رسته‌ها
حماسه 9 دی
امتیاز دهید
5 / 2.5
با 42 رای
امتیاز دهید
5 / 2.5
با 42 رای
کتاب حاضر مروری بر بیانات رهبر معظّم انقلاب درباره‌ی حماسه‌ی 9 دی و گزارش حوادث 8 ماه فتنه‌ی 88 است.
این اثر به صورت گذرا به برخی از ریشه‌های اصلی شکلگیری فتنه پرداخته است و تا آبان سال 1394 به‌روز شده و در مورد بیانات مربوط به سال 88 برخی از نکات تاریخی آن دوران و به اصطلاح شأن نزول بیانات را به صورت کوتاه یادآور شده است.
این اثر با رعایت سیر تاریخی بیانات، مخاطب را با تاریخ همراه میکند و این همراهی، فواید متعدّدی را برای او به‌همراه خواهد داشت. مخاطب نکته‌سنج، مدیریّت میدانی رهبر عزیز را خواهد دانست و خواهد فهمید که به آگاهی رساندن عموم مردم چقدر سخت و زمان‌بَر است.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
amirghorbani
آپلود شده توسط: amirghorbani
۱۳۹۵/۱۲/۰۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
246
فرمت:
PDF
درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی حماسه 9 دی

تعداد دیدگاه‌ها:
27
نهم اسفند یادآور یکی از مناسبت های مهم تاریخ معاصر ایران است و از آن می توان به عنوان پیش نمایش کودتاهای 25 و 28 مرداد 1332 یاد کرد. تحریک احساسات به بهانه خروج شاه و برانداختن مصدق که بار اول و دوم جواب نداد ولی نوبت سوم در 28 مرداد به هدف خود رسیدند. ماجرا از این قرار است که شاه پس از قیام 30 تیر 1331 و نخست وزیری مجدد دکتر مصدق و واگذاری وزارت جنگ به او با عنوان وزارت دفاع ملی احساس می کرد دیگر عملا نقش تعیین کننده ای در امور کشور ندارد و حتی در ارتش هم به بازی گرفته نمی شود. به موجب گزارش روزنامه اطلاعات در آن روز – 9 اسفند 1331- دکتر مصدق گام زنان و پیاده از خانه به سمت دربار به راه می افتد تا با شاه ملاقات کند. البته معلوم نیست به قصد خداحافظی بوده یا برای پرداخت پولی که قول داده بود به شاه می دهد تا درخارج از کشور آسوده خاطر باشد یا حتی منصرف کردن او با این اطمینان که همچنان به سلطنت وفادار است و قانون اساسی مشروطه پادشاه را نماد وحدت کشور ترسیم کرده و نیاز به دخالت گسترده نیست اما در بیرون با تحرکات دربار، عده ای جمع شدند و اعتراض کردند. از اسناد گوناگون بر می آید که شاه قصد رفتن داشته و خبر سفر را خود او لو نداده و به قولی که در این باره به مصدق داده بود وفادار مانده اما درباری ها بیکار ننشسته بودند. کما این که محسن صدر الاشراف نخست وزیر سابق خود را به دربار می رساند تا مانع رفتن شاه شود. او در خاطرات خود درباره این واقعه می نویسد: «صبح 9 اسفند من نزد شاه بودم. حالت شاه به کلی غمناک و گرفتگی صورت در او هویدا بود. پرسیدم چرا قصد مسافرت دارید؟ به ناخوشی و کسالت متوسل شد... گفتم: مردم نخواهند گذاشت اعلی حضرت تشریف ببرند. شاه در جواب فرمودند: مردم که ساکت اند و از اوضاع راضی اند ... در همین وقت صدای جماعتی که جلوی دربار جمع شده بودند بلند شد که ما نمی گذاریم شاه برود و فریاد زنده باد شاه و مرده باد مخالفین شاه، دقیقه به دقیقه زیاد می شد.» اندک اندک اما تظاهرات به توطئه ای برای قتل مصدق تبدیل شد. سناریو این بود که اگر موفق شوند مصدق را از میان بردارند و کار را تمام کنند و اگر موفق نشوند رابطه شاه و نخست وزیر تیره شود. چون در این حالت مصدق گمان می برد که شاه به دروغ بحث خروج از کشور را مطرح کرده تا از یک طرف احساسات مردم و چهره های نگران از جمهوری شدن ایران را تحریک کنند و از جانب دیگر مصدق را به قتل برسانند و شاه هم بدبین می شد که قصد مصدق برانداختن او بوده است و در سناریوی دوم موفق شدند. اراذل و اوباش در مقابل دربار آماده بودند تا کار مصدق را تمام کنند اما با فداکاری شماری از نیروهای وفادار به مصدق که از جان مایه گذاشتند دکتر محمد مصدق را از دری دیگر خارج می کنند و نخست وزیر را به خانه می رسانند ولی این بار مقابل خانه جمع شدند و قصد تعرض به داخل را داشتند. دکتر مصدق که تازه لباس خانه بر تن کرده بود با همان لباس خود را به پشت بام می رساند و با نردبان به خانه پسرش – دکتر غلامحسین - و از آنجا به ستاد ارتش می رود و اوضاع را در دست می گیرد و توطئه را خنثی و افشا می کند.
این کتاب با این همە چرندیات و دروغ جاش.......
آخه چراا؟؟
قیام ملی امرداد ، انقلاب شاه و ملت ، تمدن بزرگ ، بنیان گذار ایران مدرن ............. ؛ دروغ هر چه بزرگتر باشد ، احتمال پذیرفته شدنش بیشتر است ، کافی است به اشکال مختلف تکرار شود .
ببخشید من ی کم سوادم پایینه---حماسه --- ینی چی؟ضمنا مواجه با ی حماسه بزرگ هستیم که نمیدانم آیا فردوسی ها هم میتوانند کتابش رو بسراید و زستم دستان قهرمان از پس حلش بر بیاید یا نه؟؟ درامد نداشته و نان بریده به ریال!!! - مخارج وهزینه ای گذران زندگی به دلار.=12000 تومانی ضمن مواجهه با حماسه های بیشمار کوچک عدم داشتن مسکن - وخوراک روزانه وعدم امکان مراجعه به پزشک و نداشتن و نتوانستن خرید دارو .......که بوده و هستم حماسه امروز لپ تاپ کهنه و فرسوده هم به خواست خدا الحمد الله خراب شد -و دیگه راحتم چون لصلا فکر خریدش رو در خواب هم نمیبینم ....
نتیجه 9 دی این میشه که سالها بعد درسالروزش دم خودش رو گاز میگیره و مردم با خشمی بیشتر به خیابانها میریزنوبی تدبیری + بی بصیرتی. تمومی نداره
این کتاب با این همە چرندیات و دروغ جاش اینجا نیست، لطفا بندازین تو اشغالدونی.
با سپاس از جناب قربانی همچون همیشه اثر ارزنده ای رو در دسترس دوستان قرار دادن. این کتاب ارزش تاریخی بسیار دارد، نه اینکه برپایه اسناد و شواهد معتبری تالیف شده باشد، بلکه ارزش آن در این است که دهه های دیگر با مراجعه به این گونه تالیفات به نیات و افکار نویسنده آن بهتر پی خواهند برد. پ ن: _________________ انچه که باعث گردید شیوه تحقیق و نگرش گلدزهیر به تاریخ اسلام با دیگر محققین بزرگی همچون کارل بروکلمان، کلمان هوارد، نولدکه، کائتانی متفاوت باشد این بود که تنها برای رسیدن به یک روایت صحیح به برسی احادیث و اخبار تواتر و ثقه و ضعیف نمی پرداخت بلکه با نگرشی ژرف در احادیث دروغین و جعلی سعی بر این داشت تا پی به این مهم ببرد که چه دلیلی باعث گشته تا در آن قرون اول هجری چنین فضای اجتماعی ایجاد گردد که بسیاری از محدثین و راویان اخبار به جعل اخبار و احادیث دروغین روی آورند. مطمئنا دهه ها و چه بسا قرنها بعد محققین و جامعه شناسان با بسیاری از تالیفات زمان حال نیز چنین برخورد خواهند نمود!
"... همیشه "مصلحت"، روپوش دروغین زیبایی بوده است تا دشمنانِ "حقیقت"، حقیقت را رو به قبله ذبح کنند که مصلحت، همیشه مونتاژ دین و دنیا بوده است... "تشیع مصلحت"، نابودکننده ی "تشیع حقیقت" است، هم‌چنان که در تاریخ اسلام، "اسلام حقیقت"، قربانی"اسلام مصلحت"، که آغاز نبرد میان مصلحت و حقیقت در "سقیفه" بود و مصلحت پیروز شد . و از همان‌جا ادامه دارد و همچون خطی که از یک نقطه آغاز می‌شوند و با زاویه ی یک درجه‌ای از هم دور می‌شوند و هرچه می‌گذرد فاصله بیشتر می‌شود و بیشتر، تا فاصله‌ی حقیقت و مصلحت می شود فاصله‌ی "ظلم و عدل"، "امامت و استبداد"، "جمود و اجتهاد"، "ذلت و عزت"... یعنی "گذشته و حال". من که تمام عمر، شاهد قربانی شدن و پایمال شدن حقیقت‌ها بوسیله‌ی انسان‌های مصلحت‌پرست بوده‌ام، در مورد مصلحت عقده پیدا کرده‌ام و اعتقاد یافته‌ام که : "هیچ چیز غیر از خود حقیقت، مصلحت نیست"..."
مخالف، ذهنش بسته نیست. حتی اگر اشتباه کنه (که در این موضوع خاص معتقدم اینطور نیست) به خودش زحمت داده و از زیر بار وحی مُنزل کشیده بیرون و به جای پوشیدن لباس خوش‌دوخت تفکرِ مبتنی بر انداختن مسئولیت دنیا و عقبی به گردن دیگری (بخوانید تقلید)، لباسی رو به تن عقلش کرده که شاید چند درزی ازش باز شده باشه یا خیلی جاهاش وصله‌دار باشه، اما دست‌کم قواره‌ی تنشه.
PDF
2 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file