رسته‌ها
دستور عشاق
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 12 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 12 رای
قصه شاهزاده حسن و شاهزاده دل ‏ در زمینه ادبیات تطبیقی آثار فراوانی وجود دارد که همیشه توجه فقادان ادبی و صاحب نظران حوزه ادبیات تطبیقی را به خود جلب کرده است. که از آن میان می توان به دستور عشّاق از سیبک (فتاحی) نیشابوری اشاره کرد. بررسی این اثر و همچنین شواهد و قراین نشان می دهد که تحت تأثیر کتاب پر بوده چند رودی «کرشن مشر» که به زبان سانسکریت بوده است، قرار گرفته اند.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
khar tu khar
آپلود شده توسط: khar tu khar
۱۳۹۷/۰۲/۱۴
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
432
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی دستور عشاق

تعداد دیدگاه‌ها:
3
برداشتی تحلیلی از داستان نمادین «حسن و دل» سیبک نیشابوری: « .... عشق واقعی، دیدنی و چشیدنی است نه گفتنی. بله، می‏توان راه را نشان داد که این هم، کار عقل است. بنابراین، عرفا به تمثیل و داستان متوسل شده‏اند. «حسن و دل‏» در قالب داستان نگارش یافته است. سیبک نیشابوری، اعضا و جوارح آدمی را که جهان صغیر است، «جهان کبیر» فرض کرده و داستان را در محور دو قهرمان اصلی، دل (فرزند عقل) و حُسن (دختر عشق) نگاشته است. عقل، پادشاه کشور مغرب تن است و عشق، پادشاه مشرق تن، که «آب حیات» در آن قرار دارد. دل به دنبال چشمه‌ی آب حیات است که در شهر دیدار نهان است و حُسن حاکم آن شهر. دل پس از دشواری‏های فراوان به شهر دیدار می‏رسد؛ اما در این شهر در دستان «غمزه جادو»، سرور تیراندازان حُسن، اسیر می‏شود. آن‏ها در این گیر و دار درمی‏یابند با هم برادرند و حُسن، دختر پادشاه عشق، خواستار دل می‏شود. دل نیز با دلالت ‏خیال و نظر به عشق حُسن گرفتار می‏آید. عقل با دلالت وزیرش «وهم‏» دل و نظر و خیال را به زندان می‏افکند. نظر، خود را رها می‏سازد و به شهر دیدار نزد حُسن باز می‏گردد. در این میان، بین سپاه عقل و حُسن درگیری روی می‏دهد و حُسن قلعه‏ها و شهرهای عقل را تسخیر می‏کند. عقل، برای مقابله با سپاه حُسن، دل را از بند آزاد می‏کند؛ او را برای تسخیر شهر عشق بدان دیار رهسپار می‏سازد و خود در پی‏اش روان می‏شود. حُسن از عشق یاری می‏جوید. در جنگ، دل، اسیر حُسن می‏شود. ابتدا او را به «چاه ذقن‏» می‏افکند و آن‌گاه با دست تبسم آزاد می‏سازد. عقل نیز اسیر زلف شده، در سرزمین چین به زنجیر کشیده می‏شود. بدین ترتیب، مغرب بدن به تصرف مشرق آن در می‏‌آید. حُسن و دل به وصال هم می‏رسند؛ اما «غیر»، که همان «وهم‏» در قصه‌ی عقل و عشق، «ابن ترکه» و «قوه واهمه» از نظر فلاسفه است، با نیرنگ این دو را از هم جدا می‏سازد و بار دیگر دل در سرزمین فراق در بند می‏گردد. در این میان، نیرنگ غیر آشکار می‏شود؛ حُسن از کرده‌ی خود پشیمان می‏شود؛ همت ‏به مدد عقل و دل می‏آید؛ این بار اندیشه، جای جنگ را می‏گیرد؛ عشق عقل را به وزارت و دل را به دامادی خود برمی‌‏گزیند. «القصه، مهر عقل را از چین به شهر بدن رسانید، عشق را بر مسند وزارت نشاند و همت‏سپاه به قلعه هجران کشید و دل را از بند و قید برهانید و رقیب را به جای او بند نهاد و آتش غیرت بر افروخت و غیر جادو را بسوخت و از آن‏جا به شهر دیدار پیوست و میان حُسن و دل عقد وصلت ‏بست». این داستان سمبلیک و عرفانی، ارتباط عقل و عشق را به خوبی بیان می‏دارد. دل فرزند عقل رمز و نهاد قلب است که در قرآن با الفاظی چون «قلب‏» و «اولو الالباب‏» و در ادب فارسی به نام «صاحب دل‏» مورد تایید قرار گرفته است. دل طالب شناخت و شهود ذات حق تعالی است که چشمه‌ی آب حیات جاودانی انسان است. واقعیت این است که عقل در عین حال که چراغ هدایت است و مسیر را روشن می‏کند، خطاپذیر و مانند پای چوبین سخت ‏بی‏تمکین است. دل که راه اشراق و شهود و عقل قدسی است، از خطا مصون و همواره در پی محبوب و معشوق خویش است. حُسن، کنایه از آیات و نشانه‏های الاهی در درون آدمی است که برای هدایت وی به ودیعت نهاده شده‏اند. جنگ و تعقیب در جایی است که عقل متعارف در بند وهم و استدلال است. اما دل خود را در بند جنگ نمی‏بیند، عاقبت تمکین می‏کند، راه جنگ و تفرقه در مملکت‏ بدن به راه اندیشه منتهی می‏شود و عشق و عقل همراه می‏گردند. عقل، وزیر عشق می‏شود و دل، به وصال حُسن می‏رسد. بدین ترتیب، عقل با عشق منافات ندارد و چون هر دو ارزش وجودی انسان و هدیه‌ی خدای تبارک و تعالی به اویند، اگر با هم همراه شوند، انسان کامل به مقصد و مقصود خود که همان سیر الی الله و لقاء الله و دیدار یار است، نائل می‏‌آید». منبع: لواسانی، سعید، «رابطه‌ی عقل و عشق تا کجاست؟»، وب‌گاه «پایگاه حوزه»، برگرفته از «پرسمان»، اسفند 1381، ش. 6.
درباره نویسنده: محمد بن یحیی فتاحی (سیبک نیشابوری)، از شاعران و ادیبان معروف دوره‌ی تیموری (شاهرخ) در قرن 8 و 9 هجری بوده که در بسیاری از علوم زمان خود دست داشته است. سیبک گاه به تُفّاحی (تفاح: مرادف عربی «سیب») و گاه به فتاحی (فتّاح: احتمالا، مقلوب تفاح) تخلص می‌کرد و تخلص‌های دیگری چون «اسراری» و «خماری» را نیز بر او نوشته‌اند. آثار وی عبارت‌اند از: «دیوان اشعار» ، «ده نامه»؛ و مثنوی‌های «شبستان خیال» ، «حسن و دل» و «مثنوی دستور عشاق»، «گلستان لغات» «تعبیرنامه»، «روضه بوستان»، «خمریات»، «رساله البسه»، «اسرار نامه» یا «اسراری و خماری». فتاحی که در علوم ادبی و خط و خوشنویسی سرآمد بود در سال 853 هجری قمری درگذشت.
«دستور عشاق» یا «قصه‌ی شاهزاده حُسن و شاهزاده دل‌»، به نام «حُسن و دل» نیز شناخته می‌شود؛ این اثر منظوم مولانا محمد بن سیبک نیشابوری که در سال 840 ق به اتمام رسید، داستانی رمزی است که ماجرای عشق «شاهزاده دل»، «فرزند عقل‌» را به «شاهزاده حُسن»، «فرزند عشق» نشان می‌دهد که سرانجام، دل پس از طی مصائب گوناگون به وصال حسن می‌رسد. سیبک نیشابوری، همچنین از منظومه‌ی «حسن و دل»، خلاصه‌ای به نثر مسجع فراهم کرده بود که از نمونه عالی عصر تیموری به شمار می‌رود. این خلاصه تاکنون چندین بار به زبان‌های مختلف چون ترکی، اردو، انگلیسی، فرانسه و آلمانی ترجمه شده است.
PDF
7 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file