Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

زمستان

این دفتر شامل 40 شعر میباشد
مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۰۷ در توس نو مشهد چشم به جهان گشود.
در مشهد تا دوره متوسطه ادامه تحصیل داد.
از نوجوانی به شاعری روی آورد و در آغاز قالب شعر کهن را برگزید.
در سال ۱۳۲۶ دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان برد و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد. در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید.
اخوان چند بار به زندان افتاد و یک بار نیز به حومه کاشان تبعید شد.
در سال ۱۳۲۹ بادختر عمویش ایران (خدیجه) اخوان ثالث ازدواج کرد.
در سال ۱۳۳۳ برای دومین بار به اتهام سیاسی زندانی شد.
پس از آزادی از زندان در ۱۳۳۶ به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد.
در سال ۱۳۵۳ از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو و تلویزیون ملی ایران به کار پرداخت.
در سال ۱۳۵۶ در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم به‌تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد.
در سال ۱۳۶۰ بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته (بازنشانده) شد
در سال ۱۳۶۹ به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ ۴ تا ۷ آوریل برای نخستین بار به خارج رفت و سرانجام چند ماهی پس از بازگشت از سفر در چهارم شهریور ماه
همان سال از دنیا رفت طبق وصیت وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.
از او ۴ فرزند به‌جای مانده است.

حق تکثیر :
تهران: نشر زمستان‏‫، چاپ بیست و هشتم.۱۳۹۰.‬

» کتابناکهای مرتبط:
قصه منو تو
تذکره الخاتون
ساقه های تو

نسخه ها
MP3
نسخه صوتی کتاب زمستان  توسط sarab3
MP3
نسخه صوتی خانه ام آتش گرفته است با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی قاصدك با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی دريچه ها با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی باغ من با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی ميراث با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی چون درخت در شب سرد زمستاني با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی اندوه با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی لحظه ديدار با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی چاوشي با صداي اخوان  توسط MTOM
MP3
سر کوه بلند با صدای اخوان  توسط Euler
MP3
دکلمه ی زمستان توسط مهدی اخوان ثالث  توسط nimak
4.7 / 5
با 2104 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 175
۱۳۸۶/۰۷/۲۰


پاسخنگارش دیدگاه
E R S
Publisher
گرگ هاری شده ام
هرزه پوی و دله دو
شب درین دشت زمستان زده ی بی همه چیز
می دوم، برده ز هر باد گرو
چشم هایم چو دو کانون شرار
صف تاریکی شب را شکند
همه بی رحمی و فرمان فرار
گرگ هاری شده ام، خون مرا ظلمت زهر
کرده چون شعله ی چشم تو سیاه

تو چه آسوده و بی باک خرامی به برم
آه، می ترسم، آه
پوپک ام! آهوکم!
چه نشستی غافل؟
کز گزندم نرهی، گر چه پرستار منی
پس ازین دره ی ژرف
جای خمیازه ی جادو شده ی غار سیاه
پشت آن قله ی پوشیده ز برف
نیست چیزی، خبری
ور تو را گفتم چیز دگری هست، نبود
جز فریب دگری
من ازین غفلت معصوم تو، ای شعله ی پاک
بیشتر سوزم و دندان بر جگر می فشرم
منشین با من، با من منشین
تو چه دانی که چه افسون گر و بی پا و سرم؟
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟
یا نگاه تو که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست؟
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتن ام

پوپک ام! آهوکم!
تا جنون فاصله ای نیست از این جا که من ام
مگرم سوی تو راهی باشد
چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چه کار آیم من
بی تو؟ چون مرده ی چشم سیهت
منشین اما با من، منشین
تکیه بر من مکن، ای پرده ی طناز حریر
که شراری شده ام
پوپک ام! آهوکم!
گرگ هاری شده ام






نقل قول  
Clown king
Member
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
سرها د گریبان است
♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡
نقل قول  
tankamanee
Member
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،

با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .

بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن.
پادشاه فصلها ، پائیز ..


(مهدی اخوان ثالث)

نقل قول  
نادیده
Member
اخوان بهترین اشعار رو داره واقعا ادم وقتی میخونه احساس لذت میکنه..
نقل قول  
Wight
Member
سلام

به نظرم فصل 2 کوتاه تر از فصل 3 بود
نقل قول  
CivilBoy
Member
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم
بسوی سرزمینهایی که دیدارش
بسان شعله آتش
دواند در رگم خون نشیط زنده بیدار
نه این خونی که دارم ؛ پیر و سرد و تیره و بیمار
چو کرم نیمه جانی بی سر و بی دم
که از دهلیز نقب آسای زهر اندود رگهایم
کشاند خویشتن را ٬ همچو مستان دست بر دیوار
بسوی قلب من ٬ این غرفه با پرده های تار
و می پرسد ٬ صدایش ناله ای بی نور :
کسی اینجاست ؟
هلا ! من با شمایم ٬ های ! ... می پرسم کسی اینجاست ؟
کسی اینجا پیام آورد ؟
نگاهی ٬ یا که لبخندی ؟
فشار گرم دست دوست مانندی ؟
نقل قول  
هوا دم است ادم شو از درخت بیا پایین
نقل قول  
monaec
Member
اشعار اخوان بینظیره
نقل قول  
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

نفسها ابر، دلها خسته و غمگین

درختان اسکلت‌های بلور آجین

زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است
نقل قول  
simin
Publisher
نقل قول از leadingrole111:
دوستان من دکمه ی دانلود نمیبینم اینجا.کسی میتونه کمک کنه؟؟


شما این جا دکمه دانلود رو نمی تونین ببینین چون اگر به توضیح بالای صفحه توجه کنین نوشته شده : با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد.


نقل قول  
دوستان من دکمه ی دانلود نمیبینم اینجا.کسی میتونه کمک کنه؟؟
نقل قول  
فوق العاده ست من عاشق شعراشم
نقل قول  
E R S
Publisher
"بیمار"

بیمارم، مادر جان

می‌دانم، می‌بینی

می‌بینم، می‌دانی

می‌ترسی، می‌لرزی

از کارم، رفتارم، مادر جان

می‌دانم، می‌بینی

گه گریم، گه خندم

گه گیجم، گه مستم

و هر شب تا روزش

بیدارم، بیدارم، مادر جان

می‌دانم، می‌دانی

کز دنیا، وز هستی

هشیاری، یا مستی

از مادر، از خواهر

از دختر، از همسر

از این یک، و آن دیگر

بیزارم، بیزارم، مادر جان

من دردم بی ساحل

تو رنجت بی حاصل

ساحر شو، جادو کن

درمان کن، دارو کن

بیمارم، بیمارم، بیمارم، مادر جان"

نقل قول  
ramoona
Member
شعر زمستانش رو حفظ کردم. به علاوه لحظه دیدار و قاصدک. زمستان واقعا شعر تاثیرگذار و قشنگیه... مخصوصا آخرش. مبهوت می کنه آدم رو.
نقل قول  
sara_sara26
Member
قاصدک !!!!!
کجایی قاصدک ؟؟؟
کدام قاصدک ؟؟؟
قاصدک مرگ ؟ قاصدک اندوه ؟ قاصدک درد ؟ قاصدک ماتم ؟ قاصدک ...
قاصدک همه تو را خوش خبر می دانند . حتا اخوان ثالث ... ولی من تو را چنین نمی نامم . نام تو برایم بی معنا ترین و زجر آورترین است .
اخوان ثالث گفت گرد بام و در من می گردی انتظار خبری نیست مرا ... آری من را خبری نیست ... اما تو مورد انتظار هستی اما چه قاصدی ؟؟؟
کاش تنها قاصد بی خبر بودی ... چه کسی گفت بی خبری خوش خبری است ؟؟؟ زجری از نبود هر چه انسان من را دارد میکشد .
نمی توانم مثل فریاد اخوان فریاد بکشم .
ولی درست گفت اخوان تو قاصد تجربه های همه تلخی اما تلخ تر از تلخ .. تو از زهر هم زهر تری ... تو بی رحمی ... در تو رحمی نیست..
انسانیتی نیست ..
اخوان درست گفت دلم می گوید : که دروغی تو دروغ ... که فریبی تو فریب ... از تو متنفرم ... متنفرم ...
نه تنفری از سر بی خبری ... نه از سر خوش خبری .... نه از سر فقط تجربه ی تلخ ... نه...نه ...
این که لفظ تو بی معنی است ... قاصدک تو فقط راه های بن بست را آوردی ... قاصدک که راه نمی آورد انهم راه بن بست ؟؟؟
تو یک بار خبر درد دل مرا پیش هیچ انسانی نبردی ؟
شاید بگویی بادی نیست ... پس چیست این باد وطوفان در دل من ... قاصدک
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند.
نقل قول  
exorcism
Member
لحظه ی دیدار نزدیکست.
باز من دیوانه ام ،مستم.
باز می لرزد،دلم،دستم.
باز گوئی در جهان دیگری هستم.

های!نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ!
های،نپریشی صفای زلفکم را،دست!
و آبرویم را نریزی،دل!
-ای نخورده مست-
لحظه ی دیدار نزدیکست.
نقل قول  
ati_tnt
Member
من به هرسو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وزمیان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته و سوزان
میکنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم ...
نمیدونم چرا هربار که این شعر رو با صدای اخوان گوش میدم بی اختیار گریه ام میگیره
من شیفته اخوان هستم گویی مردم را به خوبی درک میکنه و این در تمامی اشعارش قابل فهم هست
نقل قول  
ائلگار
Member
یادتونه وقتی بچه بودیم تخته پاک کن رو خیس میکردیم به امید اینکه تخته سیاه رو تمیز کنیم
بعد که خشک میشد میدیدیم چه گندی زدیم!!
الان کی این حسو نسبت به زندگی داره؟؟
نقل قول  
lleila
Member
فریاد

خانه ام آتش گرفتست
آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هرسو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وزمیان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته و سوزان
میکنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم
همچنانمی سوزدایناتش
نقش هایی را که من
بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من ، وای بر من
سوزد و سوزد غنچه هایی را
که پروردم
به دشواری در دهان گود
گلدان ها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان شاد
دشمنانم موزیانه خنده های
فتحشان بر لب
بر من آتش بجان ناظر
در پناه این مشبک شب
من بهر سو می دوم گریان
از این بیداد می کنم فریاد
ای فریاد
خفته اند این مهربان
همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا
مشت خاکستر
وای آیا هیچ سر بر می کنند
از خواب
مهربانهمسایگانماز پی امداد
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد







نقل قول  
lleila
Member
من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟
.
.
.
.هلا ! من با شمایم ، های ! ... می پرسم کسی اینجاست ؟

کسی اینجا پیام آورد ؟

نگاهی ، یا که لبخندی ؟

فشار گرم دست دوست مانندی ؟
.
.
.
.
.
کجا ؟ هر جا که اینجا نیست

من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم

ز سیلی زن ، ز سیلی خور

وزین تصویر بر دیوار ترسانم
.
.
.
.
ا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین

من اینجا بس دلم تنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی فرجام بگذاریم

نقل قول  
lleila
Member
من عاشق شعراشم
نقل قول  
soroush75m
Member
نقل قول از donya joon:
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید، نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس، کز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

منم من، میهمان هر شبت، لولی‌وش مغموم

منم من، سنگ تیپاخوردهٔ رنجور

منم، دشنام پست آفرینش، نغمهٔ ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می‌لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا! گوش سرما برده‌است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

نفسها ابر، دلها خسته و غمگین

درختان اسکلت‌های بلور آجین

زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است

یعنی من این شعر رو که میخونم از ابهت ماث لذت می برم
نقل قول  
eyelashes
Member
زمستون

زمستون تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهار زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشن انتظاری
گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گلهای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزای جدایی
چه سخته چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون

زنده یاد افشین مقدم
نقل قول  
حشمت1991
Member
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است
بیا تا توشه برداریم و قدم در راه بی برگشت گذاریم
ببینم آسمان هر کجا باشد همین رنگ است؟...
نقل قول  
afasoft
Member
.
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند!
.
در گذرگاه زمان
نقل قول  
foratovski
Member
جا داشت کتاب بسیار زیبای (زندگی میگوید اما باز باید زیست...) را هم واسه دانلود میذاشتید
هی فلانی
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده ی کوچک
انهم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمیخواهی....
نقل قول  
باران
Member

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران، سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید،
بافته بس شعله ی زر تارِپودش باد
گو بروید، یا نروید، هرچه در هرجا که خواهد، یا نمی‌خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابد،
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید،
باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت
پست خاک می گوید

باغ بی‌برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن
پادشاه فصلها، پاییز.

پاییز خجسته...
نقل قول  
donya joon
Member
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید، نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون


که سرما سخت سوزان است

نفس، کز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

منم من، میهمان هر شبت، لولی‌وش مغموم

منم من، سنگ تیپاخوردهٔ رنجور

منم، دشنام پست آفرینش، نغمهٔ ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می‌لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا! گوش سرما برده‌است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

نفسها ابر، دلها خسته و غمگین

درختان اسکلت‌های بلور آجین

زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است
نقل قول  
donya joon
Member

مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند 1307 مشهد، درگذشته 4 شهریور 1369 تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی پژوه ایرانی است.
تخلص وی در اشعارش «م.امید» بود.
اخوان ثالث در شعر کلاسیک ایران توانمند بود. وی به شعر نو گرایید. او آثاری دلپذیر در هر دو نوع شعر به جای نهاده است.
هم چنین او آشنا به نوازندگی تار و مقام های موسیقیایی بوده است.

«من به گذشته و تاریخ ایران نظر دارم. من عقده عدالت دارم، هر کس قافیه را می شناسد، عقده عدالت دارد، قافیه دو کفه ترازو
است که خواستار عدل است...گهگاه فریادی و خشمی نیز داشته ام.»


هنر اخوان در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته، مجموعه ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق
بر هم نسلان او و نسل های بعد گذاشت.

از تهی سرشار،

جویبار لحظه‌ها جاریست.

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،

دوستان و دشمنان را می‌شناسم من.

زندگی را دوست می‌دارم؛

مرگ را دشمن.

وای، اما – با که باید گفت این؟ - من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن.

جویبار لحظه‌ها جاری...

نقل قول  
khoday
Member
اخوان ثالث نصرت رحمانی حمیدمصدق سپانلو فروغ نادرپور همین شش نفر را میتوان شاعر نامید درشعر نو
نقل قول  
باغ بی برگی اخوان فوق العاده است.
نقل قول  
nafasss 007
Member
شعر های مهدی اخوام ثالث عالیه.........خوب تعریف شده.........................
نقل قول  
نمیندونم کتابش چجوریه اما بد نیست
نقل قول  
Euler
Member

گرگ هاری شده ام
هرزه پوی و دله دو
شب در این دشت زمستان زده ی بی همه چیز
می دوم، برده ز هر باد گرو
چشمهایم چو دو کانون شرار
صف تاریکی شب را شکند
همه بی رحمی و فرمان فرار
گرگ هاری شده ام؛ خون مرا ظلمت زهر
کرده چون شعله ی چشم تو سیاه
تو چه آسوده و بی باک خزامی به برم
آه! می ترسم، آه!
آه! می ترسم از آن لحظه ی پر لذت و شوق
که تو خود را نگری
مانده نومید ز هر گونه دفاع
زیر چنگ خشن وحشی و خونخوار منی
پوپکم! آهوکم!
چه نشستی غافل
کز گزندم نرهی، گرچه پرستار منی

پس ازین دره ی ژرف
جای خمیازه ی جادو شده ی غار سیاه
پشت آن قله ی پوشیده ز برف
نیست چیزی، خبری
ور تو را گفتم چیز دگری هست، نبود
جز فریب دگری
من ازین غفلت معصوم تو، ای شعله ی پاک
بیشتر سوزم و دندان به جگر می فشرم
منشین با من، با من منشین
تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم ؟
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی است ؟
یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست؟

دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم
پوپکم! آهوکم!
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم
مگرم سوی تو راهی باشد
چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چه کار آیم من
بی تو ؟ چون مرده ی چشم سیهت
منشین اما با من، منشین
تکیه بر من مکن، ای پرده ی طناز حریر
که شراری شده ام
پوپکم! آهوکم!
گرگ هاری شده ام
نقل قول  
سلامت را نخواهند پاسخ گفت
سرها درگریبان است

اگردست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است

مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین سلامم را توپاسخ گوی
در بگشای
که سرما سخت سوزان است
نقل قول  
تردید
Member
م.امید -اخوان به هر حال در ردیف نیما و شاملو است.
یکی از ادم ها است که اگر شعر هم دیگر نگوید به حد کافی گفته

شعر اخوان به شکل خیلی صمیمانه هم مال این دوره است و هم مال خود اخوان .
زبانی که اخوان در شعرش به وجوده اورده برای من همیشه حالت زبان سعدی را دارد .مشکل است ادم کلمات خیلی رگ و ریشه دار و سنگین زبان فارسی را بیاورد و پهلوی کلمه های زبان روزانه و متدوال بگذرد و هیچ کس نفهمد ،یعنی این کار را انقدر ماهرانه و صمیمانه انجام دهد که ادم بی انکه متوجه بشود بگذرد .مثل شعر سعدی و کاری که او با کلمات عربی می کرد

اما این ظاهر شعر است اصل کار حرفی است که با این کلمات زده می شود
حرفهای اخوان حرفهای کوچکی نیستند از غزلها و قصیده هایش که بگذریم انقدر به ما نزدیک که انگار در خودمان دارد حرف می زند
به نظر من او کامل است یعنی هم شعرش فرم دارد هم زبان جافتاده و شکل گرفته هم محتوای قابل تعمق و هم فضای فکری ودید

فقط به نظرم می رسد که بعضی وقتها او خودش هم فریفته مهارتها و تردستیهایش در بازی با کلمات می شود البته این جزو خصوصیات شعر اوست
به هر حال او در جایی نشسته است که دیگرانی باید سعی کنند به انجا برسند


فروغ فرخزاد
نقل قول  
amir khosravi
Member
لحظه دیدار نزدیکست
باز من دیوانه ام...مستم.
باز میلرزد دلم ...دستم.
باز گوی در جهان دیگری هستم.

...
...
...
نقل قول  
amir khosravi
Member
باع بی برگی
که میگوید که زیبا نیست؟
نقل قول  
eyelashes
Member
دمت گرم وسرت خوش باد
نقل قول  
syavash
Member
نقل قول از ضیایی:
...
تا سحرگاهان، که می داند که بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای..آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از ÷ی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
میکنم فریاد ای فریاد! ای فریاد
نقل قول  



ای تکیه‌گاه و پناه غمگین‌ترین لحظه‌های کنون بی‌نگاهت تهی مانده از نور...
نقل قول  
BAHAREIRAN
Member
من اینجا از نوازش چون آزار ترسانم...
بسیار زیبا
نقل قول  

...وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون...


که سرما سخــــت سوزان است،

مسیحای جوانمرد من...
نقل قول  
kendal
Member
به نظر میاد قدیما، مسلمونا حق دایر کردن میخونه نداشتن و در عوض غیر مسلمونا بخصوص ترسایان ازین حق برخوردار بودن ولی به این شرط که میخونه ها رو میتونستن فقط از موقع اعلام نیمه شب تا بامداد قبل از روشن شدن هوا و قبل از نماز صبح باز کنند. در غیر این صورت مجازات میشدن.
اخوان در شعر زمستان همین موضوع رو دست مایه ی شعرش قرار داده:

مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده رنجور
منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور
نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در بگشای دلتنگم
حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست مرگی نیست
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد
فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است
نقل قول  
ضیایی
Member
...
تا سحرگاهان، که می داند که بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای..آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از ÷ی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
میکنم فریاد ای فریاد! ای فریاد
نقل قول  
civil fatemeh
Member
اه..... اخوان!
تازه این روزها می فهمم چه گفته بودی.......
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
به کراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است

نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک
چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
"زمستان است"
نقل قول  
آسمانش را تنگ گرفته در آغوش
ابر با آن پوستین نمناکش
باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک و غمناکش
نقل قول  
باران
Member
پرید از جان پناهش مرغک معصوم
درین مسموم شهر شوم
پرید ، اما کجا باید فرود آید ؟....
:
نشست آنجا که مرغی بود غمگین بر درختی لخت
سری در زیر بال و جلوه ای شوریده رنگ ، اما
چه داند تنگدل مرغک ؟
عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می پخت
پرید آنجا ، نشست اینجا ، ولی هر جا که می گردد
غبار و آتش و دود است
نگفتندش کجا باید فرود آید
همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است
دلش می ترکد از شکوای آن گوهر که دارد چون
صدف با خویش
دلش می ترکد از این تنگنای شوم پر تشویش
چه گوید با که گوید ، آه
کز آن پرواز بی حاصل درین ویرانه ی مسموم
چو دوزخ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش
همه پرهای پکش سوخت
کجا باید فرود آید ، پریشان مرغک معصوم ؟
نقل قول  
باران
Member
....مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده رنجور
منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور
نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در بگشای دلتنگم
حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست مرگی نیست
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد
فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان
نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهروماه

.

.

زمستان است......


نقل قول  
آندو
Member
نه زورقی و نه سیلی، نه سایهٔ ابری
تهی ست آینه مرداب انزوای مرا
خوش آنکه سر رسدم روز و سردمهر سپهر
شبی دو گرم به شیون کند سرای مرا
نقل قول  
nahal_e77
Member
هوا بس ناجوانمردانه سرد است...
نقل قول  
ضیایی
Member
من اینجا بس دلم تنگ است...
نقل قول  
mojtaba1111
Publisher
من عاشق اخوانم زمستان ارغنون مخصوصا" منظومه شکار که سال 75 خونده بودمش
نقل قول  
hadi norouzi
Member
درود بر استاد مهدی اخوان ثالث.
نقل قول  
al2ezoo
Member
"فسانه"


من لولی ملامتی و پیر و مرده دل،
تو کولی ِ جوان و بی آرام و تیزدو،
رنجور می کند نفس ِ پیر من ترا،
حق داشتی ، برو

احساس می کنم که ملولی ز صحبتم.
آن پاکی و زلالی ِ لبخند در تو نیست.
و آن جلوه های قدسی دیگر نمی کنی،
می بینمت ز دور و دلم می تپد ز شوق،
می بینی ام برابر و سر بر نمی کنی.
این رنج کاهدم که تو نشناختی مرا،
در من ریا نبود، صفا بود هر چه بود.

...

"باور نمی کنم که تو باور نمی کنی"


نقل قول  
shamim1370
Member
احتمالا سرعت اینترنتتون پایینه دوست عزیز
نقل قول  
rezanamavar
Member
روانش شاد .....
شاعر شبهای سرد زمستانی......
نقل قول  
shahriar kh
Member
چرا هر کتابی میخوام دانلود کنم نمیشه؟
کمک کنین تو رو خدا
نقل قول  
shamim1370
Member
مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
نقل قول  
هیچ می دانی چرا چون موج

در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

زان که بر این پرده ی تاریک

این خاموشی نزدیک

آن چه می بینم نمی خواهم

و آنچه می خواهم نمی بینم ...!


محمدرضا شفیعی کدکنی
نقل قول  
من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟



...بیا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین

من اینجا بس دلم تنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی فرجام بگذاریم


نقل قول  
fakhersazan
Member
بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم اسمان هر کجا ایا همین رنگ است..... عاشق این تیکه هستم
نقل قول  
MAMED_SH
Member
مرسی لطف کردین خیلی عالی بود
مرسی لطف کردین خیلی عالی بود
نقل قول  
تردید
Member
برف می بارد
زمین ایینه در سنگ است
زیستن درک سکوت ناله چنگ است
زندگی را دوست می دارم
و لیکن برف می بارد

گل رخسار شاعر تاجیکی
نقل قول  
پنداری اشکی نیز افشاندم......
از عهده زحمات بی مزد و منت شما چگونه می توان برآمد؟
نقل قول  
m marshal
Member
بی شک بهترین شعر در نوع خودش است
نقل قول  
mersadak
Member
تنها شعری ایست که با هر بار خواندنش گویی که بار اول است می خوانمش
نقل قول  
srmd91
Member
شاهکاره . حرف نداره . بیست . نه بیست و یک.
نقل قول  
afsoon86
Member
عالی عالی
فایل های صوتیش محشره
باز می لرزد دلم دستم باز گویی در جهان دیگری هستم.
نقل قول  
shamd0ni
Member
م.امید رو و وسبک خراسانی - حماسی اش بسیار به دل می شینی ...
پیشنهاد می کنم حتما م.امید رو بخونید
نقل قول  
Arshaviz
Member
سلام
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است...

می شود زمستان اخوان را با صدای خسرو آواز ایران استاد شجریان شنید و از سورت سرمای زمان بر خود نلرزید!!!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است آی
دلت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی
در بگشای...
نقل قول  
gav
Member
بادرودبسیار . دراختیارگذاشتن آثارشاعران ونویسندگان خوب کشورضمن گرامیداشت یادوخاطره آنها ماراازاین آثارارزشمند بهره مند میسازد
نقل قول  
امشب به طور اتفاقی فهمیدم دوباره سایت باز شده! واقعأ ممنون !! همیشه سبز باشید!! بهترین سایت کتابخوانی در ایران هستید!!
نقل قول  
manilarina
Member VIP
خدایش رحمت کند.... شاعر بزرگی بود....
نقل قول  
daghlar
Member
سلام ممنون خیلی زیبابود
نقل قول  
kiarash68
Member
استاد شهرام ناظری در کنسرت آبان 90 به همراه حسین علیزاده شعر زمستان رو به زیبایی اجرا کردن
نقل قول  
kiarash68
Member
استاد شهرام ناظری در کنسرت آبان 90 به همراه حسین علیزاده شعر زمستان رو به زیبایی اجرا کردن
نقل قول  
علی13
Member
سلام
امیدوارم و دوست دارم خوب باشید
ممنونم،خیلی زیباست

خداحافظ و نگهدارتون
نقل قول  
علی13
Member
سلام
امیدوارم و دوست دارم خوب باشید
ممنونم،خیلی زیباست

خداحافظ و نگهدارتون
نقل قول  
orestes
Member
نقل قول:
در اجاقی طمع شعله نمی بندم /خردک شرری هست هنوز؟

عاشق این شعر قاصدکم
یادش گرامی
نقل قول  
maziflower
Member
هوا بس ناجوانمردانه سرد است...
این در وطن خویش غریب، انگار همیشه این ایران ویران را تصویر کرده.
نقل قول  
Aldeon
Member
مجموعه شعری زیبا از شاعری نکو ولی نمیدونم چرا نمیشه دانلود کرد؟!
نقل قول  
zahra49
Member
من عاشق شعرای اخوانم ولی در شعرش توهینی به شاهنامه ندیدم!!! شعر های خوان هشتم ،سگ ها و گرگ ها ،قاصدک و ... بسیار خواندنی اند.
در اجاقی طمع شعله نمی بندم /خردک شرری هست هنوز؟
نقل قول  
kazem123430
Member VIP
اخوان ازطرف پدر یزدی وازطرف مادر مشهدی بود او از ارجمند ترین وپرمایه ترین شاعران دوره ما می باشد یادش همیشه گرامی باد
نقل قول  
rahmat2
Member
واقعا کتاب فوق العاده ایه
نقل قول  
msa1360
Member
ممنون از زحمات شما
نقل قول  
مجید74
Member
...((در سال ۱۳۶۰ بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته شد...))...سزای نخبگان و فرهیختگان ظاهرا در این دیار ظاهرا مهجوری است...چه بگویم!!؟...در هر حال چنین حال بغرنجی چیز از ارزش مردان بزرگ نمی کاهد.در هر حال از آن لذت بردم. با تشکر از نسخه ارسالی.
نقل قول  
sirous
Member
نقل قول:
مهدی اخوان ثالث از جمله شاعرانی است که اصالتا ایرانی نبوده اما خود در ایران به دنیا آمده ولی به سبب آنکه زبان فارسی زبان مادریش نبوده سروده هایش از دایره ی واژگانی کمتری نسبت به دیگر هم دوره ای هایش برخوردار است اما او بالاخره شاعری یست بس خوب

این نظرو تو همه کتاباش گذاشتی نمی دونم از کجا میگی!!!!!
اما گفتم قشنگیش به سادگیشه.
نقل قول:
جان؟
دایره واژگان کمتر نسبت به بقیه؟
مثلا کی؟

شما ببخشین
نقل قول  
raika
Member
نقل قول:
مهدی اخوان ثالث از جمله شاعرانی است که اصالتا ایرانی نبوده اما خود در ایران به دنیا آمده ولی به سبب آنکه زبان فارسی زبان مادریش نبوده سروده هایش از دایره ی واژگانی کمتری نسبت به دیگر هم دوره ای هایش برخوردار است اما او بالاخره شاعری یست بس خوب.

جان؟
دایره واژگان کمتر نسبت به بقیه؟
مثلا کی؟
نقل قول  
queeny
Member
اولین شعر فارسی که خودم به عنوان مطالعه ی آزاد خواندم زمستان بود و واقعا این شعر روی من تاثیز گذاشت و خیلی خوب باهاش ارتباط بر قرار کردم.
چون بیان چیزیه که ما هر روز میبینیمش
نقل قول  
aghazeraha
Publisher
مهدی اخوان ثالث از جمله شاعرانی است که اصالتا ایرانی نبوده اما خود در ایران به دنیا آمده ولی به سبب آنکه زبان فارسی زبان مادریش نبوده سروده هایش از دایره ی واژگانی کمتری نسبت به دیگر هم دوره ای هایش برخوردار است اما او بالاخره شاعری یست بس خوب.
نقل قول  
hadithh
Member
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ....
درد من ...
بسیار لذت بردم
ممنون
نقل قول  
Saddist
Member
زیاد از اخوان ثالث خوشم نمیاد

شاید چون قبلاً احساس میکردم به شاهنامه توهین کرده

اما حالا حسِّ عجیبی دارم .. انگار .. او هم چیزِ مشکوکی رو توی تاریخ دریافته بود

آخرِ شاهنامه شیرین نیست

هنوز درگیرِ فهمیدنِ اون هستم.

فکر نمیکنم لازم باشه کلمهء آشتی رو به کار ببرم

من در مسیرِ خودم به سلوک میرسم و جدایی ها ممکنه روزی به پیوندها گره بخوره
نقل قول  
Btaraf
Pro Member
زمستان:
شعر هم مثل عطر به سلیقه ی شخصی بستگی داره
,اخوان ثالث در این کتاب تعابیر دلچسبی داره مثل
آرامش صبح سعادت در سخن داشت, روح من در گرو زمزمه ای شیرین است,روح را نغمه ی همدرد فتوحی است عظیم
چه لذت بخش و مطبوع است مهتاب پس از باران و حتی تعابیر نا مهجوری مثل دشت دیو لاخ...
با اینکه شعر زمستان رو بارها شنیده بودم باز از خوندنش لذت بردم
نقل قول  
manimgh
Member
عالی بید
دستتون درد نکنه که وقت می‌ذارید و نسخه هارو آپلود می‌کنید
نقل قول  
felorans
Member
و هنوز صدای بم مرد آهنگر در گوشم طنین دارد که هوا بس ناجوان مردانه سرد است....

امروز هم سرد است...بسیار سرد تر از دوران مرد آهنگر....
نقل قول  
utab
Member
جان و روحم رو تازه کردید با این نسخه های صوتی .
واقعا" ممنونم .
نقل قول  
akhevan sales shahere bozorgye.khodayesh biamorzad. hava bas najavanmardane sard ast
نقل قول  
NEGRO
Member
zibayi dar ashari ke ba donyaye vaghei peyvand khorde bedone vasf ast, va in shayad yeki az tafavothaye akhavan bashad
نقل قول  
Nasim Snow
Member
اخوان شاعريست با احساس مخملي ...
شعر زمستان يكي از بهترين شعرهاست ...
نقل قول  
persica1400
Member
امید اهل دل ؛ به شعرت مبال ، شعر به تو می بالد.

از غزل چشم تو خلق غزلخوان شده
از شرر شعر تو شهر پریشان شده
خانه ات آباد ای پیر جهانسوز ما
آنچه تو می خواستی جمله جهان آن شده
دیده ی دیندار من محو اوستای توست
شعر تو و شور می روشنی جان شده
آخر شهنامه ات باده مرد افکن است
پیر مرا بنگرید رستم دستان شده
دست نیازید کس سوی تمنای ما
خرقه میراث کو باز زمستان شده
نقل قول  
mah no
Member
very very very gooooooooooooooooooooooooood
نقل قول  
nory
Member
اخوان همیشه خوب می باشد فقط سعی کنبد غلط دستوری نداشته باشد.سپاس می کنم
نقل قول  
mohammad_haji
Member
به نظر من اخوان نه تنها بزرگترین شاعر معاصر ایران است بلکه جزو بهترین شاعر های تمام دوران ایران و جهان است. باور کنید من شعر از شاعر های مختلف زیاد می خونم و اصلا مبالغه نمی کنم ولی اخوان بی شک یک نابغه در عرصه ی شاعری بود. شکل داستان گونه ی خیلی از شعر هاش بی نظیره، پایان بندی اشعارش به معنی واقعی کلمه بی نظیره، طوری که بند های پایانی شعر هاش به طرز سحر آمیزی در مغز خواننده پژواک پیدا میکنه، شعر هاش پر از تشبیهات بی نهایت زیبایی هستند که تا به حال از هیچ شاعر دیگری شنیده نشده و خودش اونها رو خلق کرده. راستش من قصد ندارم به شاعر های دیگه توهین کنم ولی متاسفانه در زمان ما مد شده که هر کسی که می خواد بگه شعر نو بلده، اشعاره افرادی مثل سپهری رو (که با هیچ معیاری قابل مقایسه با اخوان نیست)زمزمه میکنه، در حالی که فرد بزرگی مثل اخوان ثالث رو بعضی از مردم حتی اسمش رو هم نشنیدن. (و البته دلیلش بیشتر سیاسی است)
نقل قول  
sperso
Member
عالیه حتما میگیرمش
نقل قول  
dor
Member
خداوند به ما دو گوش و یک زبان داد تا بیشتر از آنچه حرف می زنیم,گوش کنیم.اما ما انسانها تحمل شنیدن حرفهایی که مطابق میلمان(انتقاد)نیست را نداریم و به این جهت به هر طریقی که شده دهانشان را می بندیم.
می خواهم بگویم که اخوان هم می توانست مانند خیلی ها در مورد چیزهایی شعر بگوید که به مزاج بعضی ها خوش می آمد اما نکته اینجاست که اگر اخوان اینکار را می کرد دیگر الان او اخوان نبود.
در ضمن اگه بعضی از دوستان بروند و راجع به تک تک واژه های اشعار اخوان مطالعه کنند دیگه راجع بهش اینطوری صحبت نمی کنند.
قاصدک هان چه خبر آوردی
از کجا و از چه خبر آوردی
خوش خبر باشی اما,اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی

نقل قول  
yazdan1357
Member
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت ؛ سرها در گريبان است ......
نقل قول  
mahsa11
Member
چرا به اخوان توهین میکنید هرکسی دیدگاهی داره از کتابناک ممنونم برای کتابهای ارزنده تان
نقل قول  
sunflower6886
Member
بسیار عالی و فوق العاده هست شعرشون مخصوصا زمستان
نقل قول  
mmkar
Member
زیباست و خواندنی با تشکر
نقل قول  
ehsanbaghyy
Member
اخوان همیشه با من بوده
قاصد تجربه های همه تلخ با دلم میگوید تو دروغ یتو دروغ تو فریبی تو فریب
اینجاست که اتیش میگیرم
یادش گرامی و سبز
نقل قول  
زیبایی ولطافت کلام موجب ارامش وشاد زیستن است
نقل قول  
esmigel
Pro Member
روح من در گرو زمزمه ای شیرین است
من دگر نیستم ای خواب برو حلقه مزن
نقل قول  
eldirim
Pro Member
هوا بس نا جوانمردانه سرد است ...................
نقل قول  
فسقلی
Member
و آن پیر دروگر گفت با لبخند زهرآگین
فضا را تیره می دارد
ولی هرگز نمی بارد!


نقل قول  
فسقلی
Member
...
شما را ، ای گروه تشنگان! سیراب خواهم کرد
صدای رعد آمد باز با فریاد غول آسا
ولی باران نیامد!
_ پس چرا باران نمی آید؟
سر آمد روزها با تشنگی بر مردم صحرا
گروه تشنگان در پچ پچ افتادند:
_ آیا این
همان ابر است کاندر پی هزاران روشنی دارد؟


نقل قول  
فسقلی
Member
آیا باز هم شاعری توانا چون تو را خواهیم دید؟!
نقل قول  
SSABETIN
Member
تو واقعا بهتريني روحت شاد
نقل قول  
SAHAR_JON1369
Member
کتاب خوبیه................. روحش شاد
نقل قول  
hesam_mosbat
Member
in ketabe fogholade ee ye dastet dard nakone !!!!
نقل قول  
pargolfox
Member
man asheghe in ketabaaaaaaaaamm[center][/center]
نقل قول  
2d45
Member
نه فقط از این کتاب بلکه از تمام کتاب هایی که برای ارتقا روح وتغذیه جان ما گذاشته اید پاسگذارم. امیدوارم به زودی کتاب آتش بدون دود و نغمه یخ و آتش رو به طور کامل بگذارید.
نقل قول  
persianking
Publisher
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسكلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است...
نقل قول  
haly_kemea
Member
تا حالا 2 بار خوندمش اما بازم میخوام بخونم ... هر بار خوندنش به آدم یه حسی میده... انگار اولین باریه که داری میخونیش... یه حس تازه...
نقل قول  
akhorshidi
Member
روحت شاد اخوان...ای دوست قدیمی...
نقل قول  
mehrw
Member
ممنون از زحماتتان
نقل قول  
long legg
Member
روحت شاد ............
هزاران درود.........
نقل قول  
joya1
Member
دوستان فایهای صوتی قرار داده شده را نیز گوش دهید بسیار جالب است از آقا رضا که این فایها را در اینجا قرار دادند تشکر می کنم
نقل قول  
dorsadaf
Member
سلام و خسته نباشد
همه چيز خيلي خيلي عاليه
و من از آشنايي با دوستان بسيار خوشحالم
نقل قول  
ja_ebrahimy
Member
دمت گرم و سرت خوش باد
با تشکر فراوان
نقل قول  
asghar822
Member
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
نقل قول  
hot
Member
merC
عالیه
نقل قول  
MTOM
Publisher
از نسخه هاي صوتي " خانه ام آتش گرفته است " رو از دست نديد
نقل قول  
من عاشق شعر زمستانم خیلی شعر خوب و عالییه و مخصوصا اینکه شاعر به خاطر خفقان در جامعه از زمستان استفاده کرده و درد دل یه ملتو گفته من میگم دمت گرم
نقل قول  
باران67
Member
مسيحاي جوان مردم
دمت گرم و سرت خوش با د
نقل قول  
parham-n-b
Member
سلام . خسته نباشید - ممنون از سایت خوبتون . خیلی عالی . من عاشق شعر نو هستم .
نقل قول  
pishy
Member
mamnoon man asheghe shere zemestanam makhsoosan ke ba sedaye aghaye nazeri beshnavamesh
نقل قول  
sohrab14
Member
به اين ميگن شعر

مرسي خيلي
نقل قول  
جیتان
Member
نفس کز گرمگاه سینه ...
چقدر با امروز تناسب دارد
نقل قول  
amir_m2
Member
aliiii vaghan harf nadare
نقل قول  
aro254
Member
.......حتما اين كتاب رو دانلود كنيد..............
نقل قول  
بسیار خوب است.یدا کردم. کتاب های مورد غلاقه ام را در سایت شما پیدا کردم.
نقل قول  
askar44
Member
بسیار متشکر وممنونم
نقل قول  
nelly
Member
هر کس شعر زمستان اخوان ثالث رو نخونده باشه نصف عمرش بر فناست و هر کس شعر لحظه دیدار م.امید رو نخونده باشه تمام عمرش بر فناست!
نقل قول  
بیا ره توشه برداریم، قدم در راه بی برگشت بگذاریم
نقل قول  
persianking
Publisher
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت...
نقل قول  
ali-a
Member
جالب است بقیه کتابهای اخوان ثالث
نقل قول  
cewil
Member
بیا بگشای در بگشای دلتنگم.........
نقل قول  
واقعآ رویایی هست
نقل قول  
kheyli bahal
Member
مسيحاي جوانمرد من!اي ترساي پير پيرهن چركين!
هو ا بس ناجوانمردانه سرداست ..... آي....
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوي؛ در بگشاي!
نقل قول  
milano1
Member
چشمانم را اشک پر کرده است
نقل قول  
Shaghayegh-m
Member
گوینند عالمی دارد عالمی دگر
خواهم ببینم آیا اینچنین بود ...؟
( بمیرم )
نقل قول  
ALI 007
Member
عالیه به خصوص قطعه شعر فریاد که با صدای استاد محمدرضا شجریان شنیدم حتما گوشش کنید خانه ام آتش گرفتست آتشی جانسوز
نقل قول  
reyhane73
Member
اخوان امام شعراست
نقل قول  
ali_hatef
Member
وزن شعراي اخوان غوغاست
نقل قول  
*NasTaraN*
Member
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه بر داریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟؟؟
نقل قول  
aipar
Member
ما چون دو دریچه روبهروی هم....
نقل قول  
fatemeh17
Member
خیلی خوبه که گذاشتینش. ممنون.
نقل قول  
fnh نیازی نیست خیلی فکر کنی...شعرش رو که بخونی اندیشه ات شکل می گیره
نقل قول  
fata_gh
Member
فوق العادس
ممنون
نقل قول  
m2z
Member
بخز در لاکت ای حیوانکه سرما
نهانی دستش اندر دست مرگ است
نقل قول  
mohsen-khan
Member
vayyyyyyyyy khoda cheghadr in akhavan sherash bahale khodaesh mano mibare be ye fazaye por ehsas .1 mach be lopet akhavan akhavan boro halesho bebar
نقل قول  
fnh
Member
حرفی پیدا نمیکنم در وصف اخوان
نقل قول  
Bahram Samadi
Member
واقعا این کتاب شاهکاره
نقل قول  
sina17175
Member
vaghan zemestane akhavan zibast
نقل قول  
sina17175
Member
اخوان پر محتواترین شعرهای نو را میگفت
نقل قول  
ketabi!!
Member
با درود بی کران
امید است سلامت باشید هماره براین زمین بی قواره
کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها
نقل قول  
abarati
Member
اخوان فردوسی شعر نو بود، خدای اش بیامرزاد.
نقل قول  
sjj
Member
هوا بس ناجوانمردانه سرد است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است ...
شعرای اخوان ثالث فوق العاده ست !
نقل قول  
hami007
Member
جالب است حتما بخوانیدکم نظیر و استثناییه
نقل قول  
Mojtaba
Publisher
توصیف های اخوان واقعا وحشتناکه......من که خیلی ازش لذت می برم
نقل قول  
bdf00
Member
درود بر انکه نامش ماث !
نقل قول  
hagi8001984
Member
همه چیز کهنش خوبه .کاش با صدای خودش همراه بود.
نقل قول  
divane
Pro Member
به نظر من لحن مقتدر و حماسی اخوان نقطه ی قوت شعر های اخوانه و زیبایی شعر هاش رو دو چندان می کنه.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You