دانلود کتاب و ايبوک
کارا کتاب کارا کتاب

انقلاب اسلامی ایران

دارای امتیاز 4.5 از 6 در کتابناک با مجموع 47 رای
انقلاب اسلامی ایران
از دروس عمومی بسیاری از رشته های دانشگاهی میباشد

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: Pir pesar در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۱۳
» حجم: 6.55 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 16 دقیقه و 21 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 293
» مجموع دریافتها: 9511
» موردعلاقه 21 و موردتنفر 4 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
ریاضی عمومی 2
ریشه های اقتصادی و سیاسی انقلاب اسلامی ایران
دستور زبان فارسی


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
lexa
Member
دانلود نمیشه خواهشا بررسی سریعتر کنید امتحان دارم:(
نقل قول  
princi pino
Pro Member
اوایل سال 1356 با آسید محمود (آیت الله طالقانی) هم سلولی بودم، یک شب بی وقفه سیگار می کشید و راه می رفت، نیمه شب بهش گفتم:خفه
شدیم از دود چرا نمی خوابی؟
ایشان گفت: مگر نمی بینی ؟ مگر نمی شنوی؟
گفتم:چی رو؟
گفت: صدای مردمو ! انقلابو!پیروز میشن!
من گفتم: خب بشن چه بهتر!
ایشان در جواب گفت: چرا متوجه نیستی ! شاه می رود، مردم به ما مراجعه می کنند، بلد نیستیم مملکت داری را، همین یک ذره دینی را که هم دارند
از کف می دهند این مردم بی نوا..

خاطره ای از ایت الله منتظری...
نقل قول  
sara2012
Member
به نظر من آزادی رو مردم می تونم به وجود بیارن حالا هر نوع ازادیی ! چه سیاسیش چه...
توی همین کتابناک که ما اینقدر صریح صحبت می کنیم نشأن دهنده یه نوع ازادیه فقط فقط هم به دلیل اینکه
هیچ کس نه من رو می شناسه نه کسیدیگه رو .... خرده برده نداریم اما اگر می شناختیم همو و می فهمیدیم از چه دینی و چه نوع جهت گیری کنیم اینجوری حرف نمیزدیم
خلاصه بگم: ما أدما منتظریم همدیگرو سرکوب کنیم البته اینجا هم همینطوره اما حداقلش اینکه باز می تونی جواب طرفو بدی که تو دنیای حاضر نمیشه
ما ادما خودمون مشکل داریم .... اگر هرمي خودشو درست مي كرد ... دنیا بهشت میشد.... چون به قول یه آدمی ما أدما عادت داریم بقیه رو نصیحت کنیم و درست شون
کنیم ولی عادت نداریم که از خودمون شروع کنیم
نقل قول  
killer137212
Member
نقل قول از غروب بتان:

خب این چه ربطی به حرفای من داشت محمد جان؟
این که شما روشنفکری رو به مفهوم خودت تعریف میکنی ربطی به این نداره که این مفهوم واقعا معناش متفاوته.
ضمنا ترس از صحبت کردن رو با فقدان آزادی بیان اشتباه نگیر.

داداش من جوابمو دادم اینکه ربطشو نفهمیدى دیگه به من مربوط نیست
منم نگفتم معنى واقعى روشنفکرى و اونچه تو کتابا تعریف شده همونه که من گفتم من به کسى میگم روشنفکر که اون خصوصیات رو داشته باشه حالا تعریف رسمى و واقعیش هر چى میخواد باشه
این که نتونى حرفت رو بزنى چون میترسى زندانت کنن این نفى ازادى نیست؟
فکر نکنم زیاد حرفهاى همو بفهمیم
شب خوش
نقل قول  
غروب بتان
Member
نقل قول از killer137212:
نقل قول از غروب بتان:
بله همه ی ما به نوبه ی خودمون درد کشیدیم. درد وزن و سبک سنگینی نداره که بگیم تو بیشتر کشیدی من کمتر کشیدیم.
در مورد آزادی بیان و آزادی عقیده هم همین بس که مردمی که از ساعت 6 -7 صبح تا 9-10 میرن سرکار کی وقت برای ابراز عقیده و آزادی فکر دارن؟
مبحث آزادی اندیشه بیشتر مربوط به روشنفکران است که این روشنفکران ما متاسفانه هیچ یک از افکارشون متعلق به خودشون نیست و جز کپی برداری از اندیشه های صد سال پیش اندیشمندان غربی کاری بلد نیستن. روشنفکران ما آزادی نداشته باشن سنگین ترن چون شخصیتشون بیشتر حفظ میشه.
به عقیده ى من روشن فکرى بستگى به نوع تفکر نداره،مثلا دلیل نمیشه چون شما پیرو مسیح یا اسلامید و از اونها تقلید میکنید روشنفکر نباشید،از نظر من روشنفکرى بیشتر تفکر روى عقیده هاى مخالف و ظرفیت پذیرش اون ها خلاصه میشه وگرنه نوع عقیده مهم نیست
ازادى بیان و عقیده هم ربطى به زمان نداره مثلا همین که همون ادمى که از ساعت 7تا9 سر کاره،بتونه سر کارش در باره ى سیاست هاى موجود نظر بده بدون ترس از اخراج شدن،این موضوع مربوط به همه هست



خب این چه ربطی به حرفای من داشت محمد جان؟
این که شما روشنفکری رو به مفهوم خودت تعریف میکنی ربطی به این نداره که این مفهوم واقعا معناش متفاوته.
ضمنا ترس از صحبت کردن رو با فقدان آزادی بیان اشتباه نگیر.
نقل قول  
killer137212
Member
نقل قول از غروب بتان:

بله همه ی ما به نوبه ی خودمون درد کشیدیم. درد وزن و سبک سنگینی نداره که بگیم تو بیشتر کشیدی من کمتر کشیدیم.
در مورد آزادی بیان و آزادی عقیده هم همین بس که مردمی که از ساعت 6 -7 صبح تا 9-10 میرن سرکار کی وقت برای ابراز عقیده و آزادی فکر دارن؟
مبحث آزادی اندیشه بیشتر مربوط به روشنفکران است که این روشنفکران ما متاسفانه هیچ یک از افکارشون متعلق به خودشون نیست و جز کپی برداری از اندیشه های صد سال پیش اندیشمندان غربی کاری بلد نیستن. روشنفکران ما آزادی نداشته باشن سنگین ترن چون شخصیتشون بیشتر حفظ میشه.

به عقیده ى من روشن فکرى بستگى به نوع تفکر نداره،مثلا دلیل نمیشه چون شما پیرو مسیح یا اسلامید و از اونها تقلید میکنید روشنفکر نباشید،از نظر من روشنفکرى بیشتر تفکر روى عقیده هاى مخالف و ظرفیت پذیرش اون ها خلاصه میشه وگرنه نوع عقیده مهم نیست
ازادى بیان و عقیده هم ربطى به زمان نداره مثلا همین که همون ادمى که از ساعت 7تا9 سر کاره،بتونه سر کارش در باره ى سیاست هاى موجود نظر بده بدون ترس از اخراج شدن،این موضوع مربوط به همه هست
نقل قول  
غروب بتان
Member
نقل قول از killer137212:
نقل قول از غروب بتان:
حرفهای شما کاملا درسته محمد جان ولی کسی باید از فقدان آزادی صحبت کنه که هیچ وقت نتونسته تجربه اش کنه. شما که خدارو شکر خیلی وضعت بهتر از خیلی از جوونای این کشوره.
حرفهای شما کاملا درست ولی اجازه بدید که یک آدم دردمند این حرفها رو بزنه.مچکرم.
میلاد جان،من دردهام رو کشیدم،درضمن این که شما نتونى به اون چه که میخواى فکر کنى و اونا ابراز کنى ربطى به درد نداره،اتفاقا درد و مشکلات تو همه جاى دنیا هست،من منظورم بیشتر در مورد ازادى بیان و عقیده بود



بله همه ی ما به نوبه ی خودمون درد کشیدیم. درد وزن و سبک سنگینی نداره که بگیم تو بیشتر کشیدی من کمتر کشیدیم.
در مورد آزادی بیان و آزادی عقیده هم همین بس که مردمی که از ساعت 6 -7 صبح تا 9-10 میرن سرکار کی وقت برای ابراز عقیده و آزادی فکر دارن؟
مبحث آزادی اندیشه بیشتر مربوط به روشنفکران است که این روشنفکران ما متاسفانه هیچ یک از افکارشون متعلق به خودشون نیست و جز کپی برداری از اندیشه های صد سال پیش اندیشمندان غربی کاری بلد نیستن. روشنفکران ما آزادی نداشته باشن سنگین ترن چون شخصیتشون بیشتر حفظ میشه.
نقل قول  
killer137212
Member
نقل قول از غروب بتان:

حرفهای شما کاملا درسته محمد جان ولی کسی باید از فقدان آزادی صحبت کنه که هیچ وقت نتونسته تجربه اش کنه. شما که خدارو شکر خیلی وضعت بهتر از خیلی از جوونای این کشوره.
حرفهای شما کاملا درست ولی اجازه بدید که یک آدم دردمند این حرفها رو بزنه.مچکرم.

میلاد جان،من دردهام رو کشیدم،درضمن این که شما نتونى به اون چه که میخواى فکر کنى و اونا ابراز کنى ربطى به درد نداره،اتفاقا درد و مشکلات تو همه جاى دنیا هست،من منظورم بیشتر در مورد ازادى بیان و عقیده بود
نقل قول  
غروب بتان
Member
نقل قول از killer137212:
استقلالى که معنى اون تو انزواع تعریف شده که استقلال نیست
ازادى:کى میگه ما ازادى نداریم تو کشور؟تا وقتى سرتو بندازى پایین،سرت تو کار خودت باشه هم ازادى هم خوشبخت هم اینجا میشه بهترین کشور برا زندگى،مشکل از جایى میاد که تو شروع میکنى به سوال کردن،به فکر کردن و ابراز کردن تفکراتت،تو تا زمانى ازادى که رو مبل خونت نشستى دارى خنده بازار میبینى
یاد یه جمله از یه بزرگى افتادم که چه جالب میگه و چقدر قابل تامله،میگه:زندانی می خندید، شاید به زندانی بودن خویش و شاید به آزاد بودن ما،
راستی زندان کدام سوی میله هاست؟
گاهى با خودم فکر میکنم شاید داخل میله ها به راستى ازادى باشى چرا که حداقل ازادى که چطور و به چه بیندیشى،ازادیى که براش چهارچوب از جنس مذهب تایین بشه بیشتر شبیه زندانه این طور نیست؟؟
جمهورى،چقدر این کلمه این روزها غریبه،ایران ما نیاز به یه تحول داره نه یه انقلاب دیگه،ما بارها انقلاب کردیم بارها کودتا کردیم حکومت هاى مختلفى اومدن و رفتن،در دوره هاى مختلف پسوند ها و پیشوندهایى به اصل ایران اضافى شد ولى اون چیزى که همیشه ثابت بوده و میمونه نام ایرانه،مشکل از جایى شروع شد که ما ایران رو فداى این پیشوند و پسوندها کردیم،در صورتى که نفهمیدیم (شایدم فهمیدیم و ساکت موندیم)که هیچ وقت اون کلمات واقعى نبودن فقط پوششى براى سیاست هاشون بود،پوششى که به وسیله ى اون بمانند و بخورند...



حرفهای شما کاملا درسته محمد جان ولی کسی باید از فقدان آزادی صحبت کنه که هیچ وقت نتونسته تجربه اش کنه. شما که خدارو شکر خیلی وضعت بهتر از خیلی از جوونای این کشوره.
حرفهای شما کاملا درست ولی اجازه بدید که یک آدم دردمند این حرفها رو بزنه.مچکرم.
نقل قول  
killer137212
Member
استقلالى که معنى اون تو انزواع تعریف شده که استقلال نیست
ازادى:کى میگه ما ازادى نداریم تو کشور؟تا وقتى سرتو بندازى پایین،سرت تو کار خودت باشه هم ازادى هم خوشبخت هم اینجا میشه بهترین کشور برا زندگى،مشکل از جایى میاد که تو شروع میکنى به سوال کردن،به فکر کردن و ابراز کردن تفکراتت،تو تا زمانى ازادى که رو مبل خونت نشستى دارى خنده بازار میبینى
یاد یه جمله از یه بزرگى افتادم که چه جالب میگه و چقدر قابل تامله،میگه:زندانی می خندید، شاید به زندانی بودن خویش و شاید به آزاد بودن ما،
راستی زندان کدام سوی میله هاست؟

گاهى با خودم فکر میکنم شاید داخل میله ها به راستى ازادى باشى چرا که حداقل ازادى که چطور و به چه بیندیشى،ازادیى که براش چهارچوب از جنس مذهب تایین بشه بیشتر شبیه زندانه این طور نیست؟؟
جمهورى،چقدر این کلمه این روزها غریبه،ایران ما نیاز به یه تحول داره نه یه انقلاب دیگه،ما بارها انقلاب کردیم بارها کودتا کردیم حکومت هاى مختلفى اومدن و رفتن،در دوره هاى مختلف پسوند ها و پیشوندهایى به اصل ایران اضافى شد ولى اون چیزى که همیشه ثابت بوده و میمونه نام ایرانه،مشکل از جایى شروع شد که ما ایران رو فداى این پیشوند و پسوندها کردیم،در صورتى که نفهمیدیم (شایدم فهمیدیم و ساکت موندیم)که هیچ وقت اون کلمات واقعى نبودن فقط پوششى براى سیاست هاشون بود،پوششى که به وسیله ى اون بمانند و بخورند...
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You