رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 57 رای

زنبق دره

✔️ عشق همیشه ستوده شده و تجربه‌ی آن یکی از زیباترین تجربه‌های زندگی است. داستان‌های بسیاری درباره‌ی شکل‌گیری این حس عجیب نوشته شده‌اند و چگونگی وصال دو دلداده به هم را شرح داده‌اند. داستان‌هایی که استقبال شمار زیادی خواننده را به همراه دارند و به تیراژهای افسانه‌ای می‌رسند. اما عشق هم محدودیت‌هایی دارد و در هر دوره و زمانه‌ای، جامعه معیارهایی برای پذیرش رابطه‌ی عاشقانه‌ در نظر می‌گیرد. فاصله‌ی سنی و معشوق متاهل حتی امروز هم از تابوهای اجتماعی به حساب می‌آیند. بالزاک نویسنده‌ای است که به همه‌ی جنبه‌های اجتماعی علاقه دارد و با نگاهی ژرف این نوع رابطه‌ی عاشقانه را در داستان زنبق دره شرح می‌دهد.

فلیکس شخصیت اصلی داستان در شروع کتاب پسری نوجوان از خانواده‌ای ضعیف، سرد و بی‌محبت است. ویژگی‌های ظاهری او مثل اندام نحیف، قد کوتاه و چهره‌ی رنگ‌پریده با اخلاق و روحیه‌ی او در تناسب است. او که به تازگی از مدرسه‌ی نظامی فارغ شده به یک مهمانی اشرافی دعوت می‌شود. چنین مهمانی‌هایی در قرن نوزدهم به‌منزله‌ی ورود به جامعه و تعاملات رسمی شناخته می‌شدند.
فلیکس برای اولین‌بار خانم دوموسورف را در این مهمانی ملاقات می‌کند. دست سرنوشت با فلیکس همراه است و او اتفاقی در سفری به یکی از مکان‌های خوش ‌آب‌وهوا با دره‌ای سرسبز خانم دوموسورف را دوباره می‌بیند. آشنایی فلیکس با خانم دوموسورف مرحله‌ به مرحله پیشرفت می‌کند و با وجود فاصله‌ی سنی بین آن‌دو، به عشقی سوزان برای فلیکس منتهی می‌شود. فلیکس برای نزدیک ماندن به خانم دوموسورف تلاش می‌کند تا با همسر و فرزندانش رابطه‌ی دوستانه برقرار کند و به‌این‌ترتیب مرتب به خانه‌ی آن‌ها در رفت‌وآمد است.
آیا اصرار فلیکس بر ایجاد رابطه‌ای پرسوز بین او و خانم دوموسورف به نتیجه می‌رسد؟ فلیکس خیلی زود می‌فهمد که رابطه‌ی بین خانم دوموسورف و همسرش شکراب است. تحولات اجتماعی در سیاست نیز فرصتی به فلیکس دست می‌دهد تا جایگاه اجتماعی خود را ارتقا دهد. فلیکس با استفاده از این پتانسیل‌ها بیشتر به وصال خود به دلداده‌اش امیدوار می‌شود.

حق تکثیر: تهران:شرکت انتشارات علمی و فرهنگی‏‫‬، ۱۳۹۴.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: اسپارتاکوس
۱۳۹۰/۱۱/۲۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
369
فرمت:
MP3, PDF
حق نشر:
ع‍ل‍م‍ی و ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی زنبق دره

تعداد دیدگاه‌ها:
14
بچه ها این امتیاز را به بزرگان دارند که به چیزهای منع شده که برایشان جاذبیت مقاومت ناپذیری دارد می اندیشند
...............
کتاب سرشاز از سخنان قابل تامله که نشان دهنده ی روح عمیق نویسندست.مشغول خوندنشم و لذت بردن ازش...فکر کنم هرخواننده ای بعد از تموم کردن هرجمله یک تشکر بزرگ به مترجم خوش فکر آقای اعتماد زاده بدهکار باشه
کتاب رمان " زنبق دره " از نویسنده مشهور و مترجم زنده یاد محمود اعتمادزاده(م.ا.به آذین) را سالهای جوانی خوندم.
کتاب پر از نکته های ظریف و زیباست.

مثل این جمله بالا

گاهی ما کسانی را به خاک می سپاریم اما برخی آن قدر برای ما گرامی بوده اند که خاطراتشان با طپش قلب ما پیوسته و هر نفسی که می کشیم به آنها می اندیشیم و این تناسخ ظریف ، عشق آن ها و وجود آن ها را در ما زنده نگه می دارد .

کاش میشد دوباره میخوندمش........


با سلام

کتاب زنبق دره ، کتاب عاشقانه ی جالبی است شما در حین مطالعه کتاب با جملات رمانتیک و بسیار زیبا مواجه خواهید شد . توصیه می کنم مطالعه کنید
جملات زیبای این کتاب فقط جمله عاشقانه نیست تجربیات زنی که از دنیا خود درس گرفته است و در اختیار یک جوان کم سن و سال قرار می دهد بعضی جملات در نامه های این زن برای جوان آمده است.
حتما مقدمه کتاب که در مورد زندگی بالزاک است را بخوانید.
من از کتابهای بالزاک خوشم نمی یاد ولی این کتابش خیلی معروفه،به هر حال هر کتابی ارزش یه بار خوندنو داره!
کتاب بسیار زیبا و تأثیر گذاری بود. هر کسی نمی تواند چنین کتابهایی را بخواند چون خواندن اینها حوصله می طلبد. من که به شخصه بسیار لذت بردم. هیچ وقت فکر نمی کردم یک کتاب این قدر قوی باشد که بتواند اشکم را در آورد!
وقتی این کتاب تموم شد نمی دونستم باید چی کار کنم اونقدر غرقش شده بودم که نمی شد تموم بشه چقدر خوبه که این کتاب و این جا پیدا کردم
سلام من شاید نزدیک 15 سال پیش یه کتاب پیدا کردم به اسم زنبق دره کوچیکتر از اون بودم که اونو راحت بخونم و بفهمم چند سالی گذشت یهو رفتم سراغ کتاب خوندمش میشه گفت اولین رمانی بود که خوندم خیلی خوشم اومد نمیدونم چرا چرایی که به نظرم ادم هر وقت از یه چیزی خوشش میاد باید از خودس بپرسه !! بگذریم بنظرم بالزاک مرز گناه و عشق تو زنبق دزه به مو رسوند ولی اونو پاره نکرد شاید میخاست به جهانیان بگه که پاکی بالا ترین ارزشها و زیبایی ها هستش ....
اون کتاب اومد دست من و منو تا حدودی کتاب خون کرد و یه شب هم که نشسته بودم روی یه پله و اونو برای چندمین بار میخوندم یه اتفاقی افتاد و اونو جا گذاشتم غمگین بودم ولی گفتم شاید کار اون کتاب با من تموم شده و باید بره برسه بدست یکی دیگه و...
قضیه اشنایی من با کتابناک هم به این کتاب بر میگرده یه روز که تو گوگل دنبال اسم زنبق دره میگشتم با کتابناک اشنا شدم اون زمان زنبق دره توی لیست وی ای پی بود منم که شرایط وی ای پی شدن نداشتم هر از گاهی چک میکردم تا دیدم از وی ای پی در اومده و منم دانلودش کردم .
با امید این که هیچکس در شرایط فلیکس با هانریت خودش اشنا نشه ...
من کتابهای بالزاک را دوست دارم این هم تجدبد خاطره برای من بود . ممنون
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل