Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی خرید کتاب زبان دوره رایگان رهایی از کمال گرایی

داستانهای قرآن کریم

داستانهای قرآن کریم

داستان آفرینش جهان
داستان آفرینش باباآدم
داستان هابیل و قابیل
داستان نوح
داستان ابراهیم
داستان لوط
داستان شعیب
داستان عاد و ثمود
داستان یوسف
داستان تولد موسا و مَرد شدنش
داستان موسا و خضر
داستان موسا و فرعون
داستان موسا و بنی‌اسرائیل
داستان داوود
داستان سلیمان
داستان شهر سبا
داستان ذوالقرنین
داستانِ اصحاب کهف
داستان عیسا مسیح
داستان ساعه و قیامت

ترجمۀ بی تفسیر از آیات قرآن

» کتابناکهای مرتبط:
تاریخ مردم ایران - قبل از اسلام (در کشمکش با قدرت ها)
آیا هخامنشیان زردشتی بوده‌اند؟
مهرها، طغراها و توقیع های پادشاهان ایرانی

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
دریافت ها: 8991
تعداد صفحات: 62
4.2 / 5
با 234 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 20
۱۳۸۶/۱۰/۱۸


پاسخنگارش دیدگاه
aryoua
Member
در ترجمه و به طور کلی انتقال هر نوع پیامی ما با یک مسئله آماری مواجه هستیم که حاملهای پیام را رمزگشایی می کند. به صورتی که برای یک حامل پیام (یک کلمه) طیفی از معنی های امکانپذیر را داریم که بعضی ها محتملتر و بعضی ها احتمال کمتری دارند. این که چه معنیهایی احتمال بیشتری دارند را باید بر اساس مخاطبان سنجید. باید فهمید که قرآن در چه زمانی و برای چه مخاطبانی گفته شده است و آنها از این کلمات چه معنیهایی را برداشت می کردند یعنی بیشترین آنها چه معنایی را دریافت می کردند(یا می کنند) . در غیر این صورت باید گفت که هدف پیامرسانی با معماگویی هم مخلوط شده است.
نقل قول  
aryoua
Member
باید توجه کرد که تفسیر و ترجمه خطوط دقیقی ندارند و در هر ترجمه ای از زبانهای مختلف ترجمه تحت اللفظی نیاز به توضیحاتی پیدا می کند که گاهی این توضیحات را می توان تفسیر هم نامید. تفسیر می تواند خیلی دور از متن باشد یا نزدیک به متن ولی به هر حال در هر ترجمه ای گزیری از شرح و توضیح نیست و سختگیری و آسانگیری زیاد هر دو غلط است.
مثال همین اشکال شماره 1 جناب khwanirath است. خداوند فرمود من در زمین یک جانشینی قرار می دهم. و نگفته است که جانشین برای چه کسی یا چه کاری و با چه اختیاراتی. مترجم به این نتیجه رسیده است این جانشین برای خود پروردگار است و نه مثلاً جانشینی برای یکی از فرشتگان بر روی زمین. او نتیجه گیری کرده است و به نوعی شرح و توضیحش را داخل پرانتز نوشته است. که اشکالی ندارد.
نقل قول  
Khwanirath
Member
اما این دو مسئله که بنده را 1-شایسته پاسخگویی نیافته اید و پس از این هم یحتمل نخواهید یافت و 2-علیرغم چهار مرتبه درخواست از شما در زمینه پاسخ به 11 نقد مختصری که بر اشتباهات همین کتاب در ترجمه تقدیم کردم سکوت کرده اید
این هر دو را به حساب اقناع سرکار و پذیرفتن ایرادهای آقای خنجی و این کتاب می گذارم و بنا را بر این می گذارم که ضعیف بودن این کتاب را پذیرفته اید.

زیاده عرضی نیست.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از majid889:

دیدید؟؟؟باز دوباره معنی قران را در اینجا تفسیر کردید


البته که چنین کردم و البته که هر متن ادبی نیازمند تفسیر و تبیین است. مگر بنده گفته ام که تفسیر نباید باشد یا جمع بندی دیگری با حضرتعالی در این زمینه داشته ام؟ آنچه هست این است که قرآن را باید با خود قرآن تفسیر کرد. نکته ای را لازم می دانم جهت آگاهی شما و سایر عزیزان عرض کنم.

تفسیر به رای آن است که مفسر، نظر شخصی خود را دخالت دهد. تفسیر قرآن به قرآن این است که آیات را با دیگر آیات بررسی کرد و به جمع بندی رسید. وقتی آیات قرآن امکان تفهیم یکدیگر را دارند، چرا از آنها استفاده نکنیم؟ نه تنها قرآن که هر متن ادبی دیگری نیز نیازمند تفسیر است.

اینکه عدد بصورت کثرت بکار می رود هم نیازمند تفسیر است و نمونه ای از زبان فارسی هم تقدیم کردم. مثال ها در همین زبان فارسی فراوانند.

اما حرف شما در این زمینه که نباید تفسیری بطور مطلق در کار باشد، سخن تازه ای نیست. حدود 7 قرن پیش شیخ الاسلام ابن تیمیه که پایه ریزی مکتب سلفی را انجام داد همین برداشت را داشت و امروز نیز حنبلی های سلفی مسلک چنین عقایدی دارند. برای الله تعالی دست و پا قائل هستند و او را نشسته بر تخت می دانند. ضمن احترام به شما-گمان نمی کنم در چنین برداشت متحجرانه ای، جز حضرتعالی توانسته باشند فرد دیگری از مخالفین را با خود همسو کنند.
نقل قول  
majid889
Member
امور را از آسمان تا زمین تدبیر و تنظیم می کند، سپس در روزی که اندازه آن به شمارش شما هزار سال است به سوی او بالا می رود-ترجمه انصاریان

نقل قول:
اما برداشتی که حضرتعالی از واژه "هزار" کرده اید، نشان دهنده خطا در برداشت است. اعداد بعضاً نماد کثرت هستند و به قرینه معنوی قابل درک و برداشت هستند.


دیدید؟؟؟باز دوباره معنی قران را در اینجا تفسیر کردید و معنیش را تغییر دادید!!در ترجمه به صراحت گفته شد هزار سال ولی شما الان میگویید منظور از هزار سال چیز دیگریست!!همین تفاسیر را میتوان برای هر کتابی کرد.مثلا میتوان با همین تفسیر بر اشتباهات کتب شینتو و بودا هم لاپوشانی کرد و گفت که کتب مقدس بودا و شینتو منظورشان فلان بود و بهمان و اشتباهی نبوده در کتاب انها!!!خودتان ابتدا میگویید هزارسال و بعد دوباره همان هزار سال را هم نمیپذیرید و تفسیر به رآی کرده و میگویید منطور چیز دیگریست در حالیکه هر انسانی که تا کلاس دوم هم درس خوانده باشد متوجه می شود که منظور در این آیه دقیقا هزار سال است....اینکه شما هی معانی را عوض میکنید کار خوبی نیست.بگزارید قرآن را با همان معانی واقعی و بدون تحریفش بپذیریم.اگر قرار بود منظور خداوند در اینجا هزاران سال باشد و نه هزارسال ان وقت خدا نمیگفت هزار سال و به جایش میگفت هزاران سال..!!!نعوذبالله شما مفسرین نوگرا کلام خدا را هم قبول ندارید.

خود قران گفته این کتاب را به زبان ساده نوشتیم تا همه آن را بفهمند.پس نیازی به تفسیر ندارد.
تا زمانی که شما معانی آیات را تفسیر به رای میکنید و تحریف و تغییر میدهید بنده نیازی نمیبینم بحث را با شما دوست فرهیخته ادامه بدهم.
هر زمانی قبول کردید که معانی قران را باید عینا بیاوریم و به نفع خودمان تفسیر و تحریف و هجو و کم و زیاد نکنیم(همان کاری که اقای امیرحسین خنجی در ترجمه ی کتابهایشان کردند)،در ان صورت بنده بحث را با شما ادامه خواهم داد.در غیر اینصورت مزاخمتان نمیشوم.
شب و روزتان خوش
نقل قول  
Khwanirath
Member
مجدداً و به قول اوستا، با صدای سپاهی هزاران نفری، از شما درخواست می کنم که نظرات خود را پیرامون نقد یازده گانه بنده از کتاب فوق بیان بفرمایید.

بنده اما تفسیر به رای نکردم. تفسیر به رای آن است که از نزد خودم سخنی بیان کنم نه آنکه آیه ای دیگر را در کنار آیه مذکور قرار دهم. این را تفسیر قرآن به قرآن می نامند که یکی از مناهج تفسیری ست.

اما برداشتی که حضرتعالی از واژه "هزار" کرده اید، نشان دهنده خطا در برداشت است. اعداد بعضاً نماد کثرت هستند و به قرینه معنوی قابل درک و برداشت هستند.

مثال 1.............لیله القدر خیر من الف شهر-3 قدر...........شب قدر از هزار ماه بهتر است.................. این بدین معنی نیست که شب قدر از هزار و یک ماه برتر نیست. بلکه به این معناست که از ماه های زیادی برتر است. چه یک ماه، چه ده ماه، چه صد ماه، چه هزار ماه، چه ده هزار ماه و چه صد هزار ماه.

مثال 2............اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ-80 توبه................برای آنان چه آمرزش بخواهی چه نخواهی، اگر برای آنان هفتاد بار هم آمرزش بخواهی، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید..............صد البته با هفتاد و یکبار هم آمرزیده نمی شوند.

در زبان فارسی هم چنین است؟ بله.
1-هزار بار پیاده طواف کعبه کنی..... قبول حق نشود گر دلی بیازاری-دیوان شمس-غزل 3104..................با هزار و یکبار هم قبول نمی شود.

2-من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه........صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه-دیوان شمس-غزل 2309............الزاماً صد بار نگفته است. ممکن است حتی دو یا سه بار گفته باشد.

پس
دانستیم که عدد در قرآن نماد کثرت می تواند باشد و این از فحوای کلام قابل درک است. هزار سال به معنای سال های زیادی است و نه الزاماً هزار سال خورشیدی یا قمری!
در نتیجه
آفرینش زمین در شش روز به معنای شش زمان طولانی ست.

این مسائل نیازمند آشنایی حداقلی با زبان عربی و حتی فارسی ست. می توانید از دوست "عرب زبان ساکن در عربستان سعودی که دارای دکترای زبان ادبیات عربی قدیم قرانی و مصری هست" نیز کسب اطلاع کنید. قطعاً همین را خواهند گفت.

در پایان نیز خواهشمندم نقدهای یازده گانه را بررسی بفرمایید. والسلام
نقل قول  
majid889
Member
دوست عزیز درمورد شماره 2-شما دوباره تفسیر به رای کردید و معانی قرآن را با تصورات خودتون نفسیر میکنید و نه معنی واقعی اون.این ایه چه ربطی به ایه دیگری که اشاره به خلقت زمین در 6 روز هست دارد؟ان ایه دیگریست و این ایه ی دیگر......

۱- سوره: ۷ , آیه: ۵۴
در حقیقت پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش [جهاندارى] استیلا یافت روز را به شب که شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نیز] خورشید و ماه و ستارگان را که به فرمان او رام شده‏اند [پدید آورد] آگاه باش که [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدایى است پروردگار جهانیان

۲- سوره: ۲۵ , آیه: ۵۹
همان کسى که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش روز آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره‏اى بپرس [که مى‏داند]

منظور من از اوردن این یوم در دفاغ از معانی واقعی قران هست.منظور بنده این است شمایی که یوم یعنی 6 روز را گاهی هزارسال که در مجموع میشود 6 هزاترسال که باز اشتباه است مدت خلقت زمین بیشتر از این ها بود . حتی گاهی 6 دوره هم معنی میکنید که خب این ها معنی یوم را نمیدهد در قرآن منظور از یوم روز است اگرچه یوم معانی دیگری دارد.حال که از این بگذریم منظور بنده در دفلاع از قران این بود که از آنجایی که علم وحی منزل نیست و ممکن است هرلحظه علم تغییر کند و نظرش عوض شود حال پرسش من از شما این است.من در دفاع از قران میگویم شما فرض بفرمایید مثلا 200 سال بعد دانشمندان به این نتیجه رسیدند که زمین و آسمان در همان 6 روز آفریده شد (هیچ چیزی از دست پروردگار خارج و غیر ممکن نیست)..آن وقت گناه ترجمه ی اشتباه یوم به دوره در قران بر گردن چه کسی خواهد بود که 200 سال ترجمه ی یوم را با علم 200 سال پیش به دوره یا هزار سال ترجمه کرده اند در حالیکه فهمیده شد زمین واقعا در همان 6 روز معمولی (هر روز 24 ساعت) خلق شده است؟؟منظور بنده این بود....

به این علت میگویم نباید معانی قرآن درا تحریف کنیم و چون علم روز میگوید زمین و اسمان ها در 13 میلیارد سال خلق شده اند پس ما هم قبول کنیم و بگوییم بله پس ما هم معنی یوم در قران که بریا 1000 سال همان روز 24 ساعت ترجمه میشد را اول به هزار سال برای هر روز و بعد که معلوم شد خلقت زمین بیش از 6 هزار سال بود و ایندفعه به دوره تعبیر و تفسیر و معنی کنیم.....اخذر شما از کجا میدانید این خلقت 13 میلیارد سال درست باشد که معنی یوم رو کرده اید دوره یا هزار سال؟؟؟علم انعطاف پذیر است و علم خطای خود را میپذیرد و نمیگوید حتما درست میگوید..خدا را چه دیدید شاید 200 سال بعد معلوم شود زمین واقعا در همان 6 روزی که هر روزش 24 ساعت بوده خلق شده.!!1خب ان وقت گناه ترجمه های اشتباه یوم به گردن چه کسی خواهد بود؟چه اصراری دارید که معانی قرآن را با توجه به علم زمان حیات خودمان تفسیر و ترجمه کنیم؟شما از کجا میدانید کهخلقت 6 روز زمین حتما و حتما اشتباه است که معنی آن را به 6 هزار سال و بعدها به 6 دوره تبدیل میکنید؟استغفرالله


من در دفاع از قرآن این حرفم را میزنم.من میگویم صرفا به خاطر چیزی که علم روز که خطاپذیر هم هست میگوید،ما تفسیر به رای نکنیم و معانی قرآن را با علم روز تغییر ندهیم.من این کار را خوب نمیبینم و بار گناه در ان میبینم به همین خاطر من اصرار دارم که ترجمه ی قرانی امیرحسین خنجی بهترین ترجمه هست چون ایشان تفسیر به رای نمیکنند و معانی قران را با علم روز که انعطاف پذیر هست و هرلحطه ممکن است این علم بطلان شود و اشتباه تشخیص داده شود نمیسنجند بلکه به همان طریقی که معانی قران به عربی هست ایشان ترجمه کرده اند. شما میتوانید حرف من را نپذیرید.اصراری نیست ولی من ترجمه تحریفی نمیخوانم.
پاینده باشید.من دیگر اصراری به ادامه بحث نمیبینم.سپاس از شما
نقل قول  
Khwanirath
Member
اجازه دهید سخن در مورد اینکه بنده چگونه انسانی هستم و نیستم را به کناری بنهیم و به سخنانی که بیان کردم و بیان کردید توجه کنیم.

1- منتظر بیان نظرات حضرتعالی پیرامون 11 مورد از نقدهای بنده به کتاب مذکور هستم. البته این همه نقدها نیست. بیشتر از صفحه 106 را نخوانده ام.

2-بنده هم همچون شما، یوم را به معنای روز می گیرم. اما کدام روز؟ روز در نزد انسان ها؟ یا روز در نزد خدای تعالی؟

یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ-5 السجده
امور را از آسمان تا زمین تدبیر و تنظیم می کند، سپس در روزی که اندازه آن به شمارش شما هزار سال است به سوی او بالا می رود-ترجمه انصاریان

3-ترجیح می دهم سخن گفتن در مورد مسائل دیگری که بیان فرمودید (همبستری زورکی-خرید و فروش و کنیز کردن زن بی دین- کتک زدن زنان و غیرو) را پس از دریافت پاسخ حضرتعالی -که بی صبرانه منتظر آن هستم-به موارد یازده گانه ای که عرض کردم، تقدیم کنم.
نقل قول  
majid889
Member
مثلا اگر به شما گفته شود یوم در قرآن به معنی روز است ولو معانی دیگری همانند دوره داشته باشد،ولی شما مصر خواهید بود که این یوم رو تفسیر به رای کنید و بگویید نه نه یوم در اینجا به معنی دوره است چون دنیا نمیتواند در 6 روز افریده شود فلذا اینجا قرآن منطورش دوره است که ممکن هست هر دوره چند میلیارد سال باشد در حالیکه هم من وهم شما میدانیم که برای مدت حداقل 1000 سال یوم همان روز معنی میشد تا زمانی که علم نوین کشف کرد دنیا در حدود 13 میلیارد و 500 میلیون سال پیش شروع به موجود شدند کرد و نه 6 روز..!!1ولی شماها که زیر بار نمیروید و خواهید گفت منطور از 6 روز در قران 6 دوره است و نه 6 روز.پس بفرمایید چرا برای نزدیک 1000 و اندی سال 6 روز ترجمه میکردید و نه 6 دوره؟همین که دانشمندان کشف کردند عمر متوسط زمین بیش از 13 میلیارد سال است شما هم این یوم را در قران کردید دوره!!!!حال پرسش من از شما و همقطاران شما این است اگر به فرض پس از 200 سال دانشمندان کشف کردند که زمین در همان 6 روز افریده شدهه باشد و نه 13 میلیارد سال،ان وقت آیا دوباره شما معنی 6 دوره را به 6 روز تغییر خواهید داد؟یا همان 6 دوره میماند؟ولی میبینید که خنجی از این تحریفات در کتابش ندارد.

یا به عنوان مثال کافیست فقط نگاهی گذرا به ترجمه فارسی معنی ایه 24 سوره نسا بفرمایید.در 90 درصد ترجمه های قرانی چنان ترجمه ی این آیه را مترجمین عزیز تغییر و تحریف کرده اند که اگر یک شخصی عربی نداند،به هیچ وجه متوجه اصل معنی این آیه نمیشود (مجوز همبستری زورکی مردان مسلمان با این زن نگون بخت بیگناه و به کنیزگیری و خرید و فروش و کنیز کردن زن بی دین اگرچه این زن راضی به این کار نباشد و شوهر داشته باشد و شوهرش هم توسط مسلمانان اسیر شده باشد و در کنار همسرش باشد).و یا به عنوان نمونه در ایه 34 سوره نسا گفته میشود که اگر زنتان به حرفتان گوش نکرد او را بزنید!حتی در 90 درصد ترجمه ها این کلمه ی بزنید را مترجمین به عمد حذف کرده اند تا مبادا خواننده ی قرآن با خواندن آن شبهه یی در دلش وارد شود...از این دست تحریفات و تغییر عمدی معانی قرآن در تمام کتب ترجمه ی قران کریم داخلی زیاد است و دیده میشود...ولی جناب خنجی تحریفی نکرده است.البته داخل پرانتز این را هم بگویم که نعوذبالله هیچ ایرادی در خود قرآن نیست بنده در مورد مترجمین قرآن صحبت میکنم و نه خود قرآن کریم.بنده خودم به شخصه چیزی که تحریف سانسور و یا کم و زیاد در معنی ان بشود رو نمیخوانم و ترجیح میدم آن کتاب را به زبان خود کتاب بخوانم تا اینکه سرم کلاه رود و یه نسخه ی ترجمه ی تحریف شدهد و سانسور شده از آن بخوانم.دوست عزیز زمانه عوض شده است.دیگر حتی بچه ی 10 ساله دسترسی به اینترنت و منابع فراوان تحقیقی دارد.دیگر اکثر ایرانیان زبان عربی و انگلیسی بلد هستند.برای عده ای زمانه ی بدیست.
امیر حسین خنجی انسانی صادق و راستگویی بود و چون از راه نگارش کتاب هایش درآمدی هم نداشت فلذا مجبور به تحریف و یا هجو و کم و زیاد معانی در قران نبود.
نقل قول  
majid889
Member
شوربختانه شما هم مثل مترجمین مجوز دار تفسیر به رآی کرده اید و تمام معانی رو به دلخواه عوض و مطالبی به آن ها زیاد کرده اید و این نشان میدهد که شما هم مثل مترجمین سیستم حاکم عمل میکنید و نمیخواهید قران را همانطور که هست معنی کنید و بپذیرید و حتما مصر هستید که معانی رو به نفع خود تفسیر به رای کنید واین در نوشته هایتان کاملا آشکاتر است.نمیخواهید قبول کنید که باید قران را همانطور که هست باید معنی کرد و نه اینکه به ان رنگ و لعاب داد و سایه ای بر ان کشید و زیباترش کرد.در قران های ترجمه شده خود اقایان هزاران پرانتز بازی های اضافی و خودخواسته از روی عمد برای لاپوشانی گزاشتن و تغییر عمدی معانی آن قرار داده میشود تا خواننده ذهنش در جهت خاصی همسو شود.

این معانی که شما گقتید و ادعا کردید جناب خنجی اشتباه ترجمه کرده اند مصداق همان سخنی است که قبلا گفتم.ایشان معانی را اشتباه ترجمه نکرده اند.اتفاقا ایشان دقیقا اصل معانی را ترجمه کرده اند بدون کم و کاست و بنده در صحبت با چند عرب زبان صحت ترجمه ی صحیح این کتاب خنجی را گرفتم (شما یا دوستان شما که نمیتوانند عربی قرانی را به اندازه ی یک عرب زبان ساکن در عربستان سعودی که دارای دکترای زبان ادبیات عربی قدیم قرانی و مصری هست بدانید) ولی از آنجایی که شما دوست عزیز با ترجمه ی قران های دیگر موجود که دارای هجو و کم و زیاد و جهت گیری های خاصی برای لاپوشانی برخی معانی هستند،برخورد داشته و همیشه آن ها راخوانده اید،فلذا طبیعیست که ذهن شما با ان ترجمه ها انس و الفت گرفته چون ده ها سال است با آن ترجمه ها نشست و برخاست دارید و نه ترجمه ی درست و بدون هجویات و کم و زیاد و تحریفی همانند ترجمه جناب خنجی......
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You