Hiweb

ظلم آباد

به همراه تصویر گریهای شاعر

این اثر برای نخستین بار در دی ماه 1357 به چاپ رسیده است

و ما هم گفتیم آری سحر گذشته و ما مانده بی خیال
و سحر گذشت و ما آنقدر بی خیال ماندیم،
که در شبی دیگر گرفتار شدیم
و ما سحر را بیاد داشتیم
بیاد داشتیم زمانی را که شهرمان شب نبود،
بیاد داشتیم زمانی را که شهرمان تاریک نبود،
شهرمان غمگین نبود،
شهرمان خفقان نگرفته بود.

حق تکثیر: چاپ 1357

» کتابناکهای مرتبط:
رقص جنون
سرود نوشندگان آفتاب
سُحوری

نسخه ها
PDF
حجم: 4 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 44
3.3 / 5
با 149 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 10
۱۳۸۷/۰۷/۰۳


پاسخنگارش دیدگاه
star dark
Member
یا با ما یا دشمن ما
عجب مردم تنگ نظری هستید.
نقل قول  
تردید
Member
نقل قول:
سروده: محمدرضا شریفی نیا

نقل قول  
sadra1990
Member
شریفی نیا تو 30 نمارو به لجن کشیدی! تورو خدا شعرو دیگه به لجن نکش ! برو پاچه خاریت بکن
اخه اینجا که سی نما نیست ای مافیای سینمای ایران ننگ بر تو افراد مثل تو باد
نقل قول  
hasanalivadog
Member
آبی که سر بالا می رود را تا حالا ندید ؟
نقل قول  
ashoozartosht
Member
عمله ظلمه شدن در این ملک سنتی ست هزاران ساله
اما درود به شرف تمام آنان که نه گفتند به تجاوز و تجاهل
به مردان مردی که به قول شاملو تنها فریاد زدند نه و شیر آهنکوه شدند و گردن فراز به تمامت این تاریخ سرشار رنج و شکست
که البته و بسیارها البته این شریفی نیا تجسم شرمساری انسان از نام خویش و مجسمه ی دریوزگی ست
به نام نامی آبروی هنر شجریان جعفر پناهی و...که پاینده بادا نامشان و خداشان از بلا نگاه دارد
نقل قول  
ArTenOoS
Member
می دونم که ممکنه دیدگاهم پاک شه ... اما منتظر شعرهای این آقا در مدح آیت اله خامنه ای و آقای محمود احمدی نژاد هم باشیم ...
نقل قول  
ppaniz
Member
ma ke mokhlese ostad sharifinia hastim amma entezare in ketab ro az sharifinia nadashtam
SUGKHAND esh ham aalie
نقل قول  
mt1360
Member


عشقی كه ترا نثار ره كردم
در سينه ديگری نخواهی يافت
زان بوسه كه بر لبانت افشاندم
سوزنده تر آذری نخواهی يافت
نقل قول  
افسوس یاد خاطرات بدی می افتم
نقل قول  
hamaaiel
Member
باریکلا! شریفینا! شما هم بله!؟
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You