با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

رابعه - جلد 3

رابعه - جلد 3

رابعه - جلد 1
http://ketabnak.com/comment.php?dlid=38923

رابعه - جلد 2
http://ketabnak.com/comment.php?dlid=38961

رمان رابعه نوشته حسینقلی مستعان به توصیف زندگی امیری اختصاص یافته که در پی رقابت‌های عشقی و سیاسی دو پسر خود را به قتل می‌رساند.
"عمرو"، پسر "خلف بن احمد صفاری"، شکست خورده در جنگ با جانشینان "عضدالدوله"، به سیستان باز می‌گردد. "رابعه" دختر زیبای عضدالدوله همراه اوست. گفت و گوی آن دو خواننده را با گذشته و روحیات خلف آشنا می‌کند. او امیری است با ظاهری ملکوتی و باطنی شیطانی که برای رسیدن به مطامع شهوانی‌اش از هیچ شناختی روگردان نیست. خلف با دیدن رابعه دلباخته‌ی او می‌شود. عمرو را به سیاهچال می‌افکند و پس از بریدن سر او بر جنازه‌اش نماز می‌گزارد. رابعه تلاش‌های خلف برای کامجویی را خنثی می‌کند. از این پس، رمان گرد تعقیب و گریز این دو شکل می‌گیرد. و در پس زمینه‌ی درگیری‌های عاشقانه، تاریخ آن دوره ـ ضعف خلفا و درگیری‌های حکومت‌های منطقه‌ای با یکدیگر ـ بازگو می‌شود. رابعه، زیبارخِ شوربخت دچار بلایایی بسیار می‌شود. بارها دزدیده و محبوس می‌شود، اما همواره به نوعی از خطر می‌رهد؛ از شرف خود دفاع می‌کند و تن به اغوا و اجبار امیر نمی‌دهد. تمامی ماجراهای این رمان برای رسیدن به نتیجه‌ای اخلاقی ساخته و پرداخته شده است.

حق تکثیر :
تهران: نگارستان کتاب‏‫، ۱۳۸۸

» کتابناکهای مرتبط:
رابعه - جلد 1
رابعه - جلد 2
مار در معبد

نسخه ها
4.3 / 5
با 25 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 2
۱۳۹۱/۱۱/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
belher2
Member
رمان جذابی است
رابعه با انهمه سختی ها یی که از احمد ابن خلف میبیند ومکر وحیله ای که احمد ابن خلف بکارمیبرد بالاخره این احمد ابن خلف است که بدست یکی از هواداران رابعه وبرادرش عماره کشته میشود .
نقل قول  
sagaro
Publisher
من نمیدانم با چه عبارت و کلامی میتوان از جناب خر تو خر گرامی سپاس به جای آورد. نیمه کاره ماندن یک داستان مثل استخوانی در حلق و کرم خورنده ای در ذهن آزاردهنده است . جلد اول رابعه را در 15 سالگی خواندم . ماند تا جلد دوم را در کتابخانه ی حرم رضوی در دوران دانشجویی دست گرفنم که ناگاه با تغییر مدیریت کتابخانه بسیاری از کتابها جمع آوری و به خرانه منتقل شدند و رابعه نیز. هر چند به مرور سلبقه ام در مطالعه تغییر کرد ولی رمان کماکان جزیی از علایقم ماند و حسرت خواندن رابعه و تعدادی کتاب دیگر با من ماند که به لطف خر تو خر عزیز به وصال انجامید . ضمن اظهار تاسف از رفتن ایشان جا دارد یادی هم از اسپارتاکوس عزیز بکنم . هردوی این بزرگواران جا هستند تندرست و پیروز و در پناه خداوند باشند . امیدوار و منتظر بازگشتشان هستیم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You