Hiweb

سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه

محقق: علی قاضی عسکر

برگرفته از متن کتاب:
«حاج على خان اعتماد السلطنه» گفت: صلاح مملكت خويش خسروان دانند. . .
«ميرزا على خان» سرانجام به ميرغضب گفت: «معطل نشو و كارش را تمام كن!» «ميرغضب» با چكمه، لگدى به ميان دو كتف «امير» نواخت و «امير» درغلطيده، به زمين افتاد. پس از آن «مير غضب» رگ‌هاى «امير» را زد و در حالى كه خون زيادى از وى رفته بود، دستمال ابريشمى را لوله كرد و به حلق «امير كبير» فرو برد و گلويش را فشرد تا جان داد.
«حاجى على خان» در اين هنگام بى درنگ از حمام بيرون آمد و با همراهان خود سوار اسب‌هاى تندرو شده، به جانب «تهران» رهسپار گرديد.  
«محمد حسن خان اعتماد السلطنه» فرزند «ميرزا على خان» ، با بى‌شرمى فراوان بر صحت اين جنايت توسط پدرش گواهى داده مى‌نويسد:
خلاصه قرعه اين خدمت را كه فايده عمومى داشت! به نام والد مولف، «حاج على خان اعتماد السلطنه» زدند، او محض امتثال امر دولتى چند نفر از عوانان و دژخيمان را همراه برداشته به چاپارى روانۀ كاشان شد، قبل از وصول به كاشان يك نفر از همراهان «اعتماد السلطنه» به جلو رفته به «امير» مژده داد. اينك مهيا باشيد كه خلعت نجات از طرف دولت براى شما مى‌رسد و حامل خلعت فلان روز وارد مى‌شود و باز به صدارت خواهيد رسيد، چون قبل از وقت معين تدبيرات ديگرى به كار رفته بود، لهذا «امير» بنا به آن قرائن و بنا به مستدعيات خود، اين سخن را باور كرد. . .

حق تکثیر:
تهران، نشر مشعر، ۱۳۷۹

» کتابناکهای مرتبط:
اسکندر مقدونی - جلد 1
این راز سر به مهر
دلیران جانباز

نسخه ها
PDF
حجم: 4 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 150
4.8 / 5
با 12 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۲/۱۱/۲۲


پاسخنگارش دیدگاه
beharan
Member
اعتماد السلطنه طعنه زده و البته با صراحت واقعیت رو هم گفته و لاپوشانی نکرده و اطاله کلام ننموده. :خلاصه قرعه این خدمت را که فایده عمومى داشت!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You