رسته‌ها

با تو بودن نتوانم، بی تو بودن نتوانم

با تو بودن نتوانم، بی تو بودن نتوانم
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 15 رای
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 15 رای
✔️ از مقدمه کتاب:
بر زبانها جاریست:
"با تو بودن هم عذابی بود
بی تو بودن هم عذابی بود"
زیرا که قرنهاست اسارت دلها را در انحصار خود داشته اما زبان را یارای بازگو کردنش نبود. قابل لمس نبود. مثل هوا! اما قابل انکار هم نبود! چه فاصله عمیقی است بین نبودن و بودن و احساس شدن.
اینطور بود که وقتی از قلب "سرفراز" درآمدن و بر کاغذ جاری شد، "چون حدیث و تعبیر احوال" بسیار کسان بود و وصف الحال آنهاییکه دردش را احساس می کردند و گفتنش می دانستند، ناگهان ضرب المثل گشت و آئینه دنیای عاطفی آنها...
از این روست که من شعر حسین سرفراز را به جای مقدمه این داستان نقل می کنم و نام شعر را با مختصر تغییری از او به وام می گیرم:
با تو بودن هم عذابی بود
بی تو بودن هم عذابی بود
با تو بودن
ای که در چشم تو دیدم
آسمان آبی فردای روشن...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
محراب
آپلود شده توسط: محراب
۱۳۹۹/۰۵/۲۱
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
155
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی با تو بودن نتوانم، بی تو بودن نتوانم

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file