Hiweb

کوروش دروغین و جنایتکار

کوروش دروغین و جنایتکار

نویسنده:
۲۰ مهر ۱۳۵۰ آغاز دور تازه‌ای از حکومت پهلوی دوم بود. روزی که محمدرضا پهلوی با قرائت خطابه‌ای در برابر مقبره کوروش هخامنشی در پاسارگاد، آغاز جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را اعلام کرد. این نمایش بزرگ که ظاهراً به بهانه بزرگداشت ۲۵ قرن حکومت پادشاهی در ایران آغاز شده بود در عمل به تصویری از کیش شخصیت آخرین شاه ایران تبدیل شد و در شرایطی که متجاوز از نیمی از جمعیت ایران آن روزگار در روستا‌ها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت زندگی می‌کردند، شاه برای این مراسم بیش از سیصد میلیون دلار هزینه کرد تا چهره‌ای دیگر از حکومت خود به نمایش بگذارد. حکومتی در ادامه حکومت کوروش که به درست یا غلط نمادی از «تمدن بزرگ ایران» بود.
این حرکت شاه واکنش‌هایی در پی آورد. واکنش‌هایی از سوی مخالفان وی در پایگاه مذهب، که گویی سخن شاه را باور کرده بودند که او تجسم عینی کوروش آرمیده در خاک است. وقتی محمدرضا پهلوی می‌گفت: «کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم» شاید تصوری نداشت از اینکه بیداری او خواب کوروش را آشفته خواهد کرد که مخالفان شاه او را بدل از کوروش دیدند و پس هر آنچه فریاد از اعمال او داشتند بر سر کوروش کشیدند. درست در همین مقطع بود که رساله «کوروش دروغین و جنایتکار» به قلم شیخ صادق خلخالی نوشته شد. این رساله که نمونه‌ای از موضع‌گیری مخالفان مذهبی شاه در مقابل همسان‌سازی وی با پادشاه هخامنشی بود، کوروش را "سفاک و خونریز" دانسته و او را به انحراف اخلاقی متهم می‌کرد.

حق تکثیر: بعثت، 1360

» کتابناکهای مرتبط:
ذوالقرنین همچنان ناشناخته
تاریخ علم در ایران (جلد اول)
از کورش تا پهلوی

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 63
1.8 / 5
با 72 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 110
۱۳۹۸/۰۴/۱۹


پاسخنگارش دیدگاه
Khwanirath
Member
نقل قول از vforw:

امکانش نیست، زیرا طبق ترتیب تاریخ نمی باشد. آستیاگ یک شاه خونخوار و غیر ایرانی نبود اتفاقا شاه لایقی بود و در اوایل حکومتش خیلی مادها را ثروتمندتر کرد و فقط اواخر حکومتش (طبق گفتار هرودوت) به دلیل تندخویی ها و خشونتهایش باعث سرپیچی بزرگان از او گشت. اتفاقا فکر کنم برعکس گفتید و فریدون همان کیاکسار است که سکاها را شکست میدهد و ضحاک همان کیمریان (از نظرمن) هستند.
ماجرای کتاب سوزاندن هم ثابت شده است و اصلا قابل انکار نیست و عرب ها در قدیمترین کتاب تاریخ عربی این را نقل کرده اند.


رفتار آستیاگ در خورش ساختن از پسر هارپاگ و خوردن و خوراندن وی را می توان با رفتار ضحاک مقایسه نمود.

تازی خواندن ضحاک احتمالاً ناشی از خطای موبدان و فردوسی بوده است. چنانکه دهاکَه را دهّاک و دهاک را زهاک خواندند و سپس بدلیل شباهت با واژه ی عربی، وی را به صورت ضحاک نوشته اند.

در گرشاسپ نامه حتی نظرات مثبتی نسبت به ضحاک ارائه می شود و پهلوانی مثل گرشاسپ به خدمت وی در می آید.

ماجرای کتاب سوزان کجا اثبات شده است و قدیمی ترین کتاب تاریخ عربی که آن را نقل کرده کدام است؟
نقل قول  
vforw
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از vforw:یرونی با هوشیاری گفت کوروش همان کیخسرو است و کیانیان هخامنشیان هستند. خیلی ها دلیل جایگزینی کیانیان با هخامنشیان را به ساسانیان نسبت میدهند زیرا افراد مذهبی بودند و خواستار جایگزینی تاریخ مذهبی با واقعیت را داشتند که البته ثابت نشده است. حتی برخی افسانه اسکندر شاهنامه را تلفیق کوروش با اسکندر میدانند

اینکه ماجراهای تاریخی التقاط پیدا کرده تا حدود زیادی درست است و بعضاً فردی مثل بزرگمهر را مدل ایرانی شده ی بودا سیذارتا گرفته اند. ولی به نظر می رسد کیخسرو، همان کیاکسار باشد و سرنگونی تورانیان نیز همان بر انداختن آشور توسط وی. در نتیجه حکومت کیانیان همان حکومت ماد است.

به نظر می رسد ماجرای کورش تا حد زیادی با داستان فریدون در شاهنامه التقاط یافته باشد. پیروزی وی بر آستیاگ (اژی [مار] دهاک [مرد])، چگونگی زادن و نهان کردن وی تا حد بسیار به کورش شباهت دارد. همچنین تقسیم سرزمین خود بین فرزندانش و تقدیس فراوان وی نشانه های دیگری از این همانی ست.

ضمن اینکه ماجرای سوزاندن کتاب های ساسانیان نیز در قرن هفتم هجری توسط ابن العبری برای نخستین بار مطرح شد و بعید به نظر می رسد اگر چنین واقعه ای روی داده بود، در کتب تاریخی هفت قرن نخست اسلامی بدان اشاره ای نرفته باشد.


امکانش نیست، زیرا طبق ترتیب تاریخ نمی باشد. آستیاگ یک شاه خونخوار و غیر ایرانی نبود اتفاقا شاه لایقی بود و در اوایل حکومتش خیلی مادها را ثروتمندتر کرد و فقط اواخر حکومتش (طبق گفتار هرودوت) به دلیل تندخویی ها و خشونتهایش باعث سرپیچی بزرگان از او گشت. اتفاقا فکر کنم برعکس گفتید و فریدون همان کیاکسار است که سکاها را شکست میدهد و ضحاک همان کیمریان (از نظرمن) هستند.
ماجرای کتاب سوزاندن هم ثابت شده است و اصلا قابل انکار نیست و عرب ها در قدیمترین کتاب تاریخ عربی این را نقل کرده اند.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از vforw:
یرونی با هوشیاری گفت کوروش همان کیخسرو است و کیانیان هخامنشیان هستند. خیلی ها دلیل جایگزینی کیانیان با هخامنشیان را به ساسانیان نسبت میدهند زیرا افراد مذهبی بودند و خواستار جایگزینی تاریخ مذهبی با واقعیت را داشتند که البته ثابت نشده است. حتی برخی افسانه اسکندر شاهنامه را تلفیق کوروش با اسکندر میدانند


اینکه ماجراهای تاریخی التقاط پیدا کرده تا حدود زیادی درست است و بعضاً فردی مثل بزرگمهر را مدل ایرانی شده ی بودا سیذارتا گرفته اند. ولی به نظر می رسد کیخسرو، همان کیاکسار باشد و سرنگونی تورانیان نیز همان بر انداختن آشور توسط وی. در نتیجه حکومت کیانیان همان حکومت ماد است.

به نظر می رسد ماجرای کورش تا حد زیادی با داستان فریدون در شاهنامه التقاط یافته باشد. پیروزی وی بر آستیاگ (اژی [مار] دهاک [مرد])، چگونگی زادن و نهان کردن وی تا حد بسیار به کورش شباهت دارد. همچنین تقسیم سرزمین خود بین فرزندانش و تقدیس فراوان وی نشانه های دیگری از این همانی ست.

ضمن اینکه ماجرای سوزاندن کتاب های ساسانیان نیز در قرن هفتم هجری توسط ابن العبری برای نخستین بار مطرح شد و بعید به نظر می رسد اگر چنین واقعه ای روی داده بود، در کتب تاریخی هفت قرن نخست اسلامی بدان اشاره ای نرفته باشد.
نقل قول  
ctr2006
Member
اینکه نام و تاریخشان دگرگون شد دلیل بر این نیست که رسم و فرهنگ و میراث آنان از بین رفته است
مراسمی چون نوروز و بسیاری از خرده فرهنگ ها در جای جای فلات ایران از دوران باستان به یادگار مانده است
و مهمتر از همه امروز از پیشینه خود اطلاع داریم
حداقل در مورد کوروش از دلایل اخلاقی او برای فتح بابل پیشتر برای شما مطلب نوشتم همانطور که حمایت آمریکا از کره جنوبی مشروع است ( البته کشور آمریکا کارهای غیرمشروع زیاد کرده است) فتح بابل توسط کوروش هم مشروع بود.
نقل قول  
siawash110
Member
در یک کلام : آیا تمام اینها نشان نمی دهد که : بله ، شخصیتی به نام کوروش وجود داشته ولی طی سالهای اخیر در رابطه با او غلو و افراط و بزرگنمایی شده است ؟ صرفا به خاطر ایجاد تفرقه و اختلاف میان اقوام ایرانی و دشمنی با عربستان و تضمین فروش اسلحه به عربستان و سایر کشورهای عربی حتی اگر فردا روزی ، یک حکومت ملی ( افراطی ) در ایران سوار کار شد ؟ ؟ ؟
به نظر من ، کوروش نیز پادشاهی بوده مانند سایر شاهان که بنا به شرایطی ، در مقطعی از زمان روی کار آمده و موفق به فتوحات زیادی شده و صد البته ، سیاست و نبوغ او نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده است . تاریخ ،تکرار می شود و اتفاقا در خصوص خلیفه دوم مسلمین نیز همین موارد صادق است او نیز توانست در مقطع خاصی که ایران و روم ضعیف شده بودند در آن واحد ، سه امپراطوری ایران و روم و مصر را به زانو در آورد . آیا این ، نشانه عظمت بیش از حد خلیفه دوم بوده ؟ بله او سیاستمدار و باهوش بوده ولی هزاران عامل پیدا و پنهان دیگر و حتی عنصر شانس در این زمینه بی تاثیر نبوده است . ( مسلمین مانند شما افسانه های زیادی در رابطه با عدل و انصاف او ارائه می دهند که اتفاقا از اسناد و مدارک کوروش پرستان معتبرتر هم هست ! ! ! )
در رابطه با هیتلر نیز همین موضوع صادق است ( جالب است که در خصوص اشخاص کاریزماتیک که فتوحات زیادی داشته اند تمامی این موارد مشابه است )
او نیز به سرعت و با کمی شانس و اراده آهنین سربازان و ژنرال های خود توانست طی مدتی کوتاه تمام اروپا را ببلعد ! ! !

در نهایت ، جنگ و کشت و کشتار و تجاوز به سایر ملل و کشتن سربازان خود و سربازان دیگر ، و یتیم کردن بچه های بدبخت و بیوه شدن زنان و آتش زدن شهرها . . . . به نام فتوحات ، برای من ، پشیزی ارزش ندارد حتی اگر به نام زیبای آزادی و عدالت صورت بگیرد ( شعاری که آمریکا نیز برای حمله به کشورها هنوز از آن استفاده می کند ! ) و به قول شما تمام اینها خزعبلات است و اندیشه من دور است از هر گونه خزعبلاتی . . . خواه توسط اعراب صورت گرفته باشد خواه به دست چنگیز یا هیتلر و یا کوروش و داریوش . . . . .
نقل قول  
siawash110
Member
خدا شاهد است من نه با کوروش مشکل دارم و نه با طرفداران او . . . ولی متاسفانه سئوالات من به دقت خوانده نمی شود و به همین دلیل ،

وقتی سئوال ، اشتباه فهمیده شود پاسخ نیز اشتباهی داده می شود ! ! ! ! من وجود یا عدم وجود شخصی به نام کوروش را زیر سئوال نبردم . . .

شما را به هر کسی قبول دارید و می پرستید قسم می دهم ، سئوال من را به دقت بخوانید . . . اصلا جور دیگر سئوال را مطرح می کنم :

( و بر خلاف میلم ، با طول و تفصیل بیشتر تا جای شک و شبهه باقی نماند )

2500 سال پیش ، پادشاهی در ایران بوده که شما عقیده دارید تاریخ و هویت ما از ریشه و اساس ، مدیون اوست . فتوحات بیشماری کرده

و دو تمدن لیدی و بابل را از صحنه روزگار محو کرده است . عادل بوده و به تمامی ادیان ، احترام می گذاشته و سرمنشاء اعلامیه

حقوق بشر بوده و هزاران امتیاز و صفت خوب و مثبت دیگر داشته است . ولی من از خودم سئوال می کنم که :

چرا طی این 2500 سال به بعد ( مانند شیعیان که همه بر روی خود یا نام علی دارند یا نام حسین )

تمام ایرانی ها بر روی خود نام کوروش یا سیروس نگذاشته اند ؟ چرا در فرهگ عامه اینهمه قوم و قبیله در ایران ، مانند اشعار عامیانه و فولکلور ،

ترانه ای از این بزرگمرد ( با اینهمه امتیازات بی شمار ) نیست ؟ چرا حتی افسانه ای عامیانه در میان اینهمه ملل مغلوب یا غیرمغلوب

که زیر پرچم عدل او بوده اند به یادگار نمانده ( چیزی شبیه همان ماجرای آزاد سازی یهودیان که در متون مقدس و تورات در خصوص کوروش آمده )

چرا حتی یک ضرب المثل مثبت در این زمینه نیست ( مانند مثلی که به عدل انوشیروان نسبت می دهند ) چرا طی این 2500 سال ،

آرامگاه او کعبه آمال هواداران او نبوده ( و به اشتباه به نام قبر مادر سلیمان معروف بوده ! ) آیا در این 2500 سال ، وهابی ها در ایران حاکم

بوده و مردم را از زیارت قبر او منع می کرده اند ؟ ! ! ! و چرا دقیقا همزمان با تشکیل دولت اسرائیل ، ما ناگهان به تمام این کشفیات بزرگ نائل می شویم ؟ !


به هر حال ، من هر اندازه هم به تاریخ و هویت ایران علاقه مند باشم این موضوع را توهین به شعور و خرد خودم می دانم که تحت تبلیغات و پروپاگاندای دیگران و عده ای آدم فحاش و بی تربیت ، به موضوعی معتقد و حتی مشتاق و عاشق شوم ؟ ؟ ؟

اما آنقدر آزاد اندیش هستم که اگر کسی ، دلیل و سند و مدرک معتبر تاریخی ارائه داد قبول کنم . تازه در آن صورت ، فقط قبول می کنم ، ولی قدیس ساز و بت پرست و خود برتر بین نمی شوم . . . و در نهایت ، شعار من ، همان شعار سقراط است :

من اهل یونان یا آتن نیستم ، من شهروند جهانم .

بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی . . . .
نقل قول  
vforw
Member
آقا سیاوش از شما بعید بود به این خزعبلات روی بیارید
ـاولا شاعر وظیفه اش رساندن تاریخ نیست، آیا شما در اشعار عراقی های قدیم نام شاهان بابل و تمدن سومر را میبینید؟ دوما اینکه نام کوروش هست. در کتاب طبری و بیرونی نام کوروش آمده ولی نامش را درمیان کیانیان نیافتند. طبری بنابراین گفت که کوروش سردار دلیری بود ولی بیرونی با هوشیاری گفت کوروش همان کیخسرو است و کیانیان هخامنشیان هستند. خیلی ها دلیل جایگزینی کیانیان با هخامنشیان را به ساسانیان نسبت میدهند زیرا افراد مذهبی بودند و خواستار جایگزینی تاریخ مذهبی با واقعیت را داشتند که البته ثابت نشده است. حتی برخی افسانه اسکندر شاهنامه را تلفیق کوروش با اسکندر میدانند و تاحدی بسیار به هم شبیهند. مخصوصا سدساختن و احداث شهری در ماورإ النهر. بنظرمن مقدونیان اینکار هارا کردند تا اسکندر در دادگری رقیب نداشته باشد و سعی در محو خاطراتش از ذهن مردم داشتند. قضیه کتابسوزی هانیز بی تقصیر نبود و بدلیل کتابسوزی در زمان هخامنشی و ساسانی و اشکانی نام آنها مخو شده است و نام آنها به اسطوره تغییر کرد. اشکانیان را من مهم میدانم زیرا آنها ازخراسان آمدند و کیانیان پایتختشان در بلخ بود و اساطیر آنجا را میشناختند و بدلیل شنیدن قصه ها درباره کورش و جوانمردی هایش آنرا همان کیخسرو یافتند و درکتابخانه ها اینگونه نوشته شد.
اما پاسخ هایتان
1 اگه شما قضیه فراموشی کوروش را این میدانید باید بگویم که به احتمال خیلی ضعیف هست. چنانکه ساسانیان با اشکانیان اینکارو کردند و مدت شاهنشاهیشان را از 500 سال به 200 سال آنهم به نام دوران ملوک الطوایف تغییر دادند و اگر دیدن باشید اشکانیان نیمه پارتی نیمه سکایی بودند و سکاها اقوام وحشی بودند که هخامنشیان مدام در حال نبرد با آنها بودند و سکاها از آنها متنفر بودند و ممکن است این تنفر منتقل شده باشد. اما سکاها همان تورانیان هستند که درزمان اشکانیان قصه شان بود و اشکانیان نیز خدرا به نسل اردشیر دوم هخامنشی میرساندند و این معنی تنفر نیست.
2 این دلیل بسیار ضعیفی است. چرا خلفای عباسی و دیگرحکومت ها نتوانستند یاد انوشیروان را از بین ببرند؟ چرا بجای دشمنی با او از او الگو برداری میکردند؟ بنابراین کینه شاهان در تاریخ ایران برای محو تاریخ سابقه نداشته.
درباره نام کوروش. شاپور شهبازی معتقد است که بنابر نوشته های یونانی که نام کوروش از رودخانه گرفته شده است آن رود کر باشد که در محدوده قلمرو ماد بود و اگر کوروش نامش بیشتر رواج داشت در زبان دری به کر تغییر میافت و این بنظرمیاید که اژی دهاک برای کوروش انتخاب کرده که قضیه خواب و سرپرستی توسط چوپان را انکار میکند.. پلوتارک میگوید نام کوروش از خورشید گرفته شده که تاحدی سازگار دارند. خورش و کورش مخصوصا که در زبان مادی (زبانی که اشتباها پارسی باستان مینماند درحالی که پارسیان ایلامی تکلم میکردند) خ و حالت های بربری زیاد بود.
نقل قول  
siawash110
Member
به قول دوستان قدیس ساز به جای آسمان ریسمان کردن ، خوب است به اصل قصه بپردازیم من سئوالی دارم ( البته از طیف باشعور طرفدار کوروش و نه از هوچی های هتاک و بی ادب و دیکتاتور ) و فقط خواهش دارم به جای توهین ، پاسخ منطقی بدهند ! و آسمان ریسمان هم نکنند و ماست مالی هم نکنند ! ! !

بنا به ادعای شما ، کوروش ، پایه گذار ایران و بزرگترین و بهترین و شجاع ترین و فاتح ترین و خوب ترین پادشاهان تاریخ ایران بوده است . سئوال من اینجاست :

چرا طی 2500 سال گذشته ( در فرهنگ شفاهی یا کتبی مردم ایران ) سخنی از دلاوریها ، آزادی یهودیان و احترام به سایر ادیان و سایر خوبی های کوروش ( یا همان ییم خشئت که نام اصلی کوروش بوده یا سیروس یا کیخسرو یا هر اسم دیگری که داشته است ) وجود ندارد ؟ ! ! ! چرا به صراحت نام او و ماجرای خوبی های او و حقوق بشر او و احترام به سایر ادیان او ، در هیچیک از کتابهای شاهنامه و مولوی و . . . نیست ؟ ( منظورم نام کوروش است و نه سیروس یا کیخسرو که بیشتر برای ماست مالی کردن ماجرا بیان شده است و ما باید صرفا او را از روی منابع متون مقدس یهودیان و یا گزنفون و . . . بشناسیم و نه از روی منابع داخلی ؟ ؟ ؟


پاسخ از دو حالت خارج نیست :

1- یا مردم اقوام و فرهنگ های مختلف در ایران ( در زمان مرگ کوروش ) خاطره خوشی از او و سپاهیان او نداشته اند و به دید یک جلاد خونریز که مانند هیتلر ، جوانان آنها را در جنگ های بی سر و ته و بی فایده ، به کشتن داده ، نگاه می کرده اند .

2- یا پادشاهان و افراد متنفذ بعدی ، از شدت حسادت به کوروش و اینکه نمی توانسته اند مانند او ، خوب و عادل و دادگستر و کشور گشا باشند ، سعی در محو نام او داشته اند . . . .

بی شک ، یکی از دو فرضیه بالا صادق است که برای اثبات آن : نه با توهین و نه با ماست مالی کردن و سیروس و کیخسرو کردن کوروش ! ! ! ! و نه با حدس و گمان و قوه تخیل ، بلکه صرفا با استناد به منابع معتبر تاریخی ، می توان به پاسخ صحیح رسید . . . .
نقل قول  
siawash110
Member
از بی خردی و مستیت می ترسم

از سنگدلی و پستیت می ترسم

از کوروش مرده ، کس ندارد باکی

ای برده ، ز بت پرستیت می ترسم

ضمنا به قول خودت اگر نظرات قبلی را خوب می خواندی ، می فهمیدی که شروع کننده توهین ( با گفتن کلمه نسناس ) دوستان کوروش پرست خود شما بودند و نه من . . . . شروع کننده گنده لات بازی و انتظار اینکه دیگران خفه شوند و پاسخ ما را ندهند ! ! !

بحث را هم خود شما و دوستان شما ( چون جواب منطقی نداشتند ) اول به توهین کشیده و بعد به این طرف و آن طرف و آسمان و ریسمان کشاندند ! ! !

راستی چرا دوباره همان روش کثیف قبلی را ( که خصوصیت تمام نظام های دیکتاتوری است ) ادامه دادی و مانند دوست قبلی به جای نقد سخن من به نقد و تخطئه خود من پرداختی ؟ ! ! ! !

اصلا به فرض که من شمر ابن ذالجوشنم و بدترین و بی ادب ترین آدم روی کره زمینم . کوروش پرستان اگر ذره ای شرف و انصاف دارند از حالا به بعد به جای توهین و نقد خود من بیایند و فقط پاسخ سئوالات را بدهند ولی خوب چه می شود کرد توهین کردن و سرک کشیدن در پروفایل شخصی دیگران خیلی آسان تر از پاسخ دادن است . . . . .
نقل قول  
Jeremiah
Member
من جواب هم قبلش دادم و نقد کردم.، این جواب به روی جواب بود (لطفا اول خوب بخوانید.) و خودشان باز گذاشتند نه من دزدکی رفته باشم تفتیش عقاید بدانید یعنی چه همچون نظرات پیش هر چه را شنیده اید قاطی نکنید و ربط و بی ربط و سره و ناسره را به هم بیامیزید و یک خط - یک خط کنید تا بخش دیدگاه خود را پر کنید حال می پردازیم به آشفتگی های ذهن شما (این ها را که دیگر ملاء عام است): بحث شما از کشتن یزدگرد بدست مغ ها شروع شد و بعدش بعدش کی نسناس تره و بعدش به سازمان سیا و نیچه و استالین رسید و بعدش به کارخانه اسلحه سازی آمریکا و عربستان و سپس به فروشگاه های افق کوروش و دکتر مصدق و خاطره گفتن از خیابان فروغی و خداناباوری و احترام به عقاید و حافظ و گوته و نیچه رسید بعد از آن هم خدا به دادمان برسد ماشالا روزنامه ای هستید. البته از کسی منطق و ادبیاتش پاسخ گنده تر از تو را در تمام کتایهای کوروش پرستان دادم معلوم که چقدر بی فرهنگ و بی ادب می باشد و دنبال بحث علمی نیست و پی گنده لات بازی درآوردنه و بیشتر از این باهاش حرف زدن راه به جایی نمی بره خصوصا دوباره گر گرفته و می خواهد سبک نر کند خودشان را. مغول و اسکند و جانشینانش هما بلا را سر ما آوردند که عرب های آن زمان به سرما آوردند ولی از مغول و یونانی ها و ساکنان مقدونیه شمالی بدم نمیاد همانطور که از عرب ها بدم نمیاد خصوصا تو ایران هم بخشی از هم میهنان ما عرب هستند و خیلی وقته که جای گیرند و شما بی هویت ها هرکسی را که بخواهد فرهنگی جدا از شما (البته اکر داشته باشید ) داشته باشد ناسزا می گویید. به هر حال خود دانید و اما در پایان:

"اسلام را نگاه کنید، در همان بیست سال اول به اندازه ای چهره های درخشان طلوع می کند که در هزار سال ایران باستانی هرچه می گردی یکیش را نمی یابی!"
.
.
.
.
دکتر شریعتی در حال بیگانه پرستی کردن
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You