رسته‌ها
مرض مرگ
امتیاز دهید
5 / 4.2
با 31 رای
امتیاز دهید
5 / 4.2
با 31 رای
✔️ داستان با این جملات آغاز می شود: نباید بشناسیدش، باید همزمان همه جا دیده باشیدش، در هتل، در خیابان، در کافه، در کتاب، در فیلم، در خودتان، در شما، در تو، وقتی سکس افراشته ات در شب دنبال جایی می گردد تا خودش را جا کند، تا از اشک هایی که بر آن ریخته می شود، خلاص شود. ممکن است به او پول داده باشید، گفته باشید: باید برای مدتی هر شب بیاید. زن مدت مدیدی نگاهتان کرده باشد و بعد به شما گفته باشد که در این صورت هزینه اش گران است. و بعد از شما می پرسد: چه می خواهید؟ می گویید که می خواهید آزمایش کنید، چیز را امتحان کنید، سعی کنید آن را بشناسید، به آن عادت کنید، به این تن، به این سینه ها، به این عطر، به این زیبایی، به این خطر به دنیا آوردن کودکانی که در این تن نهفته است. به این بدن بی ریشِ بی ماهیچه، به این صورت، به این پوست برهنه، به این تلاقی بین پوست و زندگی که این پوست دربرمی گیرد...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
Mehrdad Moghadam
آپلود شده توسط: Mehrdad Moghadam
۱۳۹۱/۰۱/۰۷
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
61
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی مرض مرگ

تعداد دیدگاه‌ها:
2
خیلی خیلی خیلی واسم خاص بود اون وقتیکه خوندمش سبک نگارش دوراس رو می پسندم 8-)8-)
PDF
260 کیلوبایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file