Hiweb

شایعه

نویسنده:
از متن کتاب:
مدرسه شبانه روزی دخترانه رایت دربی هیجده میل از شهر لان ست فاصله داشت. این مدرسه دارای چند اتاق بود که یکی از اتاق های بزرگ آن مختص تدریس بود. از این اتاق علاوه بر تدریس به عنوان اتاق نشیمن نیز استفاده میشد. اتاق مزبور دو در بزرگ داشت و بسیار تمیز و مرتب بود. علاوه بر میز تحریر دو نیمکت بزرگ و چند صندلی نیز آنجا قرار داشتند. مدرسه شبانه روزی مزبور توسط، دو دختر بیست و هشت ساله و سی ساله اداره میشد. این دو زن که یکی "کارن رایت" و دیگری "مارتا دوبی" نام داشت، تمام سرمایه و اندوخته چند ساله خود را روی هم گذاشته و ساختمان مدرسه را خریداری کرده و بالاتفاق آن را اداره می نمودند و خودشان به شخصه به کارهای تدریس و همچنین پخت و پز رسیدگی می کردند. عمۀ مارتا که "مورتار" نامیده میشد، نزد آنان به سر می برد و او نیز گاهی اوقات در امر تدریس ایشان را کمک می کرد. بدین ترتیب کارن دوست صمیمی اش مارتا و عمه او مورتار توانسته بودند آموزشگاه شبانه روزی معتبری تاسیس نمایند. در حدود چهارده شاگرد در آنجا بطور خصوصی تحصیل می کردند و تابستانها به منازل خود بازمی گشتند.
داستان ما در یک روز فرح بخش بهاری شروع می شود...

حق تکثیر: مطبوعاتی بامداد، ۱۳۴۴

» کتابناکهای مرتبط:
تقدیر چنین بود
ژرمینال
زنی در دیار غربت

نسخه ها
PDF
حجم: 3 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 258
4.2 / 5
با 9 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۸/۰۲/۲۵


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You