سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام

دارای امتیاز 4.9 از 6 در کتابناک با مجموع 44 رای
سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام
سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام
جلد اول دوم و سوم در یک جلد.

چکیده متن:
پس از انتشار مجلدات سه گانه و مبسوط « سازمان مجاهدین خلق ، پیدایی تا فرجام – 1344 تا 1384 » که با استقبال اقشار فرهیخته مواجه گردید موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی با هدف استفاده بیشتر همگان از مشخصات و عملکرد این گروه سیاسی – نظامی موارد مهم و اساسی این سه جلد را در قالب یک جلد مجزا تهیه و تنظیم نموده و به علاقه مندان مطالعه تاریخ معاصر ایران و نخبگان و دانش پژوهان تقدیم میدارد . در این کتاب وقایع تأسیس، گسترش تشکیلاتی و تغییر رسمی ایدئولوژی ،تحولات سازمان در طول انقلاب اسلامی اعم از ایجاد درگیری، زمینه‌سازی حرکتهای مسلحانه و ترورهای کور یا هدفمند ، مسایل سازمان در خارج کشور و همچنین استقرار در عراق و همکاری با رژیم صدام در دوره جنگ تحمیلی و نهایتاً نابودی تشکیلاتی پس از سقوط رژیم بعث که در مجلدات سه گانه به صورت مبسوط شرح آنها آمده به طور خلاصه بازگو شده است . علاوه بر این مهمترین اعلامیه‌ها و نشریات منتشر شده سازمان در داخل و خارج کشور به طور خلاصه در این کتاب مورد بررسی و استناد قرار گرفته است .

حق تکثیر:
تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ‏‫۱۳۸۹

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: ramin12345 در تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
» حجم: 27.84 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 69 دقیقه و 30 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 2205
» مجموع دریافتها: 4029
» موردعلاقه 19 و موردتنفر 1 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
علل انحطاط و فروپاشی دولت عثمانی
دکترین مافیا
هیجدهم برومر لوئی بناپارت


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
kazem1391
Member
اگر چه اول خوب شروع کردند ولی بعد خراب شدند پناه آوردن به بیگانه آن هم آمریکا کار خوبی نبود
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
قاتلان به سزای اعمالشان خواهند رسید .
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
نقل قول  
amniat
Member
من فایل رو کامل دانلود کردم ولی چرا باز نمیشه؟
نقل قول  
اسپارتاکوس
Publisher
نقل از دوست عزیز ساگارو
نقل قول:
چرا اسم جانباز و شهید را به لجن میکشند عده ای پاپتی فرصت طلب

برای بنده هم هنوز این سوال بی جواب مانده است . البته چند نفری از دوستان عزیز در این سایت هستند که از زیر سوال بردن رزمندگان هدفی را دنبال میکنند . حال اینکه هدفشان چیست خودشان باید پاسخگو باشند . ما منتظریم .
اسپارتا
نقل قول  
ايليا
Member
درباره این که چرا این سازمان به کجی کشیده شد مقالات بسیار و قسمت هایی از این کتاب را خوانده و در نهایت لب کلام که چه شد که انحراف اولیه حاصل شد :
واقعیتش این است که این سازمان بر اساس پاک نهادی و کوشش جوانانی پرشور بنیان نهاده شد بر اساس اصول موضوعه زیر
1- استراتژی های عقیدتی که بر اساس باورهای ملی و ایمان مذهبی شکل گرفته بودند.
2- تاکتیک های مبارزاتی بر مبنای تجربیات حاصل از انقلابات نوین (مثل چین و کوبا و ...) که بر اساس مارکسیسم تعریف گردید و مقداری هم از روش های خودسازی مذهبی جهت تقویت روحیه مقاومت در برابر سختی ها
کم کم با توجه به این که همیشه انحراف به صورت کتره ای عمل می کند ( نم نم ) و با توجه به رابطه هایی که بعضی از اعضای سازمان با گروه های چپ گرا داشتند این مشی تاکتیکی مبارزه به درون استراتژی های عقیدتی نفوذ کرد. در حقیقتتاکتیک به ظرف استراتژی ریخته شد و معجون جدیدی شکل گرفت !

یعنی در ابتدا از روش های مارکسیستی به عنوان ابزار جهت مبارزه استفاده می شد ولی کم کم خود این ابزارها تعریف بنیادی پیدا کردند و در تبیین استراتژی سازمان سهیم شدند !
نقل قول  
persica1400
Member
نقل قول:
دیگر چیزی برای از دست دادن مانده که ما دودستی به این لاشه عفن زندگی سگی چسبیده ایم


ما شکیبا بودیم
و این است آن کلامی که ما را به تمامی
وصف می‌تواند کرد...
ما شکیبا بودیم.
به شکیبایی بشکه‌یی بر گذرگاه نهاده
که نظاره می‌کند با سکوتی دردانگیز
خالی شدنِ سطل‌های زباله را در انباره‌ی خویش
و انباشته شدن را
از انگیزه‌های مبتذل شادی گربگان و سگان بی‌صاحب کوی،
و پوزه‌ی رهگذران را
که چون از کنارش می‌گذرند
به شتاب
در دستمال‌هایی از درون و برونِ بشکه پلشت‌تر
پنهان می‌شود.
ای محتضران
که امیدی وقیح
خون به رگ‌هاتان می‌گرداند
من از زوال سخن نمی‌گویم
یا خود از شما
[ که فتحِ زوالید
و وحشت‌های قرنی چنین آلوده‌ی نامرادی و نامردمی را
آنگونه که به دنبال می‌کشید
که ماده سگی
بوی تندِ ماچگی‌اش را]
من از آن امید بیهوده سخن می‌گویم
که مرگ نجات‌بخش شما را
به امروز و فردا می‌افکند
" مسافری که به انتظار و امیدش نشسته‌اید
از کجا که هم از نیمه‌ی راه
باز نگشته باشد"
نقل قول  
sagaro
مسئول نشر VIP
رنج میبرم گاهی که شاهدم بر سر تعصبات قومی چه الفاظی که رد و بدل نمیشود و چه حق ها که ناحق نمیشود . من فارس میگویم که حق یک ترک و کرد و بلوچ و ترکمن و عرب خوزستانی است که به زبان خویش سخن بگوید . من مسلمان میگویم که در چه قاموسی یک پیرمرد بهایی 70 ساله را باید در شهر گرداند و تحقیر کرد . من شیعه میگویم که چرا نباید در پایتخت این کشور اهل سنت مسجد داشته باشند . من لیبرال کمیگویم چرا کمونیستها نباید حزب داشته باشند و فعالیت قانونی بکنند . چرا حقوق مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان پایمال میشود . چرا نباید یک لر یا کرد یا ترک و بلوچ به مقامات عالی کشورش برسد . چرا باید دریاچه ارومیه خشک شود و خزر آلوده شود و سهم ما ازان به یک پنجم کاهش پیدا کند . چرا باید امارات فسقلی جرات کند در آبهای نیلگون خلیج پارس سکوی بی مجوز احداث کند . چرا باید در فاصله 10 کیلومتری مرقد امام رضا بیچارگان و درماندگان دلالی محبت و تن فروشی کنند . چرا این همه داریم و هیچ نداریم . چرا اسم جانباز و شهید را به لجن میکشند عده ای پاپتی فرصت طلب . اصلا چرا ساکتیم . دیگر چیزی برای از دست دادن مانده که ما دودستی به این لاشه عفن زندگی سگی چسبیده ایم . نسلی که رفت با هر عقیده و مرامی که بود مرد بود و لوطی و یا شیرزن بود و تاج سر . زخم ناسور اینست . چه تفاوت میکند ان که رفت با من نسبتی داشت یا نه یا مثل من فکر میکرد یا نه . چرا چرا چرا . هذا شقشقه فدره . بماند ...
نقل قول  
sagaro
مسئول نشر VIP
دوستان گرامی فکر میکنم حکیت استافیل و عنب و انگور و اوزوم شده . در واقع همه ما یک چیز میگوییم . دوست خوبم ctr2006 مطالب خوبی بیان فرمودند که بسیار به واقعیت نزدیک است . اسپارتای عزیز من در جبهه معلمی بیشنبودم که گاه برای برگزاری امتحانات و یا تدریس به رزمنده ها به خط و سنگر های پدافندی هم سرک میکشیدم . من دست و بازوهایی را که با کلاش و ژ3 و آر پی جی به جنگ لشکرهای تا بن دندان مسلح گارد جمهوری صدام رفتند میبوسم . ضمن اینکه قبلا عرض کردم در عالم سربازی شما پیشکسوت من هستید و با کتابهایی که منتشر میکنید و ترجمه های نابی که فرصت خواندن انها را به نسل امروز میدهید بخوبی نشانگر تیپ شخصیتی قابل احترام شما هست . خواهرم سارا خانم همه ما از این همه دروغ و انگ و برچسب و تبلیغات پوچ در عذابیم و از همه بدتر خشونتی که بهترین سرمایه های انسانی کشورمان را از ما گرفت . چه آن که در اردوگاه اشرف بوده و چه ان پاسداری که در پاوه با حلبی سربریده شده و چه ان رزمنده تشنه جنوب و چه انانی که از دوطرف در ترورها و درگیریهای خیابانی کشته شدند فرزندان ایران بودند . عزیزانی داشتند که چشمشان به را آنان سفید شد . گاه با خود میگویم کدامین اندیشه چنین ارزش دارد که انسان را درنده تر از سبع و و حوش کند ؟؟؟؟ مسببان این بلایا تشنگان قدرت بودند که در پوستین شیفتگان خدمت خزیدند . جوان نا آگه 30 سال پیش نه نت داشت و نه موبایل . هر چه بود میتینگ بود شور کور انقلابی . شوری که شعورها را ربود و سرها را برباد داد ، کمر پدران را دوتا کرد و دل مادران را خون و چشم همسران را سپید و موی فرزندان را سپید تر . خشونت ابزار اعمال قدرت است و زاینده خشونت مضاعف . حتی اعتصاب غذا هم حاصل خشونت است ، همان اعتصابی که بزرگمردی چون رضا هدی صابر را از ملت ایران گرفت ، خشونت هاله سحابی را از ما گرفت و نسرین ستوده را از فرزندان و همسرش دور کرد . خشونت از گلسرخی ، گل سرخی ساخت و دکتر فاطمی و بیژن جزنی و تختی و شریعتی و صمد و کریم پور شیرازی و افشار طوس و مصدق و بازرگان و مختاری و پوینده و حنیف نژاد و برادران و خواهران رضایی و نجات اللهی و شریف واقفی را از ما گرفت . خشونت بود که فین را حمام خون کرد . عجیب است که هر ساله سیمای میلی پخش میکند سرود " هوا دلپذیر شد " را و کسی سراغ قطعه 33 بهشت زهرای تهران و مزار کرامت الله دانشیان نمیرود . حیف نیست که هنوز هم بخاطر خودخواهی ها و شیفتگیهایمان بر سر یکدیگر فریاد میزنیم . خوشحالم که نسل امروز ملتی را با خود در عدم خشونت همراه کرده ولی نگرانم که راه های برون رفت از بن بست ها را نیابیم و رفتار خشونت بار خناسان زمانه ما را به عکس العمل وادارد . دریغ است ایران که ویران شود --- کنام پلنگان و شیران شود . هر کس میهنش ، فرهنگش و قومیتها و زبانهای این پهنه را دوست دارد و آزادگی پیشه کرده وتوزیع آزادی را به عدالت برای همه میخواهد به هر باوری که هست من غلام اویم .
نقل قول  
sara_h_z
Member
عذر میخوام اگه استخوان لای زخمتون گذاشتم , واقعا همچین قصدی نداشتم
راست میگید من از اون سالها چیزی یادم نمیاد و هر چی میدونم دیگران نقل کردند
اما چیزی که زیاد دیدم نسبت دادن آدمها و اتفاقها به سازمان و ... بوده , و این واقعا خسته م میکنه
نمیدونم شاید اگه بقول شما اون سالها را دیده بودم من هم درک میکردم
راستش ما هم نه فقط با کابوس که در کابوس زندگی میکنیم
نقل قول  
sara_h_z
Member
عذر میخوام اگه استخوان لای زخمتون گذاشتم , واقعا همچین قصدی نداشتم
راست میگید من از اون سالها چیزی یادم نمیاد و هر چی میدونم دیگران نقل کردند
اما چیزی که زیاد دیدم نسبت دادن آدمها و اتفاقها به سازمان و ... بوده , و این واقعا خسته م میکنه
نمیدونم شاید اگه بقول شما اون سالها را دیده بودم من هم درک میکردم
راستش ما هم نه فقط با کابوس که در کابوس زندگی میکنیم
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You