کیسه تان نرفته تماشا کنید خوب

در آسمان شب

پرواز آفتاب را !

با گوش های نا شنوائی تان

این طرفه بشنوید:

در نیم پرده ی شب

آوازه ی آفتاب را!»



دیدیم!

( گفتند خلق نیمی )

پرواز روشنش را ، آری!»



نیمی به شادی از دل

فریاد بر کشیدند:



« با گوش جان شنیدیم

آواز روشنش را!»



باری

من با دهان حیرت گفتم:



« ای یاوه

یاوه

یاوه،

خلایق!

مستید و منگ؟

یا به تظاهر

تزویر می کنید؟

از شب هنوز مانده دو دانگی.

ور تائبید و پاک و مسلمان ،

نماز را

از چاوشان نیامده بانگی!»





هر گاو گند چاله دهانی

آتشفشان روشن خشمی شد:



« این گول بین ، که روشنی آفتاب را

از ما دلیل می طلبد.»



توفان خنده ها...



« ــ خورشید را گذاشته،

می خواهد

با اتکا به ساعت شماطه دار خویش

بیچاره خلق را متقاعد کند

که شب

از نیمه نیز بر نگذشته ست.»



توفان خنده ها....



من

درد در رگانم

حسرت در استخوانم

چیزی نظیر آتش در جانم

پیچید.



سرتاسر وجود ِ مرا

گویی

چیزی به هم فشرد

تاقطره ئی به تفتگی ِخورشید

جوشید از دو چشمم.

از تلخی تمامی دریا ها

در اشک ناتوانی خود ساغری زدم.



آنان به آفتاب شیفته بودند

زیرا که آفتاب

تنها ترین حقیقت شان بود،

احساس واقعیت شان بود.

با نور گرمیش

مفهموم بی ریای رفاقت بود

با تابناکیش

مفهوم بی فریب صداقت بود.



( ای کاش می توانستند

از آفتاب یاد بگیرند

که بی دریغ باشند

در درد ها و شادی ها شان

حتا

با نان خشکشان.ــ

و کاردهای شان را

جز از برای قسمت کردن بیرون نیاوردند.)

ۀ

افسوس!

آفتاب

مفهوم بی دریغ عدالت بود و

آنان به عدل شیفته بودند و

اکنون

با آفتابگونه ای

آنان را

این گونه

دل

فریفته بودند!

ۀ

ای کاش می توانستم

خون رگان خود را

من

قطره

قطره

قطره

بگریم

تا باورم کنند



ای کاش می توانستم

ـــ یک لحظه می توانستم ای کاش ـــ

بر شانه های خود بنشانم

این خلق بی شمار را

گرد حباب خاک بگردانم

تا با دو چشم خویش ببینند که خورشید شان کجا ست

و باورم کنند



نقل قول  
maraal
Member
قبلن هم چندجا خونده بودم با ساواک همکاری داشته دیگه مطمئن شدم

دکتر حسین نصر : شریعتی عضو ساواک بود
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
نقل قول  
Btaraf
Member VIP
لطافت گل زیر انگشت های تشریح می پِِژمرد, آه که عقل این ها را نمی فهمد..
نقل قول  
sokootemahtab
Member
(انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد ،مگر انسان هایی که به چریدن مشغولند و پوزه در خاک دارند و غرقه در آب و علف اند؛ این ها که گوسفندان دو پایند. دکتر شریعتی) روحش شاد...
نقل قول  
mohandes safari
Member
... از کتاب کویر دکتر شریعتی

آدم ها همه در یک سطح نیستند و از هم فاصله دارند اما همه از یک جنس اند ؛ هر که در این حیات ، در زیر این آسمان از چیزی به شعف آید از بلاهت جانوری و گیاهی برخوردار است ؛ نمی دانم چرا در هر شعفی ، هر خنده قاه قاهی ، هر بشکنی ، هر احساس خوشی ای موجی از حماقت غلیظ منفور و زشت پدیدار است ، نمی دانم قیافه های خوش و فربه چرا در چشم من ، تا حد استفراق وقیح و قبیح و چندش آورند ؟
... واقعا هم خدا یک جو شانس بدهد ، چه شانسی ؟ خریت ! اوه که چه نعمتی است ، چه سرمایه ای است خوشبختی هر کس به میزان برخورداری او از این نعمت عظمی است و بس . این است تنها راز سعادت آدمی در حیات و بقیه اش همه حرف است و فلسفه بافی .
... چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش را کلاه بگذارد . چه تلخ است میوه درخت بینایی !!
... خودخواهی های بزرگ با «آوازه» و«عشق» سیراب می شوند اما دردمندی ها و اضطراب های بزرگ در انبوه نام و ننگ در گرمای مهر و عشق همچنان بی نصیب می مانند .
نقل قول  
گلبرگ 68
Member
تقسیم بندی انسان از نظر دکتر شریعتی:

*آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم نیستند. حضور عمده
آدم‌ها مبتنی بر فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم
می‌شوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

**آنانی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند هم نیستند (مردگانی متحرک
در جهان، خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند.
بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار، هرگز به چشم نمی‌آیند، مرده و زنده‌شان یکی
است.
***آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم هستند (آدم‌های معتبر و
باشخصیت، کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود
را می‌گذارند کسانی که همواره در خاطر ما می‌مانند، دوستشان داریم و
برایشان ارزش قائلیم).

****آنهایی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند، هستند (شگفت‌انگیز‌ترین
آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوهند که ما نمی‌توانیم
حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته
درک می‌کنیم . باز می‌شناسیم، می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و
چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان
اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم، گویی قفل بر زبانمان می‌زنند.
اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرق در حضور آنان مست می‌شویم و
درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم.
شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
اگه میشد کتاب های دیگه ی دکتر هم دانلود کرد خیلی خوب میشد..
نقل قول  
sagaro
مسئول نشر VIP
خیرببینی برادرم.
شادودلزنده وتندرست درپناه حق
نقل قول  
poorfar
Publisher


کویر واقعا کتاب خاصیه،حتی توی نوشته های شریعتی هم جایگاه خاصی رو داره...مطالبش هنوز نیز پس از چند بار خواندن مرا به «وجد» می آورد...
و چه چیز می تواند بالاتر از این برای یک کتاب باشد،که برای نسل های آتی هم جاودانه و خواندنی بماند! ؟
بقول خود شریعتی:

وجودم تنها «یک حرف» است،و «زیستنم» تنها گفتن همان یک حرف ، و نوشتن هایم نیز به سه گونه اند: اجتماعیات ، اسلامیات ، کویریات.
آنچه تنها مردم می پسندند : اجتماعیات،و آنچه هم من و هم مردم : اسلامیات،
و آنچه خودم را راضی می کند،و احساس می کنم با آن نه کار، و چه می گویم؟ نه نویسندگی،که «زندگی» می کنم : کویریات . . .
این کلمات ، هر کدام «پاره ای از بودنِ من» است،و نه علمیات و عقلیات . . .
کویر یک نوع «دلزدگی» است،صدمه ای است برای سعادت و لذت و آرامش و از دست دادن «خوش بینی» ! خوشبینی آنکه زیر سایه ی درختی لمیده،و آخور آباد کرده،و پهلو از خوشبختی برآورده،و از خودش خوشش می آید...
اما آنکه مسئول است ، مسئول ساختن ، نباید ویران کردن بیاموزد ؟
چرا که کسی می تواند در پای عشق بمیرد،که پیش از آن،زندگی در پیش چشم های وی مرده باشد...
بگذار تا «شیطنت عشق» ، چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید،هر چند معنی آن جز رنج و پریشانی نباشد ؛ اما «کوری» را هرگز بخاطر «آرامش» تحمل مکن.
وانگهی کویر،نه تنها «نیستان: من و ما است،که نیستان ملت ما و روح ما و اندیشه و مذهب و ادب و زندگی ما و سرشت و سرگذشت ما همه است.
«کویر ! این تاریخی که در صورت جغرافیا ، ظاهر شده است . . . »

خداوند این انسان دردمند و پُر شور و تیز بین ما را بیامرزد !

شاد باشید و دل زنده


این دیدگاه در تاریخ 1392/08/16 توسط گیلدخت ویرایش شده است

نقل قول  
sagaro
مسئول نشر VIP
واقعن ها !!!!!
من هم بسیار دوست دارم این کتابو . در سفر خواندمش ، سالها پیش و هنوز هم حال و هوایش باهامه .
من اصلن دقت نکرده بودم که 30 صفحه است !!!!!!
من کاملشو دارم ولی متاسفانه اسکنرم داغون شده
باید دست به دامان جناب خر تو خر شد برای آپلود نسخه کاملش
نقل قول  
mmiinnaaa
Member
من عاشق این کتاب هستم
اما کتابها وقتی صاحبشون میمیره دیگه از تحریف جان بدر نمیبرن
این کتاب و همه کتابهای دکتر هم تحریف شدن متاسفانه
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You