با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

غم و شادی

غم و شادی

نویسنده:
✔️ در آغاز کتاب می خوانیم:
روز گرم و آرامی بود و آسمانی آبی و درخشان. دیانا گود و پدرش از اتومبیل بزرگ لیموزین تشریفاتی پیاده شدند. خطوط چهره دیانا از ورای تور سفید نرمتر از معمول می نمود. راننده کمک کرد تا از اتومبیل پیاده شود و دنباله سنگین لباس ساتن را که با خش خش ملایمی روی زمین کشیده میشد، در اطراف او گسترد. در حالیکه جلوی کلیسا ایستاده بودند، دیانا به پدرش لبخندی زد و چشمانش را بست. می کوشید همه جزئیات این لحظه را به خاطر بسپرد. هیچگاه در زندگی اش اینچنین احساس خوشحالی نکرده بود. همه چیز در حد کمال بود.
پدرش به آرامی گفت:"خیلی زیبا شده ای". در برابر آنان کلیسای اسقفی قدیسان پاسادنا سر به آسمان می سایید. مادرش به اتفاق خواهران دیانا و همسران و فرزندانشان با اتومبیلی دیگر زودتر از او و پدرش رسیده بودند...

حق تکثیر: ت‍ه‍ران‌: ال‍ب‍رز‏‫، 1385

» کتابناکهای مرتبط:
سرینا
باج
شهر فرنگ

نسخه ها
3.9 / 5
با 28 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 9
۱۳۹۲/۰۵/۲۱


پاسخنگارش دیدگاه
POLAT 9
Member
هیچ چیز تکرار نمیشود و عمر به پایان میرسد !
نقل قول  
hoomanrad
Member
نقل قول از گیلدخت:

وقتی تو این دنیا چیزی به مفهوم مطلق وجود نداره ، چه کسی می تونه تعریف درستی از غم و شادی پایدار بده. چرا رنج می بریم ؟ رنج هایی که

گاهی مس وجود ما رو در کوره ای به نام زندگی صیقل می دن تا به طلای ناب وجود برسیم . ذاتی که از اغاز رنجی نمی شناخت ، اما به قدر وسع

وجودیش و اندازه ای محبتی که در دل داشت براش مقدر شده بود... تا تکلیفش رو در ازای انسان زیستن ، به امتحانی گاه طولانی پس بده ...


نقل قول  
Sami 69
Member
هر کجا غم نیست آنجا زندگانی مشکل است
زین سبب آدم به تعجیل از بهشت آمد برون
نقل قول  
Sami 69
Member
غم که می آید در و دیوار شاعر میشود
در تو زندانی ترین رفتار شاعر میشود
نقل قول  
hidrogenazna1
Member
برخیز و مخور غمِ جهانِ گُذران،...............خوش باش و دمی به شادمانی گذران

در طَبْعِ جهان اگر وفایی بودی،.....................نوبت به تو خود نیامدی از دگران.
نقل قول  
simin
Publisher

وقتی تو این دنیا چیزی به مفهوم مطلق وجود نداره ، چه کسی می تونه تعریف درستی از غم و شادی پایدار بده. چرا رنج می بریم ؟ رنج هایی که

گاهی مس وجود ما رو در کوره ای به نام زندگی صیقل می دن تا به طلای ناب وجود برسیم . ذاتی که از اغاز رنجی نمی شناخت ، اما به قدر وسع

وجودیش و اندازه ای محبتی که در دل داشت براش مقدر شده بود... تا تکلیفش رو در ازای انسان زیستن ، به امتحانی گاه طولانی پس بده ...




نقل قول  
شیدای صحرا
Pro Member
تردید عزیز
وقتی پای دل میان باشد به هر چه نگری رخ دوست بینی.
شما هم که عاشق خیام
خیام گونه میخوانی
خیام گونه میبینی
نقل قول  
koohsar62
Pro Member
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

راستش دوست عزیز هیچ دلیلی پیدا نکردم ولی چون خیام رو دوست دارم این شعر رو نوشتم
نقل قول  
تردید
Member
نمی دانم چرا با دیدن اسم کتاب یاد خیام افتادم... حالا اگر کسی جوابی داشت خوشحال می شوم دلیلش را بنویسد :

نتوان دل شاد را به غم فرسودن....................وقت خوش خود بسنگ محنت سودن

کس غیب چه داند که چه خواهد بودن..............می باید و معشوق و به کام آسودن

یاااااااااااااااااا
برخیز و مخور غمِ جهانِ گُذران،...............خوش باش و دمی به شادمانی گذران

در طَبْعِ جهان اگر وفایی بودی،.....................نوبت به تو خود نیامدی از دگران.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You