کارا کتاب

دل تاریکی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 5 از 6 در کتابناک با مجموع 60 رای
دل تاریکی
نویسنده:
برتراند راسل:
در بین نوشته‎های او، بیش از همه شیفتة داستان وحشتناکش «دل تاریکی» بودم که در آن دیده آلیستی نسبتاً ضعیف، بر اثر وحشت از جنگل‌های استوایی و تنهایی‎اش در میان وحشیان، دیوانه می‎شود. این داستان به گمان من، جامع‌تر از همه، فلسفه او را در باب زندگی بیان می‎کند. دریافت من –گرچه نمی‎دانم که آیا یک چنین تصویر ذهنی را می‎پذیرفت- این بود که کنراد جامعه متمدن و اخلاقاً قابل تحمل بشری را به خطرناکی گام زدن بر قشری نازک از گدازه تازه سرد شده می‎دانست که هر لحظه ممکن بود بشکند و در رهرو بی- احتیاط را به قعر آتشین فرو برد. او از اشکال گونه‎گون جنون شورانگیزی که آدمیان را بدان رغبتی است، سخت‎تر آگاه بود، و همین بود که اعتقادی چنان عمیق به اهمیت انضباط را به او بخشیده بود. شاید بتوان گفت که دیدگاه او همان «انتی تز» روسو است که می‎گوید «انسان در بند زاده می‎شود، اما می‎تواند آزاد شود.» بنابراین، معتقدم که کنراد می‎توانست بگوید: انسان آزاد می‎شود، اما نه با رها کردن انگیزه‎هایش، نه با سربه‌هوایی و بی‎بندوباری، بلکه با رام کردن انگیزه‎های سرکش و به کار گرفتن آن‌ها در خدمت هدفی حاکم.
کنراد به نظام‌های سیاسی علاقه‎ای نداشت، با این‎همه گونه‎ای احساس‌ قوی سیاسی داشت. قوی‌تر از همة این‌ها عشق او به انگلستان و نفرتش از روسیه بود، که از هر دو در «مأمور مخفی» سخن رفته، و نفرت از روسیه، هم از تزاریست و هم از انقلابی، با قدرت تمام در «پیش چشم غربیان» به بحث کشیده شده است. بی‎التفاتی‎اش به روسیه از آن گونه بود که در لهستان ریشه سنتی داشت. و این تا بدان پایه بود که نه به تولستوی ارج می‎نهاد و نه به داستایوفسکی. زمانی به من گفت که تورگنیف تنها داستان‌سرای روسی است که می‎ستاید.
سوای عشق به انگلستان و نفرت از روسیه، سیاست چندان مورد علاقه‎اش نبود. آن‌چه علاقه‎اش را بر می‎انگیخت روح فردی بشر بود در مواجهه با بی‎تفاوتی طبیعت، و چه بسا با خصومت بشری، به تبعیت از نبردهای درونی با هوس‌های خوب و بد که به تباهی می‎انجامد. فاجعه‎های تنهایی قسمت بزرگی از اندیشه و احساس او را اشغال کرده بود. نمونه‎ای از بهترین داستان‌هایش در این زمینه «طوفان» است. در این داستان، ناخدا که آدمی ساده است،‌ به پشتوانة جسارتی تزلزل ناپذیر و عزمی عظیم کشتی‎اش را نجات می‎دهد. طوفان که فرو می‎نشیند، نامه‎ای بالا بلند به زنش می‎نویسد و ماجرا را برایش شرح می‎دهد. در روایت ناخدا، به زعم او، نقش خودش ساده و بدیهی بوده است. او تنها وظیفه ناخدایی‎اش را که البته هر کسی از او انتظار دارد انجام داده است. اما خواننده، از خلال توصیف او، از آن‌چه که انجام داده، جسارت ورزیده و تحمل کرده است آگاه می‎شود. این نامه، پیش از آن‌که فرستاده شود، پنهانی به وسیله مهماندار کشتی خوانده می شود، اما جز او هیچ کس دیگری آن را نمی‎خواند زیرا که زنش، آن را ملال‎انگیز می‎داند و نخوانده به دورش می‎اندازد.
دو مسئله‎ای که ظاهراً بیش از همه تخیل کنراد را آکنده، مسایل تنهایی و ترس از غرایب است. «رانده‎ای از جزایر» مانند «دل تاریکی» با ترس از غرایب سروکار دارد. و هر دوی این‌ها در داستان تکان دهنده و خارق‎العاده‎ای به نام «آمی فاستر» گرد می‎آیند. در این داستان، دهقانی از اهالی جنوب غرب اروپا در سفر خود به امریکا، تنها کسی است که پس از درهم شکسته شدن کشتی زنده می‏‎ماند، و در روستایی از ایالت کنت به خشکی می‎رسد. همه روستا از او می‎ترسند و با او بدرفتاری می‎کنند به جز آمی فاستر، دختر کودن و ساده لوح که در حال مرگ برایش نان می‎آورد و عاقبت هم با او ازدواج می‎کند. اما او نیز وقتی شوهرش، در حال تب، به زبان بومی خویش سخن می‎‏گوید، از غرابتش به هراس می‎افتد، بچه‎اش را بر می‎دارد و ترکش می‏کند. او تنها و بی‎امید جان می‎سپارد. چه بسا باخود اندیشیده‎ام که کنراد، در میان انگلیسیان، چه مقدار از تنهایی این مرد را احساس کرده و با تلاش سختِ اراده به سر کوبی آن در درون خویش پرداخته است.
دیدگاه کنراد از نوگرایی سخت به دور بود. در درنیای نو، دو فلسفه وجود دارد: یکی آن‌که از روسو مایه می‎گیرد، و انضباط را به مثابه غیر ضرور کنار می‎گذارد؛ و دیگری که دلالت خود را کلاً در توتالیتاریانیسم می‎جوید، و انضباط را اساساً تحمیلی از برون می‎داند. کنراد پیرو سنت قدیم بود و معتقد به این‌که انضباط باید از درون مایه بگیرد. بی‎انضباطی را نفی می‎کرد و از انضباطی که صرفاً برونی بود نفرت داشت.

حق تکثیر:
ت‍ه‍ران‌: ن‍ی‍ل‍وف‍ر‏‫، ۱۳۸۹

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: hotsnow در تاریخ ۱۳۹۰/۰۳/۰۶
» موردعلاقه 25 و موردتنفر 1 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
رهایی - بخش دوم
رهایی - بخش اول
مامور سرّی

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (11)
» اعتراض به این کتاب

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
President77
Member
سپاسگزارم دوستِ من goodbookreader عزیز...
نقل قول  
goodbookreader
Member
سلام به همه دوستان کتاب خوان
لینک دانلود
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
نقل قول  
negahe sabz
Member
ما الان این داستانو لازم داریم باید چکار کنیم
لینک دانلودش کجاس؟؟
نقل قول  
pesare boomi
Member
کو لینک دانلود؟
نقل قول  
explorer1
Member
این دیدگاه به علت نگارش فینگلیش حذف گردید.

این دیدگاه در تاریخ 1391/12/03 توسط Mohammah_H ویرایش شده است

نقل قول  
david21034
Member
ترا خدا من این کتابو میخوام. چرا نمیشه دانلود کرد؟
نقل قول  
judass
Member
چه باید کرد ! باز هم جمله ی معروف :
وضعیت حق‌تکثیر و مالکیت معنوی این کتاب مشخص نیست، بنابراین امکان دانلود آن وجود ندارد
! ?-:
نقل قول  
hreza
Publisher
لطفا کتاب "امی فاستر و قصه‌های دیگر" نوشته جوزف کنراد ترجمه رحمان مکوندی را هم بگذارید.
نقل قول  
INNOCENT
Member
خیلی ممنون... این کتاب 780مین کتاب از لیست 1001 کتابیه که پیش از مرگ باید خوند...واقعا ارزشش وقت رو داره!
نقل قول  
یاسی69
Member
واقعا ممنون ازتون. با ناامیدی داشتم دنبالش میگشتم. مرسی
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You