تقلید زندگی

تقلید زندگی

نویسنده:
تقلید زندگی نوشته هوشنگ مستوفی، این که بعضی ها به جای این که زندگی کنند ادای زندگی را در می آورند، یکی از مسائل لا ینحل زندگی مردم در این قرن است. به این معنی که در زمان ما آن چیزهایی که مایه خوشی و سعادت و راحتی درزندگی اصیل بشر بوده است همه تحت الشعاع یک مشت تظاهر و فریب و دروغ و خودنمایی قرار گرفته و غالب مردم بدون آنکه خودشان بدانند برای اینکه ادای زندگی را درآورند تمام راحتی ها و خوشی ها را بر خود حرام می کنند، عمری در زجر و شکنجه و عذاب و ناراحتی می گذرانند، از ییلاق رفتن تا سوگواری و … تمامشان مصروف این می شود که در چشم و هم چشمی و رقابت و این مسابقه جنون آمیز خودنمایی و تظاهر، از دیگران عقب نمانند و آن وقت نتیجه همه این حرکات دور از منطق و عقل این شده است که مردم این زمان لحظه ای آسایش و راحتی نداشته باشند و شب و روز مثل پرگار به دور خود بچرخند بی آن که از این همه فعالیت و سرگردانی حاصلی به دست آورند یا آن که حتی در پی هدف معینی باشند.

حق تکثیر: تهران، کتابفروشی اشرفی، ۱۳۴۵

» کتابناکهای مرتبط:
Reading Capital
جامعه شناسی مارکس
چقدر خوبیم ما: نقد ایرادات رفتاری ما به طنز

نسخه ها
PDF
حجم: 3 مگابایت
تعداد صفحات: 281
4.3 / 5
با 23 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 5
۱۳۹۳/۰۹/۲۴


پاسخنگارش دیدگاه
shahdeadab
Member
نقل قول از hanieh:
نقل قول از shahdeadab:سلام . کتاب تقلید زندگی را دانلود کردم باز نشد لطفا بررسی فرمایید.
مشکل رفع شد. میتونید دریافت کنید.

خیلی ممنون . از زحماتتان متشکرم
نقل قول  
hanieh
مدير ارشد
نقل قول از shahdeadab:
سلام . کتاب تقلید زندگی را دانلود کردم باز نشد لطفا بررسی فرمایید.

مشکل رفع شد. میتونید دریافت کنید.
نقل قول  
shahdeadab
Member
سلام . کتاب تقلید زندگی را دانلود کردم باز نشد لطفا بررسی فرمایید.
نقل قول  
kamaladdin_k
Member
سلام و عرض ادب به همه عزیزان.
نویسنده این کتاب رو بر اساس تجربیات و تفاسیر خودشون از این اتفاقات نوشتند و روحیه ی ایرانی رو قشنگ تو نوشته هاشون میشه لمس کرد.
خوبی این خاطرات اینه که تو سال 1336 و این ایام که خرافه برستی با مذهب عجین شده بود توسط یک تحصیل کرده غرب نوشته شده. یک خاطره که خیلی خوشم اومد ازش این بود:
"تو دانشگاه سرم رو به زیر انداخته بودم و در حال راه رفتن بودم که دکتر جردن ددنبالم دوید و ضربه ی محکمی از گردنم زد و فریاد زد کله بوکی خان سرت رو به زیر انداختی تا دنیا و مردم اون، بهت توسری بزنن؟ تو مردی و مرد همیشه باید سرفراز باشه و با گردن افراشته قدم برداره. اگه تو از امروز سر به زیر راه بری فردا هم دنیا توی سرت خواهد زد و بیشتر خمیده تر خواهی شد."


از طرفی این کتاب میتونه واسه نوشتن خاطرات خودمون ایده بده که تاچه حد می تونیم از اتفاقات دوروبرمون درس بگیریم. و نسبت به این تجربیات ارزشمند بی تفاوت نباشیم.

نقل قول  
rain_rainy71
Pro Member


سلام به همه سروران سایت محبوبم کتابناک و دوستان کتابناکی

انسانهای بیچاره زمان ما بجای آنکه زندگی کنند ادای زندگی را در می آورند.
" تئودور درایزر "

نویسنده این کتاب جناب مستوفی از این جمله زیبا در تقلید زندگی بکار برده اند.
این کتاب مجموعه داستان از این نویسنده هستش




نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You