دسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده
نویسنده‌های بیشتر

آخرین دیدگاه‌ها

هیچ زنی را، در هیچ کجای دنیا نمی توانی پیدا کنی که به یک باره عاشق مردی شود. زن ها آرام آرام در یک مرد جوانه می زنند. اما امان از وقتی که زنی، در وجود مردش ریشه بدواند. این جور عشق های یک زن را، هیچ تبری نمی تواند از پا در بیاورد. حالا می
آی عشق، آی عشق که میرسانی تو آخربه هم دو خط موازی را درتقابل تقدیر و تقصیر، وآن نقطه، سرآغاز بهار همه عمرهاست دلبرا، به اندیشه ویران مکن وسعت این حادثه را که عشق، بیهوده نیست دل بیاور، که وقت، وقت عاشقی ست !
هیچ زنی را، در هیچ کجای دنیا نمی توانی پیدا کنی که به یک باره عاشق مردی شود. زن ها آرام آرام در یک مرد جوانه می زنند. اما امان از وقتی که زنی، در وجود مردش ریشه بدواند. این جور عشق های یک زن را، هیچ تبری نمی تواند از پا در بیاورد. حالا می خ
کمی دیر لبخند زدی مثلِ پلیس که همیشه بعدِ حادثه میرسد ماه کامل بود و لبانِ تو وحشی دریا بالا آمد و من با ستاره هایِ دریائی همبستر شدم کمی دیر لبخند زدی من غرق شده بودم خیابان خالی بود
تو...پنجـــره ی شعرهایم را گشوده ای.... ومن هنوز به انتظار آمدنت نشسته ام لااقل....حالا که درخت شعرهایم به گُــــل نشسته است بیا به دیدارم......................................!!!
چشم میگوید:نیست شعرمیگوید:هست!!
چشم بر عمق شب از روزنه ای دوخته ام وبه چشمان تو می اندیشم پیش از انی که سحررننگ چشمانت را پاک کند. فالمان هرچه باشد باشد! حالمان را دریاب فال نخوانده تو منم!
این دیدگاه به دلیل نگارش فینگلیش حذف شد [edit=sagaro]1392/08/04[/edit]
این دیدگاه به دلیل نگارش فینگلیش حذف شد [edit=sagaro]1392/08/04[/edit]
......................................................... به سرنوشت بگویید: اسباب بازی هایت بی جان نیستند آدمند،میشکنند...آرامتر!!

عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک