مقاله
کارا کتاب زنان آهن ربایی

شیطان و دوشیزه پریم

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 350 رای
شیطان و دوشیزه پریم
مترجم: آرش حجازی
غریبه، شانتال‌ پریم‌ را انتخاب‌ می‌کند تا ثابت‌ کند انسان‌ ذاتاً شر است. پیشنهاد بیگانه‌ می‌تواند برای‌ همیشه‌ سرنوشت‌ شانتال‌ فقیر و یتیم‌ را عوض‌ کند اما او باید میان‌ فرشته‌ و شیطانی‌ که‌ هر انسان‌ در درون‌ خویش‌ دارد، انتخاب‌ کند... دهکده ای درگیر آز، هول و هراس ... مردی اسیر شبح گذشته ای دردناک دختر جوانی در جست و جوی خوشبختی ... برای تصمیم گیری فقط هفت روز فرصت هست. رزم در کنار فرشتگان، یا شیاطین؟ در این هفته طولانی و تکرار ناشدنی، هرکدام پیمان خویش را پبش می گذارند: نیک یا بد؟ ویسکوس دهکده ای کوچک و از یاد رفته در زمان و مکان، میدان این نبرد هولناک خواهد بود... بیگانه ای اسرارآمیز وارد دهکده می شود، و از آن دم، دهکده درگیر نقشه ای مکارانه می شود که اثر آن هرگز از روح تک تک ساکنان این دهکده نخواهد شد. بیگانه از دوردست آمده است، به جست و جوی پاسخی برای پرسشی نگران کننده : انسان در ذات خویش نیک است یا بد؟ رمان شیطان و دوشیزه پریم درستی و راستی انسان را به گونه هولناکی می آزماید.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: اسپارتاکوس در تاریخ ۱۳۸۹/۰۸/۰۱
» حجم: 0.68 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 1 دقیقه و 42 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 222
» مجموع دریافتها: 9406
» موردعلاقه 185 و موردتنفر 6 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
مثل رود که جاری است
پاسخ پائولو کوئلیو در مورد زهیر
ساحره پورتوبلو

افرونه‌ها

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

کمپین قلم فارسی آزاد

پاسخنگارش دیدگاه
simin
ناظر VIP
نقل قول از general ahmad:
با تمام احترامی که به تمام مترجمان آثار مفید فکر نمی کنم که هرکس در هر کاری نفر اول بوده باشد در اون زمینه هم بهترین باشد.قصد بی ادبی به هیچ کس را ندارم . ولی آقای حجازی اصل نامه ای رو که نشان از تنها مترجم مورد اعتماد کوئیلو به ایشان است را در تمام کتاب هایشان چاپ کرده اند. من اطلاعات بیشتری در این زمینه ندارم.با احترام فراوان.


دوست گرامی !
با سپاس از شما ، که در بحث و گفتگو با احترام متقابل که موجب حسن گفتگو می شه ، رفتار می کنین .فقط این نکته رو بگم ، من اصلا نگفتم که چون خانم قهرمان اولین مترجم بوده ان پس بهترین هستند، عرض من این بود که در مقایسه با ترجمه های دیگر ، سلاست و روانی زبان ترجمه در آثارشان مشهوده ، ضمن این که ایشون نسخه مکاتباتی که فیمابین نویسنده و ایشان جریان داشته در ترجمه های متعددشان چاپ نکردن! برای قضاوت ، پیشنهاد می کنم ترجمه ایشان از کتاب کیمیاگر همراه با ترجمه های دیگر مطالعه شود.



نقل قول  
general ahmad
Member
عرض ادب خدمت SIMIN از گفته های شما می توان برداشت کرد که شما فردی محقق می باشید.ممنون از اطلاعاتتون بابت خانم قهرمان . قبل از هر چیز از خانم قهرمان تشکر می کنم بابت تمام خدمات ایشان به جامعه ادبیات. با تمام احترامی که به تمام مترجمان آثار مفید فکر نمی کنم که هرکس در هر کاری نفر اول بوده باشد در اون زمینه هم بهترین باشد.قصد بی ادبی به هیچ کس را ندارم . ولی آقای حجازی اصل نامه ای رو که نشان از تنها مترجم مورد اعتماد کوئیلو به ایشان است را در تمام کتاب هایشان چاپ کرده اند. من اطلاعات بیشتری در این زمینه ندارم.با احترام فراوان.
نقل قول  
simin
ناظر VIP
نقل قول از general ahmad:

حتماً کتاب های کوئیلو رو با ترجمه ی آقای آرش حجازی بخوانید، چون تنها مترجم مورد قبول نویسنده می باشد . در پایان از همگی به خاطر وقت گذاشتنتان ممنون.


جناب ژنرال اجمد! با احترام به عقیده شما و جهت اطلاع شما :
اولین ترجمه از کتاب های پائولو کوئیلو در ایران توسط خانم دل آرا قهرمان صورت گرفت. ایشون با سال ها اقامت در سوئد و تحصیل در رشته زبان شناسی ، کتاب های کوئیلو رو با رعایت امانت به اصل زبان ، ترجمه کردند به طوری که کوئیلو یک بار در پیامی از خانم قهرمان بابت ترجمه سلیس و روان ، و از این که بانی انتشار کتاب هایشان در ایران بوده اند، تشکر کردند. ترجمه های قهرمان در مقایسه با ترجمه دیگر مترجمان از سلاست و استحکام در فن ترجمه برخوردار است. اینو از این جهت گفتم که زمانی ترجمه های مختلف ار آثار کوئیلو رو مطالعه و بررسی کرده بودم.


نقل قول  
general ahmad
Member
سلام به همگی (مخصوصاً عرض ادب به دکتر کریمی). کتابهای: (شیطان و دوشیزه پریم)،(کنار رود پیدرا نشستم وگریستم)و(ورونیکا می خواهد بمیرد) سه گانه ای از کوئیلو هستند که به گفته ی خود ایشان باید به دنبال هم خوانده شوند. هر سه کتاب مدت زمان یک هفته از زندگی سه شخصیت مختلف را نشان می دهد،که در این مدت با واقعیتی به نام مرگ و نیستی مواجهه می شوند . در این کتاب ها به نکات فرعی بسیار مهمی اشاره می شود از جمله همان انتخاب بین نیکی و بدی ومبارزه ی ازلی تا ابدی بین خیر وشر،اما نویسنده بیشتر تلاشش در برجسته کردن مرگ به عنوان واقعیتی انکار ناپذیر که راه گریزی ندارد و باید هر انسانی با آن روبرو شود می باشد. هر سه داستان به ما می گوید که با در نظر گرفتن مرگ به عنوان سایه ای آدمی می توان زندگی ای بهتر در راستای اهداف خود با تلاشی وصف ناپذیر داشت . انگار که الآن به شما بگویند که تنها یک هفته از زندگی شما باقی مانده،چگونه از وقت خود استفاده می کنید؟چگونه با دیگران رفتار می کنید؟در واقع چگونه زندگی می کنید؟.......
در واقع همان طور که دون خوان عارف بزرگ آمریکای جنوبی می گوید مرگ مانند سایه ای است که همواره بدنبال ما است. در پایان یک عرض دیگر به همه ی کتاب خوان های واقعی حتماً حتماً کتاب های کوئیلو رو با ترجمه ی آقای آرش حجازی بخوانید، چون تنها مترجم مورد قبول نویسنده می باشد . در پایان از همگی به خاطر وقت گذاشتنتان ممنون.
نقل قول  
sahar2150
Member
دوزخ خدا عشق نسبت به انسانهاست به راستی نبرد بین خوبی وبدی درجهان ادامه دارد کتاب زیبایی بود
نقل قول  
noonooki
Member
وحشت در تک تک ادمهای آن ساحل زیبا در آن غروب نفسگیر موج میزد. وحشت از تنها ماندن، وحشت از تاریکی که تخیل را پر از دیوها میکند، وحشت از انجام هرکاری که در کتاب راهنمای رفتار نیک نبود، وحشت از داوری خدا، وحشت از حرفهای دیگران، وحشت از عدالتی که هر خطایی را مجازات میکرد، وحشت از خطر کردنو شکست خوردن، وحشت از عشق ورزیدن و پس رانده شدن، وحشت از بیشتر خواستن، از ناتوانی در تاثیر گذاشتن بر دیگران، از پیری، از مردن، از بی توجهی دیگران به شایستگی هایشان، از توجه دیگران به ناتوانی هایشان.
وحشت، وحشت، وحشت. زندگی حکومت وحشت بود.
"بخشی از کتاب"
نقل قول  
Rahel Ra
Member
خوندمش خیلی خوشم اومد دستتون درد نکنه
نقل قول  
sinshin13
Member
نقل قول از aanaahitaarastegaar:
سلام، کسی کتابهای مکتوب و دومین مکتوب با ترجمه آرش حجازی رو داره؟
من دومین مکتوب دارم. خیلی نکته های جالبی داره.....
نقل قول  
sinshin13
Member
خیلی خوب بود.... من تازه تمومش کردم....جالب اینکه من کتاب رو از اینجا دانلود کردم بعد امشب که اومدم دوباره اینجا جلد کتاب رو دیدم ، دیدم دقیقا با تصور من از دهکده توی کتاب دقیقا یکی بودش....از فضای دهکده و خونه های اونجا...
تندیسی که برتا خواسته بود از خودش ساخته بشه فوق العاده جالب بود.یا اون حالت اخری که برتا رو میبندن ...پشت به جمعیت در حالی که دست هاش رو یه بالا نگه داشته شده بوده مثل اینکه بی توجه به جمعیت در حال نیایش هست ......
خیلی خوب بود...
نقل قول  
mazen
Member
من هنوز نخوندمش ولی باید خیلی جالب باشه
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You