رسته‌ها
غلاف تمام فلزی
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 34 رای
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 34 رای
غلاف تمام فلزی شاهکاری است از ادیسه سینما ، استنلی کوبریک بزرگ ، و یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما در ژانر جنگ.
غلاف تمام فلزی فیلم ماقبل آخر کوبریک بود و اولین و آخرین تجربه اش در ژانر سینمای جنگ. این فیلم از حیث کارگردانی و صحنه پردازی و فیلمنامه یکی از درخشانترین آثار کوبریک و از مهمترین فیلم های جنگی تاریخ سینماست.
از آنجا که چندین سکانس از این فیلم،پر از گفتگوهای سخت و پیچیده است،انتشار فیلمنامه ترجمه شده ی این شاهکار،باب جدیدی در پرداختن به این فیلم می گشاید.
سکانس افتتاحیه ی فیلم با دیالوگ های فوق العاده و کاراکتر استثنایی گروهبان هارتمن ، یکی از بهترین سکانس هایی است که کوبریک نوشته و کارگردانی کرده است.از ابتدای این سکانس تا رویارویی سرباز پایل و گروهبان ، همه ی ماجرا به شرح اوضاع و احوال یک مرکز آموزش نظامی اختصاص دارد،و با پایان آن ماجرا در ویتنام ادامه می یابد.
فیلمنامه غلاف تمام فلزی،که بر اساس رمان "رفتنی ها" نوشته شده،نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی در سال 1978 بوده است.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
poorfar
آپلود شده توسط: poorfar
۱۳۹۲/۰۶/۰۵
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
101
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی غلاف تمام فلزی

تعداد دیدگاه‌ها:
21
[quote='poorfar']پس از سلامبنظر بنده کوبریک برترین کارگردان تاریخ سینماست،چرا که این مرد مصداق این بیت حکیم نظامی بود:کم گوی و گزیده گوی ، چون دُر . تا ز اندک تو ، جهان شود پُـر [/quote] چه دلیلی قانع کننده ای ! چون کم فیلم ساخته و مصداق شعر نظامی است . بهترین کارگردان تاریخ سینماست!!! اصلا بهترین یعنی چه ! مگر مسابقه دو است! [quote='poorfar']بعضا هر 10 سال یکبار فیلم می ساخت، ولی هر کدام از فیلم هایش آنچنان قوی بود،که بر روی تاریخ سینما تاثیر گذار می شد،از همان شاهکارهای اولیه اش تا فیلم های آخرش هربار مخاطب را بنحوی مبهوت می کرد![/quote] دلیلی این کم کاری علاقه عجیب ایشان به زرق و برق و وسواس بیمار گونه شان بود که موجب می شد تهییه کنندگان چندان مایل به همکاری با او نباشند. [quote='poorfar']دکتر استرنج لاو (یا چگونه یاد گرفتم یک بمب را دوست داشته باشم!) که طنز تلخ دیوانه واری است از شرایط دیوانه وار انسان ها بهنگام جنگ جهانی .[/quote] مثلا قرار بود یک فیلم کمدی سیاه باشد اما نتیجه ی کار یک فیلم ملال آور شد. [quote='poorfar']ادیسه ی بزرگ کوبریک در 2001 یک ادیسه ی فضایی ، که روایتی است از زندگی تکامل بشری که از میمونی برهنه به انسان فضانورد در فضا مبدل شد، و اختیارش را بدست «ماشین» داد و نهایت این ماشین نیز در صدد مقابله با انسان برآمد.[/quote] در ادیسه 10 دقیقه طول می کشد تا سفینه از یک طرف تصویر برود طرف دیگر. بعدشم ایده تسلط ماشینها بر انسان آنقدر در رمانها ی مختلف تکرار شده است و ایده ایشان نیست! گاهی فکر می کنم چقدر سطحی به اینموضوع پرداخته است. جالبتر اینکه این فیلم هم مثل اغلب آثار کوبریک اقتباس از رمانهای عامه پسند است. [quote='poorfar']پرتغال کوکی شرح اراذل و اوباشی است که از تجاوز و قتل و دزدی خودداری نمی کنند،اما قدرت حاکمه می خواهد اینها را به زور! تبدیل به انسانی آرام کند،و از روشی عجیب برای مسخ کردن مایکل مک داول(بازیگر اصلی فیلم) استفاده می کند![/quote] فیلم بی پروا ایی است که ایده های فرمی اش از همان وسواس می آید تقارن فرمی. رابین وود(منتقد معروف) بعد از دیدن پرتقال کوکی گفت دیگر فیلمی از کوبریک نمی بیند و ایبرت هم که در دادن ستاره به فیلمها شهره عام است به فیلم یک ستاره داده است!!! یک فیلم ایدولوژیک که فاقد صمیمیت یک فیلم است. [quote='poorfar']باری لیندون فیلمی است رمانتیک در قرن هجدهم میلادی در انگلستان و نشان می دهد که چگونه یک انسان خرده پا در آن زمان به بورژوای عجیب عصر روشنگری قدم می نهد و حکایتی است شیرین و لطیف از این ماجرا.[/quote] بیلی وایلذر گفت همه انرژی سازندگا ن بری لیندون صرف این شده که نور پردازی را با نور شمع انجام دهند خب این به حال مخاطب چه فرقی می کند!!!!! [quote='poorfar']درخشش شاهکار کوبریک در ژآنر وحشت است،که معمولا در رده بندی های این ژانر هماره از نظر منتقدان در رتبه اول ایستاده! و هنوز پس از نزدیک 40 سال زنده و تر و تازه است،روایت کوبریک از روانپریشی انسان ، که بخاطر شرایط درونی و محیطی گریبانگیرش می شود و بازی بی نظیر جک نیکلسون،که تکرار نخواهد شد![/quote] در خشش بدترین فیلم کوبریک است فیلمی که از رمان بهتری اقتباس شده است ولی رمان را نابود کرده است . فیلمنامه فیلم فاقد قدرت است و شخصیتها ناقش اند . فیلم مبهم می ماند بدون اینکه به فیلم کمک کند . اصلا فیلم ترسناکی نیست و بازی ها هم بیش از اندازه اغراق شده است به طوری که بازیگر زن فیلم نامزد دریافت تمشک شد! تازه صحنه معروف خرد ردن در توسط جک به وسیله تبر هم کپی عین ه عین از یک فیلم صامت سوئدی است.
از نکات جالب فیلم: هارتمن فرمانده آموزش هنرپیشه نیست واقعا فرمانده آموزش بود ، هنوز هم زنده است
در فیلم زیبای دکتر استرنج لاو یکی از ساخته های ماندگار استنلی کوبریک،در صحنه ای که در اتاق جنگ بین سفیر شوروی و ژنرال آمریکایی بگو و مگویی رخ می دهد،رییس جمهور آمریکا - با بازی درخشان پیتر سلرز فقید- خطاب به آن دو می گوید: شما حق ندارید دعوا کنید،این جا اتاق جنگه!!!
جناب پورفر چون همیشه توضیحات سینمایی شما بسیار عالیست...... من فیلم این کارگردان (کوبریک)"دکتر استرنج لاو" دیدم علیرغم سنگین بودن فیلم، به قدری فیلم برایم جذابیت داشت که آن را دو بار دیدم. یکی از چیزای که یک فیلم خوب و بد رو از هم متمایز میکنه اینه که یک فیلم خوب هرگز با گذر زمان کهنه نمیشه و هربار که نگاهش می کنی چیزای جدیدی ازش یاد میگیری!!!! کوبریک درمورد فیلم دکتر استرنج لاو می گویید:" ما نمیتوانیم از توجه کردن به آدم ها خودداری کنیم، زیرا حماقت ها و ضعف ها و تظاهرات اصلی و اساسی او را می شناسیم. من در دکتر استرنج لاو با عدم تعقل ذاتی انسان که او را به نابودی می کشاند سروکار داشتم. این عدم تعقل هم اینک به همان شکل در ما باقی است و بایستی سرکوب شود، اما شناخت جنون به معنای تجلیل از آن نیست و احساسی از نا امیدی و بیهودگی درباره احتمال درمان آن هم وجود ندارد."
با درود دیالوگ و صحبتهای رد وبدل شده در نسخه زبان اصلی این فیلم مملو از الفاظ ، جملات و کلمات رکیک است که درفیلنامه فارسی وجود ندارد همچنین این فیلم پلانهایی دارد که بیانگر خوی غیراخلاقی ارتش آمریکا است
ـ سرباز جوکر! // خبردار می‌ایستی: ـ بله قربان! // ـ اون نشانِ روی سینه‌ات چیه؟ // ـ نماد صلح قربان! // ـ رو کلاهت چی نوشته؟ // ـ متولد شدن برای کُشتن، قربان! // ـ این ابلهانه‌ست: نماد صلح روی سینه‌ات، و اون شعار روی کلاهت! این‌طور نیست؟ // ـ خیر قربان! // ـ ابلهانه نیست؟! // ـ خیر قربان، من به ماهیت دوگانه آدم‌ها اشاره کرده‌ام، قربان! از یک طرف بیگانه‌هراسی و تجاوز، از طرف دیگر همکاری و نوع‌دوستی.. I am in a world of s-h-it. … Seven-six-two millimeter, Full metal jacket
غلاف تمام فلزی ، فیلم ماقبل آخر روانشاد کوبریک است! روایتی است از جنگ و صلح ! واکاوی جنگ آمریکا با ویتنام و بررسی پیامد های جسمی و روحی برای هر دو طرف جنگ،فیلمنامه اش جزو بهترین کارهای کوبریک است،یادم است همان سکانس اول فیلم را که دیدم بار اول مجذوبش شدم ، معنای واقعی رفتار پادگانی را می شد (ص 7 و 8 و 9 کتاب) در گروهبان هارتمن دید : داخلی - آسایشگاه سربازان - روز من سرگروهبان هارتمن هستم،مربی ارشد مشق نظام شما. از حالا به بعد شما فقط موقعی حرف می زنید،که چیزی ازتون پرسیده باشند. و اولین و آخرین کلمه ای از اون دهن های بوگندوتون در میاد ، باید این باشه : قربان ! همه ی شما حشرات الارض،این رو فهمیدید؟ سربازان با هم : قربان بله قربان ! (در فیلم با صدای بلند Sir Yes Sir را می شنوید) هارتمن: چرنده ! صداتون رو نمی شنوم،یه جوری بگین که انگار هر کدومتون دو نفر هستین... سربازان : (بلندتر از قبل) قربان بله قربان ! هارتمن : اگر شما خوشگلا از جزیره ی من برین،اگر از دوره ی آموزشی جون سالم به در ببرین،تازه تبدیل به یک «سلاح» میشین ! میشین کشیش مرگ ! و باید برای جنگ دعا کنین. اما تا اون موقع شما استفراغ هستید . . . پست ترین نوع حیات روی زمین ! شما حتی از نوع بشر حساب نمیاین،شما ها یه گلوله کثافت دوزیست بیشتر نیستین ! چون من خشنم شماها هم حتما از من خوشتون نمیاد. هر چی بیشتر از من بدتون بیاد ، بیشتر چیز یاد میگیرین ! من خشنم اما عادل هستم ! اینجا ما عقاید نژادی نداریم،من به سیاها و زردا و اسپانیایی تبارها به دیده تحقیر ی نژادپرستانه نگاه نمی کنم، « همه تون به یک اندازه بی ارزشین ! » فرمان های من طوریه که همه ی اونایی که نمیخوان در سپاه مورد علاقه ام خدمت کنن فراری میده ! شما حشرات الارض، اینو می فهمین ؟! سربازان (با هم فریاد می زنند ) : قربان بله قربان ! ( Sir Yes Sir ! ) اگر تا بحال فیلمنامه ای نخواندید،توصیه می کنم برای نگاه تخصصی تر به فیلمنامه ها این اثر جاودان کوبریک رو حتما مثل کتاب بخونید، اما بحث از فیلمش که دیگر جداست! چند بار دیدنش نیز سزاوار است . . . ................................................................................................... می توانید غلاف تمام فلزی Full Metal Jacket را با حجم 846 مگابایت از این لینک دانلود کنید: متن لینک بحق می توانیم این مرد را «ادیسه ی سینما» بنامیم . . . امیدوارم اهل سینما از دیدن این فیلم لذت ببرند:x
پس از سلام بنظر بنده کوبریک برترین کارگردان تاریخ سینماست، چرا که این مرد مصداق این بیت حکیم نظامی بود: کم گوی و گزیده گوی ، چون دُر . تا ز اندک تو ، جهان شود پُـر ! بعضا هر 10 سال یکبار فیلم می ساخت، ولی هر کدام از فیلم هایش آنچنان قوی بود،که بر روی تاریخ سینما تاثیر گذار می شد،از همان شاهکارهای اولیه اش تا فیلم های آخرش هربار مخاطب را بنحوی مبهوت می کرد! دکتر استرنج لاو (یا چگونه یاد گرفتم یک بمب را دوست داشته باشم!) که طنز تلخ دیوانه واری است از شرایط دیوانه وار انسان ها بهنگام جنگ جهانی . ادیسه ی بزرگ کوبریک در 2001 یک ادیسه ی فضایی ، که روایتی است از زندگی تکامل بشری که از میمونی برهنه به انسان فضانورد در فضا مبدل شد، و اختیارش را بدست «ماشین» داد و نهایت این ماشین نیز در صدد مقابله با انسان برآمد. پرتغال کوکی شرح اراذل و اوباشی است که از تجاوز و قتل و دزدی خودداری نمی کنند،اما قدرت حاکمه می خواهد اینها را به زور! تبدیل به انسانی آرام کند،و از روشی عجیب برای مسخ کردن مایکل مک داول(بازیگر اصلی فیلم) استفاده می کند! باری لیندون فیلمی است رمانتیک در قرن هجدهم میلادی در انگلستان و نشان می دهد که چگونه یک انسان خرده پا در آن زمان به بورژوای عجیب عصر روشنگری قدم می نهد و حکایتی است شیرین و لطیف از این ماجرا. درخشش شاهکار کوبریک در ژآنر وحشت است،که معمولا در رده بندی های این ژانر هماره از نظر منتقدان در رتبه اول ایستاده! و هنوز پس از نزدیک 40 سال زنده و تر و تازه است،روایت کوبریک از روانپریشی انسان ، که بخاطر شرایط درونی و محیطی گریبانگیرش می شود و بازی بی نظیر جک نیکلسون،که تکرار نخواهد شد! فیلم آخر کوبریک چشمان تمام بسته،روایتی است از زندگی هراس آلود یک زوج که با بد گمانی و خیانت آلوده می شود و از طرفی وارد شدن تام کروز در لژ های فراماسونری و مراسم عجیب و غریب آنها،و استفاده از دو سوپر استار (کروز و نیکول کیدمن) که از بهترین کارهای این دو می توان همین فیلم را نام برد. چندی پس از تمام شدن این فیلم کوبریک دنیای هنر را برای همیشه با مرگ نابهنگامش ترک گفت . . . . . تمامی فیلم های کوبریک به طرزی عجیبی هنرمندانه اند هم از نظر بصری و خوش ساخت بودن،و هم در عین حال عمق و محتوای بی نظیری که دارد، تا این حد که این مرد را فیلسوف سینما خوانده اند.
والا یه زمانی یکی از مشتریای نشر ساقی بودیم. کتاب میداد بیرون میگرفتیم (پرو پا قرص نبودم ولی خب میخریدم دیگه!). ولی از یه زمان به بعد، به طرز وحشتناکی قیمت کتاباش هی همینطور میرفت بالا... یعنی سیر صعودی و این حرفا مال یه دیقه اش بود! از این انتشاراتی، سال 86، کتاب خریدم هزار و شیشصد تومن. سال بعد همون کتابو ( اونم تو نمایشگاه) پنج هزار تومن پایینتر نمیداد! تا دو سه سال این روند نردبون رو به بالای افزایش قیمتو باهاش کنار اومدم بعد دیگه چیزی از این انتشاراتی نخریدم. ... آقا جان کاغذ گرونه قبول... چاپ گرونه اونم قبول... ولی نه انقد دیگه!!... همین چاهار تا مشتری رو هم میپرونی میرن پی کارشون دیگه! این کتابو دیدم با اسکن عالی(دمش گرم آپلودر)... یه فیلمنامه ی ارزشمند... از یه فیلمساز اصیل... اصلن حالمون خوب شد. چاپشم که قدیمیه...مشکل حق تکثیر نداره... امیدوارم لینکش بمونه، همه بهره ببرن.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file