رسته‌ها

نویسنده‌های مورد علاقه

نویسنده‌ای انتخاب نشده
نویسنده‌های بیشتر

آخرین دیدگاه‌ها

هر دم از آئینه می پرسم ملول چیستم دیگر، بچشمت چیستم؟ لیک در آئینه می بینم که، وای سایه ای هم زانچه بودم نیستم...
ریگی (سنگی) از روی زمین برداریم .... وزن بودن را احساس کنیم.....
اولین باری که کتاب به زبان فارسی برگردانده شد اسمش "استفراغ" بود(محض اطلاع) دنیای که همین الان ما داریم توش نفس می کشیم، اسفراغ آور نیست؟ دروغ چرا...هست...... از نظرم نقاشی جیغ از ادوار مونک که بهترین اثر تو زمینه اکسپرسیونیست برای بیان
حقیقتش هیچوقت نتونستم با حافظ یا سعدی ارتباط برقرار کنم... نمیدونم شاید امروزه ( به قول فروغ) دنیاشون متروک شده :دیگه گل و گلستانو و گلنار کجاست و به جای دنبال یار گشتن باید دنبال خودمون بگردیم یا اینکه مشکل از فهم منه.....:stupid:
نقل قول:"انسان­ها بتوانند نفحه­ی قهرمانان را تنفس کنند»... حالم از شعار بهم میخوره...اوه نه...جملم بار منفی داره..... این شعار به من حس خوبی نداد(اینطوری بهتره)... میدونید چرا باز تو نقل قول میگن: "آن گونه که به ندرت برای کسی پیش می­آید
کتاب مادر شاهکاری از گورکی ست ، این توصیه میکنم به همه دوستای کتابناکیم
گاهی بی پروا و با کنایه حرف میزنی و میشی عبید زاکانی، گاهی فقط رعایت ادب نمیکنی و میشی سبحان!!!:-( بابا هدف حرف زدن و مطلبی رسوندنه حال بسته به انتخاب وسیله (منظورم ادبیاته) نه هجو یا حشو سرائی.... اصلا وقت نذاشتم کتابو دانلود کنم و بخ
داستان عالیه اما نمی دونم چرا همیشه شخصیت هائی که توی قصه های کازانتزاکیس دوست دارم وسط قصه میمیرن.
وقتی کتاب و خوندم شاید سال گذشته بود، به یاد کتاب آیات شیطانی اثر رشدی (که قبلا خونده بودم) افتادم. قصه اون کتاب هم یک استحاله ای مثل این داشت (چمچا) اما این کجا و آن کجا؟ پس میشه به چیزی اعتراض کرد اما توهین خیر! جناب رشدی با توهین از
این کتاب زندگی خود سارتر و نکته مهم اینه که سارتر بخاطر این کتاب جایزه ادبی نوبل گرفت اما این جایزه رو رد کرد و....
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک