شیطان و خدا

دارای امتیاز 5.3 از 6 در کتابناک با مجموع 1227 رای
شیطان و خدا
نویسنده:
نمایشنامه در سه پرده و یازده مجلس
«شیطان و خدا» اثر ژان پل سارتر فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رمان‌نویس، نمایش‌نامه ‌نویس، روزنامه نگار و منتقد فرانسوی است، که نخستین بار در 7 ژوئن 1951 در «تئاتر آنتوان» به روی صحنه آمد و در همان سال به صورت کتاب منتشر شد. موضوع این نمایشنامه سرگذشت دردناک مردی است که میخواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را انتخاب کند بنابراین نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار می‌دهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمییابد؛ زیرا کاری عبث است که در انزوا و به دور از اجتماع بشری صورت می‌گیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس است که در آن زمین‌داران با زمین‌داران و روستائیان با زمین‌داران میجنگند. گوتس، سردار جنگ، که فرزند حرام‌زاده مادری از طبقه اشراف و پدری از طبقه دهقان است، نخست تصمیم گرفته است که بدی کند؛ دست به غارت میزند و میجنگد و به یارانش خیانت میکند. ولی سرانجام بدی به نظرش یکنواخت میآید و از اینکه همواره باید رذالتهای تازه‌ای ابداع کند خسته میشود. در رویارویی با کشیشی به نام هاینریش تصمیم میگیرد که از این پس خوبی کند و مرد مقدسی شود. اما انگیزه او عشق به بشر نیست، بلکه میل رسیدن به جایگاه است. با انتخاب «خوبی» میخواهد خود را مأمور اجرای مقاصد الهی سازد و بدین‌گونه، از جبر زندگی بشری بگریزد. زمینهایش را به روستاییان میبخشد و این بخشش باعث می‌شود که سایر روستاییان در برابر اربابان خود قیام کنند و در خطر نابودی قرار گیرند، زیرا توانایی کافی برای چنین پیکاری ندارند. اما گوتس به عواقب عمل خود اهمیت نمیدهد و فقط در اندیشه عظمت نقشه خودش است. یک اجتماع نمونه به نام «شهر آفتاب» تشکیل میدهد که قانون آن عشق است، ولی عشقی با مصرف داخلی که اعتنایی به رنجهای انسانهای دیگر ندارد. میان روستائیان و زمینداران جنگ درمیگیرد، اما «شهر آفتاب» که خشونت را مردود میداند زیر بار جنگ نمی‌رود و میخواهد بی‌طرف بماند. شورشیان «شهر آفتاب» را آتش میزنند و گوتس که از پیوستن به آنها سرپیچیده است، منفور و ملعون همه میشود. تقدس او حاصلی جز مرگ و ویرانی در پیرامونش به بار نمی‌آورد. گوتس درمییابد که «عمل» مثبتی انجام نداده، بلکه فقط حرکاتی کرده است. آنگاه از آرمان رستگاری فردی چشم میپوشد و به درخواست ناستی، رهبر شورشیان، فرماندهی سپاه روستاییان را در جنگ با زمین‌داران به دست میگیرد. سارتر، با آفرینش شخصیت گوتس، مردی را نشان میدهد که «میخواهد در خوبی یا در بدی به مطلق برسد، اما جز کشتن انسانها نتیجه دیگری نمیگیرد.» گوتس به عمل واقعی دست نمییابد، زیرا با مبارزه توده‌های مردم بیگانه است. فقط پس از اینکه مطلق را نفی میکند و رفتار خود را سراپا دگرگون میسازد، راه «عمل» را مییابد که دگرگون‌کننده واقعی جهان است. آنگاه میتواند بگوید: «مطلقی وجود ندارد. فقط انسانها هستند و دیگر هیچ.»
(دلهره) مفهوم والایی که در اگزیستانسیالیسم سارتر وجود دارد در این کتاب معنا می یابد.
از مقدمه‌ی مترجم:
این اثر،بهترین کار سارتر و چکیده ی همه ی افکار اوست- مسائل اساسی زمان ما را مطرح می کند: آیا بشر مسئولیتی بر عهده دارد؟ آیا می توان مسئولیت را پذیرفت اما دست ها را نیالود؟… و از این رو و به گفته ی خود سارتر، این نمایشنامه مکمل “دست های آلوده” است. هر چند حوادث آن چهارصد سال پیشتر روی می دهد.سارتر خود می گوید: این نمایشنامه سراسر روابط انسان است با خدا.
گفتنی است که واژه هایی چون انتخاب، اضطراب، مسئولیت، آزادی و وجود جزو اساسی ترین مفاهیم فلسفه ی اگزیستانسیالیست ژان پل سارتر می باشد.
فلسفه اگزیستانسیالیست معتقد است که انسان حیوانی است که طرح می افکند.
خود سارتر می گوید : این نمایشنامه سراسر شرح روابط انسان است با خدا یا به عبارت دیگر روابط انسان با “مطلق”.
گزیده‌هایی از متن:
به چه دردم می خورد که دوستم بدارند؟ اگر تو مرا دوست بداری لذتش را تو می بری نه من.
دنیای ِ بی عدالتی است : اگر قبولش کنی شریک جرم می‌شوی و اگر بخواهی عوضش کنی جلاد می‌شوی ...

حق تکثیر:
ت‍ه‍ران‌: کتاب زمان‏‫، ۱۳۵۷

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: Hamid در تاریخ ۱۳۸۸/۰۱/۳۱
» حجم: 1.88 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 4 دقیقه و 40 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 275
» مجموع دریافتها: 23744
» موردعلاقه 266 و موردتنفر 7 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
اندیشه ها و انسان
هستی و نیستی
سن عقل

افرونه‌ها

  نقد کتاب شیطان و خدا  ج اردیبهشت ۱۳۹۲    توسط taktom2 


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
shforootan
Member
خوندمش .عالی بود .خیلی دوسش داشتم .وسطای کتاب دوست داشتم آخرش همینجوری بشه که شد .ولی آخر کتاب کاشک اینجوری نمیشد .یعنی میشد ولی یه جور دیگه م میشد .یعنی هم میکشت هم خدا حرف میزد.آخر کتاب کمی ناراحتم کرد.ولی بخونید .جدا از بد بودن کیفیت عالی بود
نقل قول  
mohammad2423190
Member
گوتز:
نترس...من مسیولیت همه چیز را بر عهده میگیرم و هیچ حرف نمیزنم
در روز جزا...هیس...لب از لب برنمیدارم... هرحکمی که برایم صادر کنی قبول میکنم و دم نمیزنم
اما پیش خودمان بماند...ایا تویک خورده هم ناراحت نمیشوی...به اندازه یک سر سوزن...که مجری مقاصدت را
به عذاب علیم محکوم کرده ای
نقل قول  
mohammad2423190
Member
عالیه سارتر واقعا عالیه

نقل قول  
samin6
Member


من کلا سارتر رو دوست دارم > نمایشنامه مرده های بی کفنش فوق العاده است
نقل قول  
judass
Member
تو هر روز بیشتر شبیه میت می شوی و من همچنان تورا دوست دارم .اگر تو بمیری من در کنار جسد تو دراز می کشم و تا آخر همان جا می مانم ,لب به آب و نان نمی زنم ,تو در آغوش من می گندی و من لاشه ی تورا دوست خواهم داشت : زیرا آدم اگر همه چیز را دوست ندارد هیچ چیز را دوست نداشته است .
نقل قول  
ستایش علیزاده
Member
ﺧﺪﺍ ﮔﻮﯾﺪ ﺗﻮ ﺍﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺷﺪ ﺯﯾﺒﺎﯾﻢ
ﺗﻮ ﺍﯼ ﻭﺍﻻ‌ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﻧﯿﺎﯾﻢ
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ،ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﺗﻤﺎﻡ ﮔﺎﻣﻬﺎﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺎ ﻣﻦ
نقل قول  
judass
Member
اگر می خواهی مستحق جهنم بشوی کافی است که راحت توی رختخواب دراز بکشی!
دنیا بیعدالتیست : اگر قبولش کنی شریک جرم می شوی,اگر عوضش کنی جلاد می شوی.
بوی گند زمین تا آسمانها رفته است !
نقل قول  
Btaraf
Member VIP
هیچ چی اندازه ی این جمله تو نمایشنامه واسم تکون دهنده نیست:
در این دنیا یک روز بیشتر نیست که همیشه تکرار می شود.
زمان, دیروز, فردا, بی معنیه .هر روز ابدیته, هر روز تو سراسر ابدیت تکرار میشه.
ریشه ی یاس فلسفی من اینه!
نقل قول  
majid izedi
Member
▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬
گوتز: من همانطور که تو را می‌بینم، راهم را هم می‌بینم. خدا نور هدایت به من عنایت کرده است!
ناستی: وقتی خدا ساکت است، می‌توان هر ادعایی را به او نسبت داد...!
▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬
برگرفته از کتاب "شیطان و خدا" / ژان پل سارتر/
نقل قول  
stalker1979
Member
تاریخ اگزیستانسیالیست ها مبتنی است بر دو تفکر : اگزیستانسیالیست مسیحی که بیشتر وامدار اندیشه های سورن کی یر که گارد است و همچنین اگزیستانسیالیست الحادی که برگرفته از آرای ژان پل سارتر است.سارتر می گوید:( فلسفه می گویدکه اگر واجب الوجود نباشد لا اقل یک موجود هست که در آن وجود مقدم بر ماهیت است... و این موجود بشر است.)این عبارت سارتر اشاره به این حکم است که انسان معیار همه چیز است و اینکه هابدگر هم گفته است که انسان مسئول همه ی اتفاقاتی است که در هستی رخ می دهد. سارتر در کتاب هستی و نیستی هم گفته بود که مختار بودن انسان هیچ ربطی به اراده ی خداوندی ندارد؛ بلکه تابع نگرش ها و انتخابهای خود فرد است. بنا بر همین قوه ی اختیار سارتر بر این باور بود که انسانها در بدو تولد فاقد ماهیت هستند و هر انسانی آزاد است که ماهیتش را خودش بسازد....
به نظرم این کتاب از مهمترین کتابهای سارتر نیست و در برابر کتابهایی همچون هستی و نیستی، کلمات، تهوع، ارزش کمتری دارد.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You