Hiweb

بوف کور: نسخه دستنویس

بوف کور» مهمترین اثر صادق هدایت است کتابی پر از نماد که از چنان عمق و محتوایی برخوردار است که با انواع مختلف تحلیلها قابل بررسی میباشد تا به حال نقدهای بسیاری، به ویژه در حوزه نقد روانشناسانه، از این داستان ارائه شده، این اثر سمبولیک آنقدر عمیق است که هرکسی قادر به درک آن نیست و از دید خود آن را تفسیر میکند. کتابهای متعددی در شرح و تفسیر بوف کور نوشته شده است که هرکدام از دید همان نویسنده بوف کور را تفسیر میکند.شاید گفت «بوف کور» معروفترین و تنها داستان ایرانی است که هم طرفداران وعاشقان بسیار و هم در نزد بسیاری دیگر مطرود و منفور میباشد .



» کتابناکهای مرتبط:
رؤیابین
تأویل بوف کور (قصه ی زندگی)
رویای وهمی بوف کور رویایی سه بعدی است - چاپ دوم

نسخه ها
PDF
حجم: 16 مگابایت
تعداد صفحات: ?
4.7 / 5
با 394 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 100
۱۳۹۲/۰۱/۰۴


پاسخنگارش دیدگاه
paaaaaar
Member
واقعا عالیه این کتاب با خواندنش مو بر تنم سیخ میشد..
نقل قول  
011111
Member
اینجا که لینک دانلودا کلا مفقوده..اصلا نمی دونم اینجا چیکار میکنم!!!!!
اما این کتابو خوندم وحدود 3 جلسه هم روانکاویش کردیم با استاد روانکاومون...خوشحالم که نمردم واین کتابو خوندم..چیز دیگه ای نمی تونم بگم...!!
نقل قول  
farzinkhanloo
Member
بوف کور زیبا ترین رمان ایرانی است که به قلم توانای صادق هدایت نوشته شده است
نقل قول  
8520273
Member
به راستی انسان پوچ و اندیشه پوچ ارزش اندیشیدن ندارد چون پوچ است، تنها می‌تواند پیچیده باشد اما پیچیدگی نشان هستی و کمال نیست.
نقل قول  
saeedlatifim
Member
من که خوشم نیومد ...!
از اون دست کتاب هاییه که بعد از خوندنش آدم به خودش میگه : " ما چقدر بدبخت بودیم و خبر نداشتیم !!!"
غصه ها رو خودم بلدم ، به قول شاعر :
"حال زندانی این دام بسی بشنیدیم حال مرغی که پریده است از این دام بگو "
البته این فقط نظر و سلیقه شخصی منه و به همه کسانی که این کتاب رو دوست دارند احترام میذارم ...
نقل قول  
قدسی
Member
من تازه دارم خواندن کتاب های هدایت شروع میکنم امیدوارم خوشم بیاد چون درباره بیوگرافی ایشون خوندم خوشم اومده البته به غیر ازز سرانجام وی.
نقل قول  
CivilBoy
Member
گویا حرکات،افکار،آرزوها و عادات مردمان پیشین که به توسط این متل ها به نسل های بعدی انتقال داده شده یکی از واجبات زندگی بوده است.هزاران سال است که همین حرف ها را زده اند،همین جماع ها را کرده اند،همین گرفتاری های بچه گانه را داشته اند،آیا سرتاسر زندگی،یک قصه ی مضحک،یک متل باورنکردنی و احمقانه نیست؟آیا من فسانه و قصه ی خودم را نمی نویسم؟
(بوف کور)
نقل قول  
Btaraf
Pro Member
در همین جهان است که دست کم می توانی امیدوار باشی که روزی کلک خودت را بکنی, امیدی که در آن جهان نمی تواند وجود داشته باشد.
آخرین حیرت زمانی است که پی می بری دیگر چیزی تو را به حیرت وا نمی دارد.
انسان وقتی که بتواند می میرد نه زمانی که باید.
نقل قول  
es999
Member
سلام
یکی از دوستان در مورد رابطه پدر و عمو و مادری که در بوف کور امده پرسیده بودند،همان طور که قبلا گفته بودم بوف کور کتابی است سرشار از سمبل بنابراین سمبل ها به شکل زیرند:
بوگام داسی (مادر صادق هدایت _ رقاص معبد ی در هند): سمبل توهمات بشری در هندوستان است
پدر و عمو : نماد ایران و هندوستان
شغل پدر و عمو تجارت است که کالای اوهام بشری را از ری به هندوستان می برند
حالا متن زیر را از بوف کور اگر با دقت بخوانیم (صفحه ی 39 تا صفحه ی 42 نسخه الکترونیکی منتشر شده از سایت ایران تاریخ ):
"از پدر و مادرم چند جور حکایت شنیده ام .....حالا می فهمم چه سوغات گران بهایی داده است."
نکات زیر رو با توجه به کلید هایی که گفتم می توان برداشت کرد:
توهمات پر از نقش و نگار ارسالی از ایران با دختر بالغ و باکره توهمات هندوستان آمیخته و طولی نکشید که معجون هفت رنگی از توهمات به وجود آمد.و به نقاط دیگر فرستاده شد.اما پدر راوی برادر دوقلویی داشته که شباهت زیادی به هم داشته اند که در بدو پیدا شدن تمدن ریشه آریایی به هندوستان رفته و ملت هند را بوجود آورده است و نیز به سبب یکسانی سلیقه پدر با رقاص بتکده در آمیخته و به این توهمات افزوده است ؛ اما این دو ملت با این فکر که به دفینه با ارزشی دست یافته اند بر سر تصاحب و قائل شدن حق تقدم خویش بر کشف آن به جدال پرداخته اند و سرانجام برای فیصله دادن به ماجرا تصمیم گرفته اند تا به سیاه چال غرایز سرکوفته وارد شده و با مار "ناگ" (نماد غرایز سرکوفته و وعید های مذهبی است) روبه رو شوند و ....
ادامه بحث رو اگر عمری باقی بود در آینده نزدیک در یک کامنت جدا خواهم نوشت.
می دونم جای این شعر این جا نیست اما هوس کردم این جا قرارش بدم و بابت این کار از دوستان پیشاپیش معذرت می خوام(این شعر از خودمه اگر دوستان ایراد فنی و ادبی در اون پیدا کردند خوشحال می شوم تذکر بدند- بالاخره تازه کاری و ...):

رسوایی
خسته ام از عالمی ؛ که آن خدایی نیست / هست؟ اما نیست ؛ که از او ندایی نیست
مادرم حق داشت ؛ دنیا در نگاهش بود! /عالمی پر جور که در آن وفایی نیست
من که دنیایی ندا بودم ولی حالا / ساکت و سردم ؛زمن اصلا صدایی نیست
داغ ها بر سینه دارم از تو؛ حرفی نیست!/ پیک شعرم سوی تو شد؛چون صبایی نیست
چه شده حاضر جوابی می کنی با من؟/ چه ستم ها کرده ای ! دیگرجفایی نیست؟
شعرها گفتم زتو از جنس رسوایی !/ جز تو هرکس لایق حمد و ثنایی نیست!
خود را در آینه دیده خدا ؛ زان پس/ آفریدت خوب؛ چون جز تو صفایی نیست!
از نگاهت ساختی بندی برایم ؛ قرص/ من شدم درگیر بندی که رهایی نیست
بسط زوجی از سینوس چون ابروانت نیست ؟/ من گرفتار خمی کز آن جدایی نیست!
گیسوانت مثل شب دامی نهفته اند ! / هرکه در این دام شد ؛ بر او بقایی نیست
خلف وعده می کنی گاهی ؛ ولی از تو / نا امیدم ؛ خوب من ؛ دیگر لقایی نیست؟
کاسه ی صبرم شده لبریز ؛ زین دوری !/ "شورکی" دان ؛ " خسته " که اهل خطایی نیست!
نقل قول  
vadedad
Member
از اونجایی صادق هدایت از طرفداران سیگموند فروید است وفروید به عنوان روانکاوی که معتقداست که ناکامی ها وتعارض های شخصی درارتباط با مسایل جنسی به شکل روان رنجوریها ظاهر میشودواینکه فروید مثل هدایت میل جنسی را انگیزش اصلی انسانها میداندبه نظر من شخصیتهای داستانهای هدایت نوعی روان رنجوری جنسی دارن.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You