دسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده
نویسنده‌های بیشتر

آخرین دیدگاه‌ها

جک می گوید که رئیس به او دستور داده به جایی برود و چون او نرفته دستور مرگش را صادر کرده و بزودی به سراغش می ایند.در به صدا در امده شخصی دنبال جک امده او را به درون خانه دعوت می کند لاوسون روی او پریده و وی را دستگیر و او می گوید برای قتل جک
لاوسون تهدید می شود اگر ظرف 48 ساعت از هنگ کنگ خارج نشود زن را خواهند کشت لاوسون با مشورت بانکو ناپدید شده در خانه ای متروک تبه کاران تصمیم به قتل زن گرفته او را به زیرزمین برده و به دو چینی دستور قطعه قطعه کردن او را داده لاوسون و بانکو با
روز بعد لاوسون به هوش می اید و مرد قد بلند به او می گوید که او را به فرودگاه خواهند رساند و با پرواز از هنگ کنگ خارج می شود و برای زنده ماندن باید اطاعت کند و دیگر باز نگردد.او را سوار ماشین نموده در فرودگاه دستبند به دست او زده بودند باید
کتاب را مطالعه نمودم.این جزو اولین اثار و از مشهورترین اثار قاضی سعید است.لاوسون که برای بررسی موضوع گروه تبهکاری موسوم به قلاب ماهی در هنگ کنگ بسر می برد در هتل از پله بالا رفته به طرف اتاق خود که دکمه برنجی روی زمین نظرش را جلب کرده به طر
ژولیت به کارل شلیک و او را کشته و در این ماجرا مباشر و ژولیت هم به قتل می رسند... دو ماه بعد کاراگاه با احضار دوستش از اداره پلیس به فرودگاه رفته و خانم خبرنگاری که روزگاری او را نجات داده و اکنون کاراگاه خصوصی یک شرکت سوئدی است امده و می
ناگهان صدای فریادی امده و کاراگاه بدنبال صدا دویده که وقتی باز می گردد کنت به قتل رسیده هفت تیری به منشی داده خود بدنبال اتاق مباشر رفته که در انجا شخص دیگری بنام کارل را دیده که دوست کارخانه ای مباشر بوده و با او امده و او تعریف می کند که
کتاب را مطالعه نمودم.داستان پلیسی است که شبی به کاراگاه هالبر خبر می دهند همسر یک کنت با نوکرش به قتل رسیده اند.صبح بعد که به صحنه جنایت می رود مادام کنت و نوکرش در اغوش هم برهنه روی تخت با 5 ضربه کارد در سینه به قتل رسیده اند و قبل قتل عمل
لاوسون از کیوسک تلفن با دوستان مخفی تماس گرفته ادرس خانه امن را گرفته با چند بار مسیر عوض کردن و مخفی کاری خود را به خانه رسانده برای ریچارد می خواهند دکتر خبر کرده زنگ زده شخصی می گوید که می اید لاوسون تلفن را بررسی و می فهمد دستکاری شده و
ماشین به طرف قلعه حرکت کرده از در ورودی عبور به محل پله ها رسیده تینا مامور نفوذی با دیدن انها وحشت و سیمپسون سریع می گوید انها را کمک کند تینا به پیرمردی که نزدیک شده می گوید مدارک شناسایی انها درست است و می روند رادبکوف را اورده برای امتح
لاوسون که ادامه نقشه را در خطر دیده به سرعت وارد ساختمان شده به طبقه دوم رفته جلو در ناگهان با صدای همان فرمانده تنومند متوقف شده که از او می پرسد اینجا چکار می کند و از نگاهبانان است و کدام رسته و نام فرمانده ش؟ لاوسن ابتدا می گوید شما می

عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک