خلاصه کتاب مادام کوری
زندگینامه
خلاصه کتاب «مادام کوری» (Madame Curie) منتخب اثر «ایو کوری» (Eve Curie)، نویسنده و روزنامهنگار فرانسوی و دختر ماری کوری است که نخستینبار در سال ۱۹۳۷ منتشر شد و خیلی زود به یکی از مهمترین زندگینامههای علمی قرن بیستم بدل گشت.
این کتاب روایتی انسانی، دقیق و درعینحال الهامبخش از زندگی ماری کوری است؛ زنی که با پشتکار، نبوغ و شجاعت علمی خود، مسیر علم را برای همیشه تغییر داد و دو بار موفق به دریافت جایزه نوبل شد. ایو کوری در این اثر، فراتر از دستاوردهای علمی، به شخصیت درونی، سختیهای زندگی، مبارزه با تبعیض، و تعهد اخلاقی مادرش به علم و انسانیت میپردازد.
این کتاب فقط زندگینامه یک دانشمند نیست؛ تصویری روشن از بهای پیشرفت، قدرت اراده و نقش زنان در تاریخ علم است. کتاب با نثری روان و صمیمی نوشته شده و برای خواننده عام نیز کاملا قابلفهم و جذاب است، بیآنکه از دقت تاریخی و عمق محتوایی آن کاسته شود.
بخشی از کتاب ماری کوری:
«سکوتی عمیق روزهای یکشنبه ساختمان مدرسه در خیابان نوولیپکی را فرا میگرفت. زیر پیشانی سنگی بنا که با حروف روسی عبارت «دبیرستان پسرانه» بر آن حک شده بود، درِ اصلی قفل بود و سرسرای ستوندار آن به معبدی متروک میمانست. زندگی از ساختمان بلند و کمارتفاع عقب نشسته بود؛ از اتاقهای پرنورش که میزهای چوب سیاه در ردیفهایی منظم کنار هم چیده شده بودند، میزهایی که جای خطوخش چاقوها و حروف حکشده بر آنها پیدا بود. هیچ صدایی شنیده نمیشد جز زنگهای کلیسای مریم مقدس که برای نیایش شامگاهی به صدا درمیآمد و گاهبهگاه صدای تلقتلق گاریای که از خیابان میگذشت یا اسب تنبلِ درشکهای که آرام میتاخت. پشت نردههایی که حیاط مدرسه را دربر میگرفت، چهار درخت یاس مدرسه شکوفه داده بودند؛ کمرمق و غبارآلود، و رهگذرانِ با لباس یکشنبهایشان با شگفتی میایستادند تا نفسی از عطر شیرین آنها را استشمام کنند. هوا گرم بود، با آنکه ماه مه هنوز بهسختی به پایان رسیده بود. در ورشو، آفتاب به همان اندازه مستبد و سوزان است که یخبندان.
اما چیزی این آرامشِ سَبَتی را برهم زده بود. از بالِ چپِ ساختمان، در طبقه همکف، جایی که آقای ولادیسلاو اسکلودوفسکی، استاد فیزیک و بازرسِ فرعی مدرسه، زندگی میکرد، پژواکی خفه از فعالیتی رازآلود به گوش میرسید. صدا شبیه ضربههای چکش بود، بینظم و بیریتم؛ سپس غرش فروپاشی سازهای که از هم میپاشید، همراه با فریادهای تند؛ بعد دوباره ضربهها. و دستورهای کوتاهی که به زبان لهستانی فریاد زده میشد.»
خلاصه کتاب «مادام کوری» (Madame Curie) منتخب اثر «ایو کوری» (Eve Curie)، نویسنده و روزنامهنگار فرانسوی و دختر ماری کوری است که نخستینبار در سال ۱۹۳۷ منتشر شد و خیلی زود به یکی از مهمترین زندگینامههای علمی قرن بیستم بدل گشت.
این کتاب روایتی انسانی، دقیق و درعینحال الهامبخش از زندگی ماری کوری است؛ زنی که با پشتکار، نبوغ و شجاعت علمی خود، مسیر علم را برای همیشه تغییر داد و دو بار موفق به دریافت جایزه نوبل شد. ایو کوری در این اثر، فراتر از دستاوردهای علمی، به شخصیت درونی، سختیهای زندگی، مبارزه با تبعیض، و تعهد اخلاقی مادرش به علم و انسانیت میپردازد.
این کتاب فقط زندگینامه یک دانشمند نیست؛ تصویری روشن از بهای پیشرفت، قدرت اراده و نقش زنان در تاریخ علم است. کتاب با نثری روان و صمیمی نوشته شده و برای خواننده عام نیز کاملا قابلفهم و جذاب است، بیآنکه از دقت تاریخی و عمق محتوایی آن کاسته شود.
بخشی از کتاب ماری کوری:
«سکوتی عمیق روزهای یکشنبه ساختمان مدرسه در خیابان نوولیپکی را فرا میگرفت. زیر پیشانی سنگی بنا که با حروف روسی عبارت «دبیرستان پسرانه» بر آن حک شده بود، درِ اصلی قفل بود و سرسرای ستوندار آن به معبدی متروک میمانست. زندگی از ساختمان بلند و کمارتفاع عقب نشسته بود؛ از اتاقهای پرنورش که میزهای چوب سیاه در ردیفهایی منظم کنار هم چیده شده بودند، میزهایی که جای خطوخش چاقوها و حروف حکشده بر آنها پیدا بود. هیچ صدایی شنیده نمیشد جز زنگهای کلیسای مریم مقدس که برای نیایش شامگاهی به صدا درمیآمد و گاهبهگاه صدای تلقتلق گاریای که از خیابان میگذشت یا اسب تنبلِ درشکهای که آرام میتاخت. پشت نردههایی که حیاط مدرسه را دربر میگرفت، چهار درخت یاس مدرسه شکوفه داده بودند؛ کمرمق و غبارآلود، و رهگذرانِ با لباس یکشنبهایشان با شگفتی میایستادند تا نفسی از عطر شیرین آنها را استشمام کنند. هوا گرم بود، با آنکه ماه مه هنوز بهسختی به پایان رسیده بود. در ورشو، آفتاب به همان اندازه مستبد و سوزان است که یخبندان.
اما چیزی این آرامشِ سَبَتی را برهم زده بود. از بالِ چپِ ساختمان، در طبقه همکف، جایی که آقای ولادیسلاو اسکلودوفسکی، استاد فیزیک و بازرسِ فرعی مدرسه، زندگی میکرد، پژواکی خفه از فعالیتی رازآلود به گوش میرسید. صدا شبیه ضربههای چکش بود، بینظم و بیریتم؛ سپس غرش فروپاشی سازهای که از هم میپاشید، همراه با فریادهای تند؛ بعد دوباره ضربهها. و دستورهای کوتاهی که به زبان لهستانی فریاد زده میشد.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1404/10/14
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب مادام کوری