Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

مشاهده پروفایل: severus57

severus57
Member
زمان عضویت: ۲ شهریور ۱۳۸۹
 امتیاز: 100
...
آخرین ورود به کتابناک833 روز قبل

آواتارآواتار severus57

ارتباط
ایمیلارسال ایمیل
وبگاهنامشخص

صفحه (14) «<1 2 3  | مجموع دیدگاه‌ها 68
نویسنده پیام
killer137212
باران در برابر خورشید
کجا پناه بجوییم
وقتی زخم‌مان می‌زند این رنگین کمان؟
از رویایی نخواهم نوشید
که عریان می‌شود و نباید عریان شود
و نباید در شکنجه عریان شود

به كدام بستر
که آن زن می‌بایدش تنها می‌‌ماند به اشراق
در بستری که در آن
خود را به‌عبث می‌بازد ان زن

چرا هنوز چنین مهری در می‌یابم در خویش
در زمانه‌ای که خم‌ می‌شوم
برای رنگی خاکستری
که به دست نمی‌‌‌آید
جز در جانی تاریک
از بی‌عشقی؟

شعر كامل(حتما دانلود كنين)
۹۲/۰۵/۰۳ ۱۴:۱۶
killer137212
نور ماه بر دیوار سفید
و دوباره گفت:
«پس دیگر سایه‌ی تو نیستم؟»
جواب دادم:
«می‌بینمت و می‌شناسمت
می‌خواهم تو مرا برداری
نه این‌که من تو را با خودم ببرم.»
پوزخندی زد.
گفت:‌«ای یار!
مکان از تو یا از من؟»
گفتم :‌«از تو».
آگهی من
در روز عزای من:
بگذار به‌خواب رویم
هر کدام تنها
کنار هم...

۹۲/۰۴/۲۷ ۱۸:۴۴
killer137212

بايد خودم را ببرم خانه
بايد ببرم صورتش را بشويم
ببرم دراز بكشد
دلدارى اش بدهم،
كه فكر نكند
بگويم كه مى گذرد،
كه غصه نخورد
بايد خودم را ببرم بخوابد
"من"خسته است...


غــرور گــوگِــردی ام را بگیــران!
بگذار روی سیگاری
که نمى دانى براى بخاطر آوردنم است
يا از خاطر بـردنم
بسرانم در ریه ات
به ياد روزهايى کـه نفست بودم!

زیبائی تو هر روز
زنی ست
که حواس خیابان را پرت می کند
و زیر می گیرد
مردی را
که حواسش به توست
۹۲/۰۳/۱۰ ۱۱:۵۱
killer137212
دستم را نشكسته گچ گرفتند
و مرا نمرده دفن...
دلم كافور مى خواهد
اخر عادت كرده به خورشتِ بى نمكِ دانشگاه
و كافور
درست مثل اينه كه بگم
من به...راى مى دهم و بعد
سياه يعنى ماست
سفيد يعنى دوده ى گازوئيل
و كافور يعنى...


زن
افسردگی اش را
پشتِ رژ لب قرمزش پنهان می کند
مرد
پشتِ هم خوابگی های همیشگی
با زنانی با رژ لب قرمز!

و "تنهایی"
هرگز کوله پشتی بر کتف نمی اندازد!
۹۲/۰۲/۲۱ ۱۷:۲۶
killer137212
چقدر شبيهِ عكسم شده ام،
يادم نمى ايد
به چه نگاه مى كردم
يادم نمى ايد
كجا ايستاده بودم

مردى
چهارزانو
كه جهانش در كادر كوچكى
خلاصه شده است

كنار پنجره
افتاب مى بارد
و سايه ى زنى
كه پشتِ دوربين
ايستاده است
هنوز دارد
لبخند مى زند,
لبخند مى زند,
لبخند مى زند
و مردى
بيرون از كادر
گريه مى كند...

و باز هم سه نقطه های بی پایان من
۹۲/۰۲/۱۵ ۱۱:۴۸
اطلاعات شخصی

نام

a

درباره من

سن

30 سال و 6 ماه و 2 هفته و 0 روز

زادروز

یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۶۷

جنسیت

مرد

مکان

مشخص نشده

شغل

تحصیلات

سن کتابناکی

8 سال و 9 ماه و 3 هفته و 1 روز


علاقه‌مندی‌ها

نویسندگان و شعرا

انتخاب نشده

دیگرعلاقه‌مندی‌ها


کتابناک‌ها

آخرین دیدگاهای من:

[quote]حقوق زن حقوق ..
[quote]من فکر می کنم..
غیر از چند صفحه ک..
کتابهای ژول ورن ..
دوستان!شما الان ..
ایرانیان در جنگه..
[quote]دوست من ما عر..
[quote]ازدواج موقت ..
[quote]بعضی مواقع ا..
[quote]شما برای من 1..


Powered by You