Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

زندگی در پیش رو

نویسنده:
از مقدمه مترجم
در «زندگی در پیش رو»، زندگانی جریان عادی و معمول را طی نمی‌کند. امّا قصه بذر گل‌هایی را به همراه دارد که می‌توانند زیبا و شکوه‌مند، بشکفند.
قصه ما را حیران می‌کند، به سوی ظرافت‌ها و لطافت‌ها سوقمان می‌دهد، و هم‌زمان به سوی اهمیت ژرف‌گری و روشن‌بینی. زمینه‌ی قصه از لحاظ جذب خواننده هیچ کم و کسری ندارد. بسیار مردمی است و بسیار مردم‌پسند. محله‌هایی را که برایمان تعریف می‌کند، محله‌ی «گوت دور» است. محله‌ی فقیرنشین و غریب‌نشین؛ و محله‌ی خانه‌های آن‌چنانی در سطح پایین. امّا از دید نویسنده، ما با آن‌جا طور دیگری آشنا می‌شویم. دید او از این محله، با دید ژان ژنه یا آدامف بسیار متفاوت است. نمی‌شود از او ایراد گرفت که چرا همانند امیل زولا یا ماکسیم گورکی، این محله و این قشر از جامعه را توصیف و تعریف نکرده. تعریف او تعریف دیگری‌ست.
او این دنیای پر از ذلت و خواری و درد و خشونت و تحقیر را با رنگی گل‌بهی نقش کرده. این دنیا را پذیرفته و دقیقاً تفاوت دید او با دید ‌آن‌ها که قبلاً تصویرگر این دنیا بوده‌اند، در همین‌جاست. پسربچه‌ی قصه، نه خشونت بچه‌های خاص آن محل را دارد و نه نرمش ‌آن‌ها را. او اخلاقی خاص خود دارد. به نیابت نویسنده، در آن محل حضور یافته و گاه‌گداری حرف‌های به‌اصطلاح گنده‌تر از دهانش می‌زند. شاید به دلیل خواست عمدی نویسنده و یا شاید به دلیل مصاحبتش با بزرگ‌ترها.
او بچه‌ای است که می‌بیند. خوب هم می‌بیند. تیز هم می‌بیند و همه را هم ضبط می‌کند. هم‌صحبت‌هایش یک پیرمرد مسلمان عاشق قرآن و عاشق ویکتو هوگو است و یک زن پیر دردمند.
هرچند با بچه‌ها حرف می‌زند و بازی می‌کند، امّا با ‌آن‌ها یکی نمی‌شود. در مجاورت ‌آن‌ها بچه نمی‌شود. او بچه‌ای ساخته‌ی نویسنده، امّا بچه‌ای به‌شدت پذیرفتنی و دوست‌داشتنی. کتاب نیز به‌همچنین. در بیست صفحه‌ی اوّل کتاب، محمّد می‌خواهد همه‌چیز را به‌سرعت بگوید؛ پس درهم و برهم حرف می‌زند. می‌خواهد مثل بزرگ‌ترها حرف بزند، پس گنده‌گویی به سبک بچه‌ها می‌کند. جمله‌بندی‌هایش گاه از لحاظ دستوری غلط است . حرف‌ها و مثال‌هایش گاه، در کمال خلوص نیت، پرت و عوضی است! و گاه درک‌نشدنی. به همین دلیل ذهن خواننده در آغاز کمی مغشوش می‌شود. امّا بعد به روش گفتار او عادت می‌کند و تمام پراکنده‌گویی‌های گه‌گاه محمّد را راحت می‌پذیرد.

تعداد صفحات : 103

حق تکثیر:
تهران: بازتاب نگار، ۱۳۸۷

» کتابناکهای مرتبط:
The Ministry of Fear
دو سال در تعطیلات
انتظار

نسخه ها
4.6 / 5
با 856 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 74
۱۳۸۸/۰۷/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
elmirjaberi
Member
ترجمه ی لیلی گلستان ترجمه ی خوبیه. اولین دلیل برای مطالعه ی این کتاب. کل داستان از دیدگاه یک بچه روایت میشه. من عاشق روایت های کودکان از دنیای بزرگسالانم. مرسی کتابناک
نقل قول  
ozhan
Member
یه شاهکار ... به تمام معنا ... از راوی تا تم و بعد لایه های تماتیک ... ضمنا دمه مترجم گرم
نقل قول  
materhorn
Member
هیچ کتابی که امکان دانلود نداره
نقل قول  
alalesamadi
Member
نمیشه دانلود کنم چرا؟؟
نقل قول  
jas
Member
کتاب جالبی است نثر کودکانه محمد خیلی جالبه ارزش خوندن داره
نقل قول  
nazanin92
Member
این کتاب بی همتاست توصیه میکنم دوستانی که تا کنون نخوندنش حتما دانلودش کنند
نقل قول  
gabriel90
Publisher
نقل قول از sharar2010:
نقل قول از niuosha:زندگی در پیش رو دیگه چاپ نمیشه !
خواهش می کنم بذاریدش، الان نزدیک یه ماه تهران رو زیر و رو کردم . نیست .

شهر کتاب نیاوران داشت...
من تازه خریدم ولی دیگه چاپ نمیشه...
فکر کنم آخریش رو من برداشتم...


اخرین سری چاپ برای سال 87 هست
من2 ماه پیش از کتابفروشی ای نزدیک میدان ولی عصر خریدمش.
نقل قول  
gabriel90
Publisher
کتاب رو در زمان نمایشگاه کتاب اما خارج از نمایشگاه خریداری کردم
و خواندنش به دلیل مشغله ی زیاد به تابستان موکول شد که امروز به پایان رسید
به واقع کتاب زیبایی بود
نقل قول  
donya joon
Member
بخشی از این رمان:
نقل قول:
کشورم باید یک چیزی مثل الجزیره یا مراکش باشد. اگرچه وجود من
در هیچ سندی منعکس نبود. رزا خانم از این بابت اطمینان داشت و او
مسلما برای رضای دل خودش مرا عرب بار نیاورده بود. حتی می گفت
برای خودش فرقی نمی کند، چون وقتی همه در گه غوطه می خورند
بـا هـم فــرقی نــدارند و برابــرند و اگر یــهودی ها و عــرب ها با هم
سر جنگ دارند، دلیلش این است که فرقی با دیگران ندارند و علتش
همین برابری اسـت. البته مـگر در مـورد آلـمانی ها که این وضع پیش
آن ها باز هم شدیـد تر است. یـادم رفت بگویم که رزا خانم زیــر تخت
خوابش تصویر بزرگی از آقای هیتلر را گذاشته بود و وقــتی که خیلــی
احساس بدبختی می کرد و نمی دانست دست به دامن کدام قدیس
بشود، تصویر را از زیر تخت بیرون می آورد، نگاهش می کرد و یکدفعه
حالش بهتر می شد. بار غــصه اش کلی سبـک مـی شـد. در مـورد
رزا خانـم، باید بـگویم که بـه عنوان یک زن یـهودی، زن مـقدسی بود.


من عاشق این قسمتم. تصویر هیتلر زیر تخت یه خانم یهودی!!
نقل قول  
rain_rainy71
Pro Member


isankn گرامی متشکرم بابت در اختیار گذاشتن لینک دانلود

گفتند : (( تو از بهر محبوب مجنون گشنه ای ))
گفتم : ((نه آیا طعم زندگی را فقط مجانین می چشند و بس ؟

روضه الریاحین ، یافعی
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You