بیگانه ای در دهکده
نویسنده:
مارک تواین
مترجم:
نجف دریابندری
امتیاز دهید
«بیگانهای در دهکده» عنوانی است که در ترجمه فارسی معمولاً به داستان مشهور مارک تواین The Man That Corrupted Hadleyburg (منتشرشده در ۱۸۹۹) داده میشود. این اثر یکی از تندترین و بدبینانهترین نوشتههای مارک تواین درباره اخلاق اجتماعی است. داستان در دهکدهای خیالی به نام هَدلیبرگ میگذرد؛ جایی که ساکنانش به درستکاری افراطی و شهرت اخلاقی خود میبالند و خود را «پاکترین مردم دنیا» میدانند. ورود یک بیگانه، که ظاهراً تنها قصد انتقام دارد، این نظم ظاهری را بههم میریزد. او با طراحی یک آزمایش اخلاقی ساده اما هوشمندانه، طمع پنهان، ریاکاری و ضعفهای اخلاقی اهالی دهکده را آشکار میکند. مارک تواین در این داستان نشان میدهد که فضیلتِ ادعایی، اگر هرگز در معرض آزمون قرار نگیرد، میتواند توخالی و حتی خطرناک باشد. «بیگانهای در دهکده» نقدی تیز و طنزآلود بر خودپسندی اخلاقی، فساد تدریجی انسان و شکنندگی اصول اخلاقی در برابر وسوسه است و بهخوبی نگاه تلخ اما واقعگرایانه تواین به طبیعت انسان را بازتاب میدهد.
بخش هایی از کتاب:
زمستان سال ۱۵۹۰ بود. اتریش فرسنگها دور از جهان و جهانیان در خواب غفلت فرو رفته بود، قرون وسطی هنوز در آن سرزمین ادامه داشت و آنطور که معلوم می شد خیال داشت تا ابد الدهر نیز ادامه یاید. بعضی حتی عقربه زمان را قرنها به عقب بر می گردانند، میگفتند اگر وضع فکری و روحی مردم را ملاک قضاوت قرار دهیم اطریش هنوز در عصر اعتقاد زیست می کند. البته غرض از این سخن تعریف بود نه بد گویی، و مردم نیز این گفته را همانطور که منظور آنها بود تلقی میکدند و همه ما از این تعریف به خود میبالیدیم.
من، هر چند پسر بچه ای بیشتر نبودم، این موضوع و لذتی را که از آن میبردم خوب بیاد می آورم.
آری، اتریش فرسنگها دور از جهان و جهانیان در خواب غفلت فرو رفته بود و دهکده ما نیز چون در قلب اتریش قرار داشت، درست در قلب آن خواب به سر می برد.
این دهکده در جای پرت و خلوتی که هیچ خبری از دنیا و مافیها سکوت تپه ها و جنگلهای اطراف آن را بهم نمیزد، با رضایت خاطر و خرسندی تمام در صلح و صفای محض مشغول چرت زدن بود. رودخانه آرامی از جلو آن میگذشت که سطح آن به نقوش ابرها و انعکاس شکل کشتیها و قایقها مزین بود. پشت آن سربالایی پر درختی بود که تا پای پرتگاه بلندی ادامه می یافت. بر فراز آن پرتگاه قلعه بزرگی چهره در هم کشیده بود که برج و باروهای طویل آن گویی زرهی از شاخ و برگ مو، به تن داشتند.
بخش هایی از کتاب:
زمستان سال ۱۵۹۰ بود. اتریش فرسنگها دور از جهان و جهانیان در خواب غفلت فرو رفته بود، قرون وسطی هنوز در آن سرزمین ادامه داشت و آنطور که معلوم می شد خیال داشت تا ابد الدهر نیز ادامه یاید. بعضی حتی عقربه زمان را قرنها به عقب بر می گردانند، میگفتند اگر وضع فکری و روحی مردم را ملاک قضاوت قرار دهیم اطریش هنوز در عصر اعتقاد زیست می کند. البته غرض از این سخن تعریف بود نه بد گویی، و مردم نیز این گفته را همانطور که منظور آنها بود تلقی میکدند و همه ما از این تعریف به خود میبالیدیم.
من، هر چند پسر بچه ای بیشتر نبودم، این موضوع و لذتی را که از آن میبردم خوب بیاد می آورم.
آری، اتریش فرسنگها دور از جهان و جهانیان در خواب غفلت فرو رفته بود و دهکده ما نیز چون در قلب اتریش قرار داشت، درست در قلب آن خواب به سر می برد.
این دهکده در جای پرت و خلوتی که هیچ خبری از دنیا و مافیها سکوت تپه ها و جنگلهای اطراف آن را بهم نمیزد، با رضایت خاطر و خرسندی تمام در صلح و صفای محض مشغول چرت زدن بود. رودخانه آرامی از جلو آن میگذشت که سطح آن به نقوش ابرها و انعکاس شکل کشتیها و قایقها مزین بود. پشت آن سربالایی پر درختی بود که تا پای پرتگاه بلندی ادامه می یافت. بر فراز آن پرتگاه قلعه بزرگی چهره در هم کشیده بود که برج و باروهای طویل آن گویی زرهی از شاخ و برگ مو، به تن داشتند.
دیدگاههای کتاب الکترونیکی بیگانه ای در دهکده
کی میتونه دیگه حرفی بزنه!
من عاشق کتاب های اینگونه هستم که در فضایی فانتزی گونه جریان دارن .
بی نهایت از دوستان ممنون میشم اگه کتابهای مشابه ساختار نوشتاری این کتاب رو به من معرفی کنن .:x:x:x
اميدوارم يك روز خودت بهترش را بنويسي
خوشحالم که خوشت اومد
یادته که این عیدی من به تو بود (البته با تاخیر):D
خوشحال شدم که تعریف کردی انگار که خودم نوشته باشمش !!! :baaa: