Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

پولهای روغنی

بازنویسی: محمدرضا شمس
تصویرگر: فریبا افلاطون

از متن کتاب:
روزی روزگاری پسرکی با مادربزرگش در دهکده کوچکی زندگی می کرد. پدر و مادر پسرک سالها پیش مرده بودند و آنها زندگیشان را به سختی می گذراندند. مادربزرگ شیرینی های خوشمزه ای می پخت و پسرک آنها را برای فروش به شهر می برد. یک روز مادر بزرگ مقدار زیادی شیرینی پخت و آنها را به پسرک داد. پسرک یک کاغذ روغنی برداشت و داخل سبد گذاشت. بعد شیرینی ها را روی کاغذ قرار داد و به طرف شهر به راه افتاد. در شهر شیرینی ها به سرعت فروش رفتند. پسرک که خیلی خوشحال شده بود، پولهایش را زیر کاغذ روغنی که در داخل سبد بود گذاشت و راه خانه در پیش گرفت...

حق تکثیر: تهران، خشایار، 1369

» کتابناکهای مرتبط:
رابین هود
وقایع نگاری نارنیا: کشتی سپیده پیما
قصه های مجید

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 16
5 / 5
با 4 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۸/۰۴/۰۵


پاسخنگارش دیدگاه
edc6527
Member
یادش بخیر این دومین کتابی بود که خودم بدون کمک دیگران خوندم. تابستان سالی که کلاس اول ابتدایی را تمام کردم این کتاب را چندین بار خواندم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You