خلاصه کتاب جرات اعتماد کردن
نویسنده:
دیوید ریکو
امتیاز دهید
آمادگی برای پذیرش عشق و صمیمیت واقعی
خلاصه کتاب «جرات اعتماد کردن» (Daring to Trust) کوتاه شده اثر «دیوید ریکو» (David Richo)، رواندرمانگر و نویسنده آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. ریکو که آثارش اغلب بر ذهنآگاهی، بلوغ عاطفی و روابط انسانی تمرکز دارد، در این کتاب به یکی از حساسترین و در عین حال ضروریترین پایههای ارتباطات میپردازد: اعتماد.
این اثر نشان میدهد اعتماد صرفا احساسی ساده نیست، بلکه مهارتی است که باید آموخته و تقویت شود. ریکو با تکیه بر روانشناسی معاصر و آموزههای دروننگرانه، توضیح میدهد چگونه تجربههای گذشته، ترس از آسیبدیدن و الگوهای رفتاری ناپخته میتوانند مانع اعتماد شوند و در مقابل، چگونه میتوان با پذیرش آسیبپذیری، روابطی عمیقتر و اصیلتر ساخت. کتاب علاوه بر بررسی موانع اعتماد، راهکارهایی عملی برای ایجاد مرزهای سالم، تشخیص روابط امن و پرورش شجاعت عاطفی ارائه میدهد.
بخشی از کتاب جرات اعتماد کردن:
«شاید بپرسیم چرا واژهای برای «اعتماد» وجود دارد. این واژه در زبان ما هست چون میدانیم بیاعتمادی چه احساسی دارد. وجود یک مفهومِ متضاد کمک میکند آنچه را ممکن است بدیهی بپنداریم بهتر ببینیم. بنابراین اگر تجربه بیتفاوتی نداشتیم، عشق دیگران را هم نمیشناختیم. ماهی تا وقتی به ساحل پرتاب نشود، واژهای برای آب نخواهد داشت.
فرهنگ American Heritage اعتماد را چنین تعریف میکند: «اتکایی استوار و امیدوارانه به وفاداری، درستکاری یا توانایی یک شخص یا چیز.» اعتماد به معنای وابستگی نیست، بلکه نوعی اطمینان درونی است؛ اعتمادی که احساس امنیت میآفریند. از این رو اعتماد، تکیه بر قابلاعتماد بودن است. با این حال، عنصر قابلاعتماد بودن بر برداشت یا انتظار ما استوار است و ممکن است در لحظههای دشوار تحقق نیابد یا پایدار نماند. آنچه بیرون از کنترل ما قرار دارد همواره میتواند منبع اضطراب و پیچیدگی باشد. همین حالت تعلیق است که اعتماد را برای بسیاری از ما به مسئلهای دشوار تبدیل میکند. در واقع، همانگونه که حیوانات خانگی وقتی میبینند صاحبشان اوضاع را در اختیار دارد به او اعتماد میکنند، ما نیز ممکن است کسی را صرفا به این دلیل قابل اعتماد بدانیم که کنترل امور را در دست دارد یا چنین به نظر میرسد.
واژه «اعتماد» از واژهای کهن در زبان نورس، traust، گرفته شده که به معنای «یاری یا اطمینان» است. این واژه همچنین با کلمه آلمانی trost مرتبط است که معنای «آرامش یا تسلی» میدهد. این واژهها حس یقین را منتقل میکنند؛ اینکه چیزی یا کسی بدون شکست از عهده کار برمیآید و ما میتوانیم با این اطمینان آرام بگیریم.»
خلاصه کتاب «جرات اعتماد کردن» (Daring to Trust) کوتاه شده اثر «دیوید ریکو» (David Richo)، رواندرمانگر و نویسنده آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. ریکو که آثارش اغلب بر ذهنآگاهی، بلوغ عاطفی و روابط انسانی تمرکز دارد، در این کتاب به یکی از حساسترین و در عین حال ضروریترین پایههای ارتباطات میپردازد: اعتماد.
این اثر نشان میدهد اعتماد صرفا احساسی ساده نیست، بلکه مهارتی است که باید آموخته و تقویت شود. ریکو با تکیه بر روانشناسی معاصر و آموزههای دروننگرانه، توضیح میدهد چگونه تجربههای گذشته، ترس از آسیبدیدن و الگوهای رفتاری ناپخته میتوانند مانع اعتماد شوند و در مقابل، چگونه میتوان با پذیرش آسیبپذیری، روابطی عمیقتر و اصیلتر ساخت. کتاب علاوه بر بررسی موانع اعتماد، راهکارهایی عملی برای ایجاد مرزهای سالم، تشخیص روابط امن و پرورش شجاعت عاطفی ارائه میدهد.
بخشی از کتاب جرات اعتماد کردن:
«شاید بپرسیم چرا واژهای برای «اعتماد» وجود دارد. این واژه در زبان ما هست چون میدانیم بیاعتمادی چه احساسی دارد. وجود یک مفهومِ متضاد کمک میکند آنچه را ممکن است بدیهی بپنداریم بهتر ببینیم. بنابراین اگر تجربه بیتفاوتی نداشتیم، عشق دیگران را هم نمیشناختیم. ماهی تا وقتی به ساحل پرتاب نشود، واژهای برای آب نخواهد داشت.
فرهنگ American Heritage اعتماد را چنین تعریف میکند: «اتکایی استوار و امیدوارانه به وفاداری، درستکاری یا توانایی یک شخص یا چیز.» اعتماد به معنای وابستگی نیست، بلکه نوعی اطمینان درونی است؛ اعتمادی که احساس امنیت میآفریند. از این رو اعتماد، تکیه بر قابلاعتماد بودن است. با این حال، عنصر قابلاعتماد بودن بر برداشت یا انتظار ما استوار است و ممکن است در لحظههای دشوار تحقق نیابد یا پایدار نماند. آنچه بیرون از کنترل ما قرار دارد همواره میتواند منبع اضطراب و پیچیدگی باشد. همین حالت تعلیق است که اعتماد را برای بسیاری از ما به مسئلهای دشوار تبدیل میکند. در واقع، همانگونه که حیوانات خانگی وقتی میبینند صاحبشان اوضاع را در اختیار دارد به او اعتماد میکنند، ما نیز ممکن است کسی را صرفا به این دلیل قابل اعتماد بدانیم که کنترل امور را در دست دارد یا چنین به نظر میرسد.
واژه «اعتماد» از واژهای کهن در زبان نورس، traust، گرفته شده که به معنای «یاری یا اطمینان» است. این واژه همچنین با کلمه آلمانی trost مرتبط است که معنای «آرامش یا تسلی» میدهد. این واژهها حس یقین را منتقل میکنند؛ اینکه چیزی یا کسی بدون شکست از عهده کار برمیآید و ما میتوانیم با این اطمینان آرام بگیریم.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1404/11/26
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب جرات اعتماد کردن