Hiweb

گربه نادان و روباه حقه باز

نویسنده:
از متن کتاب:
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود.
روزی از روزها روباه حقه باز و حیله گری که توبره ای هم روی کولش انداخته بود، از نزدیکی یک آبادی رد می شد.
ناگهان چشمش به گربه ای افتاد که جست و خیزکنان مشغول بازی بود. روباه حقه باز که گرسنه اش هم شده بود، فکری کرد و آمد پیش گربه و سلامی داد و احوال پرسی کرد و گفت:
ای گربه عزیز، آخر این هم شد کار؟ من نمیدانم تو تا کی میخواهی بازیگوشی بکنی و پس مانده غذاهای آدمها را بخوری؟ اگر تو دست اتحاد به من بدهی تا با هم برویم و مرغ و خروس های آبادی را بگیریم، تو همیشه گوشت های لذیذ و تازه خواهی خورد.
سرانجام گربه تحت تاثیر وسوسه های روباه قرار گرفت و گول خورد...

حق تکثیر: دادجو، 1368

» کتابناکهای مرتبط:
لباس جدید پادشاه
آراگو - قسمت اول
پلنگ صورتی - چهار

نسخه ها
PDF
حجم: 1 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 15
4.7 / 5
با 7 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۸/۰۳/۰۵


پاسخنگارش دیدگاه
vak765kjy
Member
تصویرسازی این کتابها رو چرا نامش رو نمینویسن؟ تصویرساز هم هنرمنده درستش اینه که در کنار نویسنده نامش درج بشه.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You