Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

مهمان مامان

این داستان روایتگر خانواده‌ای در جنوب شهر است که قرار است میزبان عروس و دامادی از فامیل نزدیک‌شان باشند. مادر دلش می خواهد پذیرایی مناسبی از مهمانان داشته باشد، ولی...
مهمان مامان در قالب داستانی بلند، همدلی، دوستی و صمیمیت در بین چند همسایه و کمک کردن به دیگران در زمان سختی را به تصویر می‌کشد و برای نخستین بار در سال ۱۳۸۰ منتشر شد. این داستان به نوعی نشان دهنده‌ی گوشه‌هایی از آداب و رسوم زندگی خانوادگی ایرانی است.
داریوش مهرجویی، کارگردان سینمای ایران، هم در سال ۱۳۸۲ فیلمی سینمایی به همین نام از این داستان هوشنگ مرادی کرمانی اقتباس کرد. این فیلم با استقبال تماشاگران روبه‌رو شد و در بیست و دومین جشنواره فیلم فجر به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد.

در قسمتی از داستان می‌خوانیم:
«جلوی پسر خاله و عروس بشقاب تخمه بود و توی شیرینی خوری شیرینی های تری که خودشان آورده بودند.بهاره سر خود شیرینی ها را گذاشته بود تو شیرینی خوری و آورده بود: - می‌‌خواستیم شیرینی بخریم. فکر کردیم این دور و برها شیرینی خوب نیست که قابل عروس خانم باشد. بابام دیر آمد وگرنه می‌رفت از خیابان‌های بالا شیرینی می‌خرید. دیدید چه قنادی‌هایی آن بالاهاهست! -ماشاالله چه سروزبانی داری، چه تعارف‌هایی بلدی! ما با این سن و سال از این چیزها بلد نیستیم. -استادش مامانش است. مامان کو؟ -تو حیاط با همسایه‌ها حرف می‌زند و کارهایی هم می‌کند. پسرخاله بلند شد: -خاله جان به زحمت افتاد. خاله جان، خاله جان! تو را خدا نمی‌خواهد زحمت بکشی. یک چیز مختصر و ساده می‌خوریم. ما که غریبه نیستیم.»

» کتابناکهای مرتبط:
لیو و تندر زرد
دیو همخون
سیاه خانه سفید ندارد

نسخه ها
4.6 / 5
با 6 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۸/۰۲/۱۴


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You