Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

مشاهده پروفایل: amadeus

amadeus
Member
زمان عضویت: ۲ مرداد ۱۳۸۹
 امتیاز: 1000
Live as to die tomorrow / Learn as to live for ever : by Isidore of Seville /630 AD
آخرین ورود به کتابناک389 روز قبل

آواتارآواتار amadeus

ارتباط
ایمیلنامشخص
وبگاهنامشخص

دوستان (38)
صفحه (20) «<1 2 3  | مجموع دیدگاه‌ها 100
نویسنده پیام
سامان پارسا
اسبان بی سوار
به اندوه جهان بر می گردند
آیا سهم تو از مادیان تاریخ
دوباره
یک شیهه خواهد بود؟

سریا داودی

اندوه جهان نام مکان است ، سرزمینی دوردست، پوشیده در مه، جای گرفته در ناکجا آبادی که تعلق به اندوه ابدی ما دارد. هربار که سواری بر زمین می افتد وحماسه ای در مصاف خیر و شر به محاق شکست می خزد این اندوه بزرگ و بزرگتر می شود
آیا تاریخ هنوز، در آفرینش اسبان زاینده و سواران بالنده اهتمام دارد؟
یا عقیم و مستاصل ، تنها شیهه های سترونی را از دوران ما و درون ما به نمایش گذاشته اس...!
۹۵/۰۶/۲۰ ۱۸:۲۱
سامان پارسا
به تمامی شب

کنار پیکر رفیق کشته شده‌ام
دراز کشیدم.
صورتش رو به قرص ماه
با دهانی درهم‌شکسته و
دستانی خشکیده از مرگ،
به سکوتم رخنه کرد
و من آن شب

نامه‌های عاشقانه‌ی بسیاری نوشتم...

هیچ‌گاه‌ چنین
دلبسته‌ی زندگی نبودم.

جوزپه اونگارتی

به امید دلبستگی به جان طبیعت
http://s7.picofile.com/file/8250967050/s...ctionn.mp3.html
۹۵/۰۲/۲۲ ۲۱:۴۱
سامان پارسا
جهان از باد نوروزی جوان شد...زهی زیبا که این ساعت جهان شد

نوروز این میراث باستانی به درازای قدمتش بر سرو قامتی چون شما خجسته و شادباش
امید که برایت این روز نو آغازی بی بازگشت باشد به زمان خزان و فغان و سکون و سکوت
و نو روزی برای آغاز تابش،رویش،زایش و دانش و بخشش،پیرایش و آرامش
مبارک بادت این سال و همه سال
از صمیم قلب آرزومندم قلبت جز عشق نخواند نپوید نکوید نجوید نیابد
بهارت مبارک
سبز باشی و تازه تا همیشه
۹۵/۰۱/۰۵ ۱۶:۴۰
1aramesh
روز بهار است خیز تا به تماشا رویم
تکیه بر ایام نیست تا که در آید بهار
<سعدی>

سال 1395 پیشاپیش، مبارک .
انشاا.. سال پر برکت و توپی را داشته باشید
البته با عنایت خداا...
۹۴/۱۲/۲۷ ۱۶:۱۰
سامان پارسا
بیا با من زندگی کن
تا بنشینیم
روی صخره‌ها
کنار رودخانه‌های کم‌عمق
بیا بامن زندگی کن
تامیوه‌ی بلوط بکاریم
در دهان یکدیگر
واین آیین ما شود
برای سلام گفتن به زمین
پیش ازآنکه پرت‌مان کند
دوباره به میان برف‌ها
و حفره‌های درون‌مان
لبریز شوداز
ناگواری‌ها
بیا با من زندگی کن
پیش از آنکه زمستان دست بکشداز
تنها بالشتی
که آسمان تا به امروز بر آن سر گذارده
و حفره‌های درون‌مان
لبریز شود ازبرف
بیا با من زندگی کن
پیش از آنکه بهار
این هوا را ببلعدو
وپرندگان آواز بخوانند

"جان یائو"
۹۴/۱۱/۱۹ ۱۵:۴۰
اطلاعات شخصی

نام

a

درباره من

سن

52 سال و 3 ماه و 0 هفته و 2 روز

زادروز

شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۴۶

جنسیت

مرد

مکان

مشخص نشده

شغل

تحصیلات

سن کتابناکی

9 سال و 0 ماه و 4 هفته و 1 روز


علاقه‌مندی‌ها

نویسندگان و شعرا

حسن کامشاد - آبتین گلکار

دیگرعلاقه‌مندی‌ها


کتابناک‌ها

آخرین دیدگاهای من:

افسوس و صد افسوس ..
با این به اصطلاح ..
آب را به تشنه نشا..
کدام پیکر؟ مگر پ..
مدتها بود دنبال ..
khar tu khar عزیز با ت..
آقای دکتر رستگار..
"کار نیکو کردن از..
انکار تاریخ آنهم..
"شهر خاطرات" دوبا..


Powered by You