ترانه های داریوش اقبالی
امتیاز دهید
گردآوری : امیر نیلی
بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد ..
داریوش عضو سازمان عفو بینالملل است. وی به جز اهمیت به ترک اعتیاد و رهایی به مسائل اجتماعی، پناهجویان ایرانی، گروههای جوامع اقلیت و کودکان کار نیز توجه دارد. وی در سالهای اخیر با کمک دانشجویان کمپین حمایت از این افراد را تأسیس نمود.
بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد ..
داریوش عضو سازمان عفو بینالملل است. وی به جز اهمیت به ترک اعتیاد و رهایی به مسائل اجتماعی، پناهجویان ایرانی، گروههای جوامع اقلیت و کودکان کار نیز توجه دارد. وی در سالهای اخیر با کمک دانشجویان کمپین حمایت از این افراد را تأسیس نمود.
آپلود شده توسط:
MTOM
1388/08/30
دیدگاههای کتاب الکترونیکی ترانه های داریوش اقبالی
کنارم پرستیدنو حس کنی ،کنارت خدا رو تماشا کنم
نشستم ببینم کیم پیش تو، منی که زمین و زمانم تویی
بگی تا کجای جهان با منی ، منی که تمام جهانم تویی
ببین اسمتو تا صدا میکنم. تورو از یه دنیا جدا میکنم
منو زیر تیغ سکوتت نکش دارم زندگیمو صدا میکنم
کنارم بشین و عذابم بده همین بودن تو نیاز منه
دارم روز و شب زمزمه ات میکنم صداکردن تو آواز منه
من عاشق این آهنگشم
گفتی که تویی تو ، خود پاسخ این راز
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
تو دست من سیب گلاب ، اما دلم پره ز درد
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک یک اسیر
اما یه روزگاری بود ، پدر بزرگمون می گفت
بهشت همین دنیای ماست ، عشق و صفا
اما کجاست
------------
هوای تازه - فریدون فروغی
آسمونشم بگیرید این پرنه مردنی نیست
آخرین سنگر سکوته خیلی حرفا گفتنی نیست
ای برادرای خونی این برادری تنی نیست
موج دستهای من و تو دست دریا را گرفته
عکس تو با سرمه خون چشم دنیا را گرفته
ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم
تو بگو همسنگر من ما تقاص کی رو میدیم
ببین مرگ من را در خویش, که مرگ من تماشایی ست
به امید از سر گیری همکاری این دو خواننده بی تکرار با بزرگان آهنگ وشعر این مرز و بوم.