حافظ چه می گوید؟
نویسنده:
احمد کسروی
درباره:
حافظ
امتیاز دهید
از سالهاست که شرقشناسان اروپا که افزار سیاستند، ستایشها از حافظ و شعرهای او سروده اند، و این ستایشها که جز از راه سیاست نیست مایه گمراهی انبوهی از ایرانیان گردیده که آنها را راست پنداشته رو بکتاب حافظ آورده اند، و چون گفته های حافظ درهم و پریشان است و یک خواستی از آن فهمیده نمیشود، کسانی خود را به رنج انداخته اند که خواست او را بدانند، و این خود مایه گرفتاری برای بسیاری شده است که خود فریب خورده اند و دیگران را نیز فریب میدهند.
برای چاره کردن بآن گرفتاری و جلو گرفتن از آن رنجهاست که من باین نوشته میپردازم.
کسروی
برای چاره کردن بآن گرفتاری و جلو گرفتن از آن رنجهاست که من باین نوشته میپردازم.
کسروی
آپلود شده توسط:
MTOM
1388/06/30
دیدگاههای کتاب الکترونیکی حافظ چه می گوید؟
این جهان همچون درخت است ای غلام
ما برو,چون میوه های نیم خام
سخت گیرد خامها مر شاخ را
زانکه زیبا نیست و در خور کاخ را
چون که پخت و گشت شیرین,لب گزان
سست گیرد شاخها را بعد از آن
سختگیری و تعصب خامی است
تا جنینی,کار,خون آشامی است
(مولوی بلخی)
کسروی نماد روح سرکردان جمعی ماست؛
زمانی در کالبد زردشت ،روزگاری حافظ.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکدهها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت[/quote]
در جای که همه با هم زندگی میکنند نمیتوان گفت گناه من بخودم مربوط است.
این شعر مرا به یاد آنکس انداخت که انبارداری میکرد و میگفت مگر تو میخواهی در گور من بخوابی(!)
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکدهها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت
ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
از پادشه گوی که روزی مقدر است
من آشکارا میگویم بسیاری از کتابهائیکه نزد دیگران ارجمند است ما بآتش میاندازیم!اینک کتابها روی میز چیده شده درمیان آنها گلستان و بوستان سعدی، دیوان حافظ، و مانند اینهاست و همه آنها درخور آتش است»
مراسم منظورم مراسم کناب سوزان بود که ایشان در میان هوادارانش باهماد ازادگان در اوایل دی ماه راه می نداختن بوده ول از اینا که بگذریم اقای کسروی مرد عاقلی بودن
[/quote]
دوست گرامی دیوان حافظ سراپا کفر است و بیش از نود درصد آن ستایش باده و باده خواری است. و گمراهیهای بسیاری از جمله جبریگری ، صوفیگری ، خراباتیگری و زباندرازی به آفریدگار را در بر دارد.
خواهشمند است فریب شرقشناسان را نخورید و خودتان با خرد(عقل) خود داوری کنید و نیک و بد را دریابید.
آیین تقوا ما نیز داریم
ولی چه چاره با بخت گمراه
*
در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را [جبریگری]
*
ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
از پادشه گوی که روزی مقرر است