استریپ تیز و کارول

استریپ تیز و کارول

مترجم:
در ابتدای کتاب میخوانیم:
آقای اول: چیز عجیبی است!
آقای دوم: باورنکردنی است!
آقای اول: من مثل معمول داشتم راه خودم رو می رفتم که...
آقای دوم: همه چیز مثل همیشه بود...
آقای اول: که ناگهان...
آقای دوم: و کاملا برخلاف انتظار...
آقای اول: چی شما رو به اینجا کشوند؟
آقای دوم: بهتر است بپرسید برای چه اینجا هستم و کی منو به اینجا آورد؟
آقای اول: چه وقاحتی!
آقای دوم: بی حد و حصر!
آقای اول: من خیلی ساده داشتم می رفتم، بهتره بگم به عجله...
آقای دوم: درسته! و حتما مقصد معینی هم داشتید؟
آقای اول: شما از کجا میدونید؟
آقای دوم: مسلمه دیگه. من داشتم می رفتم یعنی به شتاب می رفتم و مقصدی هم داشتم. یک شتاب توام با هدف، برای رسیدن به مقصد...
.....

حق تکثیر: انتشارات پیام، 1351

» کتابناکهای مرتبط:
مردی که مرده بود و خود نمی دانست
ذبیح
رویای بسته شده به اسبی که از پا نمیافتد

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 65
4.1 / 5
با 9 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۸/۰۳/۱۱


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You