رسته‌ها

اصول نظام جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی در کلام رهبری

اصول نظام جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی در کلام رهبری
امتیاز دهید
5 / 2.9
با 345 رای
امتیاز دهید
5 / 2.9
با 345 رای
متن سخنرانی به مناسبت دوازدهمین سالگرد رحلت امام خمینی
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
MTOM
آپلود شده توسط: MTOM
۱۳۸۹/۰۲/۲۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
24
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی اصول نظام جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی در کلام رهبری

تعداد دیدگاه‌ها:
17
از اصول نظام آخوندی (نه اسلامی!) این است که امروز باید برای یکی از دوستانِ صمیمیِ بنده حکم ۳۷ ماه زندانی بیاید؛ زیرا ریشِ این فرد را مورد عنایتِ خویش قرار داده است!!! وانگهی، همین فرد ریاکارانه می گوید که هر کسی به من توهین کرد، کاریش نداشته باشید، یا این که ما زندانی سیاسی نداریم!!! تنها برای یک توهین، ۳۷ ماه زندانی! نام این را دیکتاتوری نگذاریم، پس چه بنامیم؟!
[quote='alinasr1365123']الهم الحفظ قاعدنا الامام خامنه ای[/quote] یک خواهشی دارم ، و اونم اینه که نذاریم عقاید شخصی خودمون باعث بشه چشم رو روی حقیقت ببندیم ، حالا در هر زمینه ای که میخواهد باشد ...
شعر طنز/ ای کدخدا با من توافق کن! ای کدخدا با من سر یک میز بنشین بیرون کن از دل آن کدورت های دیرین نسبت به من بی اعتمادی؛ شرمسارم! این بار اما اختیار تام دارم از من نترس «آن مرد» وحشتناک رفته پاشیده آنکه روی میزت خاک، رفته با من توافق کن!، که من حالا رئیسم اصلآ خودت هر چه بگویی می نویسم من را فرستاد آنکه در تعلیق خُبره ست بوشهر را ده سال قبل از این خودش بست اصلآ برای جلب اطمینانت این بار گفتم نطنز و آب سنگین افتد از کار بر کارهامان هم گر اطمینان نداری دادم مجوز تا کنی دوربین گذاری هر روز خواهی سرزده هر جا بیایی گویم پذیرایی شوی با کیک و چایی بد می شود من را فرستی دست خالی «پیچ بوئینگی!» لااقل، محض قاقالی روی تو را من در ژنو خود باز کردم در «گام اوّل» عشق را ابراز کردم با این که خیلی مانده تا گام نهایی مطرح کنی همجنس بازان بهایی با من توافق کن!، وگرنه دور آتی جای ژنو باید بیایی آلماتی من را نبین دائم فقط در حال خنده آن مرد ریشو خواهد آمد جای بنده!
جناب el medio لزومی ندارد شما ملا لغطی دیگران شوید , بهتر است به اشتباه " املائی " خود توجه بیشتر بفرمائید .
گیرم که خلق را به طریقی فریفتی با دست انتقام طبیعت چه می کنی؟
آنجا که قدم بر نهاده باشی گیاه ، از رستن تن می زند چرا که تو تقوای خاک و آب را هرگز باور نداشتی فغان! که سرگذشت ما سرود بی اعتقاد سربازان تو بود که از فتح قلعه روسپیان باز می آمدند. باش تا نفرین شب از تو چه سازد... !
امتیاز شما پیشتر ثبت شده است اگر مرورگر بطور خودکار شمارا منتقل نکرد، اینجا کلیک کنید! دیگه عادت کردم به دیدن این پیغام نمی دونم چه هیزم تری به مسئولان سایت فروختم که فقط همین امکان نظر دادن رو برام باقی گذاشتند، خب شاید من بخوام این کتاب رو تایید!! کنم...
مسئول عزیز ؛ لینک دانلود این کتاب رو هم بذارید بی زحمت ... فکر نکنم مولف این کتاب ، از کتابناک شکایت کنه !
«بخز در لاکت ای حیوان ! که سرما نهانی دستش اندر دست مرگ است مبادا پوزه ات بیرون بماند که بیرون برف و باران و تگرگ است نه قزاقی ، نه بابونه ، نه پونه چه خالی مانده سفره ی جو کناران هنوز ای دوست ، صد فرسنگ باقی ست ازین بیراهه تا شهر بهاران مبادا چشم خود برهم گذاری نه چشم اختر است این ، چشم گرگ است همه گرگند و بیمار و گرسنه بزرگ است این غم ، ای کودک ! بزرگ است ازین سقف سیه دانی چه بارد ؟ خدنگ ظالم سیراب از زهر بیا تا زیر سقف می گریزیم چه در جنگل ، چه در صحرا ، چه در شهر ز بس باران و برف و باد و کولاک زمان را با زمین گویی نبرد است مبادا پوزه ات بیرون بماند بخز در لاکت ای حیوان ! که سرد است! »
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.