خلاصه کتاب ترغیب
نویسنده:
جین آستن
امتیاز دهید
روایت سقوط غمانگیز شاهزادهای جوان به ورطه جنون و انتقام
خلاصه کتاب «ترغیب» (Persuasion) لُب کلام آخرین رمان کامل «جین آستن» (Jane Austen)، نویسنده برجسته انگلیسی است که در سال ۱۸۱۸، پس از مرگ او منتشر شد. این اثر درخشان داستان عشقی دوباره یافته شده را روایت میکند.
داستان حول محور آن الیوت، دختر یک بارون متکبر میچرخد که در ۲۷ سالگی، هنوز مجرد است و با گذشتهای پر از حسرت زندگی میکند. هشت سال پیش، او به توصیه دوست خانوادگیشان، لیدی راسل، از پذیرش خواستگاری فردریک ونتورث جوان خودداری کرد، تصمیمی که همواره او را آزار میدهد. حال پس از سالها، سرنوشت این دو را دوباره در مسیر یکدیگر قرار میدهد. ونتورث که اکنون یک کاپیتان موفق نیروی دریایی است، با ثروت قابل توجهی بازگشته و حضورش تمام احساسات قدیمی را در ان زنده میکند.
بخشی از کتاب ترغیب:
«سر والتر الیوت، صاحب خانه کلینچ در سامرستشایر، مردی بود با ویژگیهایی خاص که در طول سالهای زیادی از زندگیاش، تنها همراه ثابت و همدمش دخترش بود. دخترش، که در تمام دوران کودکی و نوجوانی او حضور داشت، نه تنها به عنوان یک همراه، بلکه به عنوان یک مدیر خانه و همکار در ادارهی امور زندگی او عمل میکرد. اما مرگ ناگهانی و غمانگیز او، که حدود ده سال پیش از مرگ خود سر والتر اتفاق افتاد، تغییرات بسیاری در زندگی او به وجود آورد و خانه کلینچ دیگر آنطور که قبلاً بود، از آرامش و هماهنگی برخوردار نبود. برای جبران این فقدان بزرگ، سر والتر تصمیم گرفت تا خانواده برادرش، دریاسالار فقید، را که حالا تنها به یادگارهایی از یک زندگی گذشته تبدیل شده بودند، به خانهاش دعوت کند. این خانواده شامل یک پسر و یک دختر بود که به دلیل شرایط ویژه و پیچیدهای که در زندگیشان وجود داشت، نتوانسته بودند آموزش و تربیت مناسبی را دریافت کنند و این به سر والتر سپرده شده بود که سرپرستی آنها را به عهده بگیرد.
با این حال، در حالی که خانوادهی الیوت در خانهی کلینچ به ظاهر خوشبخت و آرام به نظر میرسیدند، چیزی در دل خانم آن الیوت، دختر بزرگتر سر والتر، آشفته و ناآرام بود. خانم آن، برخلاف دیگر اعضای خانواده، احساسات عمیقتری داشت که نمیتوانست به راحتی از آنها عبور کند. او که در گذشته عاشق مردی به نام فریدریک ونتوورث شده بود، حالا بعد از گذشت چندین سال هنوز نتوانسته بود او را فراموش کند. به رغم تلاشهای فراوانش برای ادامه زندگی و پیدا کردن آرامش در دیگر جنبههای زندگی، قلب او همچنان به یاد آن عشق از دست رفته میتپید و خاطرات گذشته در ذهنش مانند سایهای سنگین باقی مانده بود.»
خلاصه کتاب «ترغیب» (Persuasion) لُب کلام آخرین رمان کامل «جین آستن» (Jane Austen)، نویسنده برجسته انگلیسی است که در سال ۱۸۱۸، پس از مرگ او منتشر شد. این اثر درخشان داستان عشقی دوباره یافته شده را روایت میکند.
داستان حول محور آن الیوت، دختر یک بارون متکبر میچرخد که در ۲۷ سالگی، هنوز مجرد است و با گذشتهای پر از حسرت زندگی میکند. هشت سال پیش، او به توصیه دوست خانوادگیشان، لیدی راسل، از پذیرش خواستگاری فردریک ونتورث جوان خودداری کرد، تصمیمی که همواره او را آزار میدهد. حال پس از سالها، سرنوشت این دو را دوباره در مسیر یکدیگر قرار میدهد. ونتورث که اکنون یک کاپیتان موفق نیروی دریایی است، با ثروت قابل توجهی بازگشته و حضورش تمام احساسات قدیمی را در ان زنده میکند.
بخشی از کتاب ترغیب:
«سر والتر الیوت، صاحب خانه کلینچ در سامرستشایر، مردی بود با ویژگیهایی خاص که در طول سالهای زیادی از زندگیاش، تنها همراه ثابت و همدمش دخترش بود. دخترش، که در تمام دوران کودکی و نوجوانی او حضور داشت، نه تنها به عنوان یک همراه، بلکه به عنوان یک مدیر خانه و همکار در ادارهی امور زندگی او عمل میکرد. اما مرگ ناگهانی و غمانگیز او، که حدود ده سال پیش از مرگ خود سر والتر اتفاق افتاد، تغییرات بسیاری در زندگی او به وجود آورد و خانه کلینچ دیگر آنطور که قبلاً بود، از آرامش و هماهنگی برخوردار نبود. برای جبران این فقدان بزرگ، سر والتر تصمیم گرفت تا خانواده برادرش، دریاسالار فقید، را که حالا تنها به یادگارهایی از یک زندگی گذشته تبدیل شده بودند، به خانهاش دعوت کند. این خانواده شامل یک پسر و یک دختر بود که به دلیل شرایط ویژه و پیچیدهای که در زندگیشان وجود داشت، نتوانسته بودند آموزش و تربیت مناسبی را دریافت کنند و این به سر والتر سپرده شده بود که سرپرستی آنها را به عهده بگیرد.
با این حال، در حالی که خانوادهی الیوت در خانهی کلینچ به ظاهر خوشبخت و آرام به نظر میرسیدند، چیزی در دل خانم آن الیوت، دختر بزرگتر سر والتر، آشفته و ناآرام بود. خانم آن، برخلاف دیگر اعضای خانواده، احساسات عمیقتری داشت که نمیتوانست به راحتی از آنها عبور کند. او که در گذشته عاشق مردی به نام فریدریک ونتوورث شده بود، حالا بعد از گذشت چندین سال هنوز نتوانسته بود او را فراموش کند. به رغم تلاشهای فراوانش برای ادامه زندگی و پیدا کردن آرامش در دیگر جنبههای زندگی، قلب او همچنان به یاد آن عشق از دست رفته میتپید و خاطرات گذشته در ذهنش مانند سایهای سنگین باقی مانده بود.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1403/12/07
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب ترغیب