Hiweb

ماهی دانا

از متن کتاب:
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود.
یک ماهی کوچولویی به اسم طلایی بود. طلایی در ته دریا بین مرجان ها زندگی می کرد. یک روز طلایی به دوستش اسب دریایی گفت:
من میخواهم بروم و دنیای بزرگتری را ببینم. نمی خوام تمام عمرم را بین مرجان ها باشم. تو هم می آیی با هم برویم؟
اسب دریایی گفت:
نه، من اینجا زندگی راحتی دارم. غذایم که آماده است، هیچ خطری هم مرا تهدید نمی کند.
طلایی گفت:
پس من رفتم، خداحافظ. من باید تمام دنیا را ببینم...

حق تکثیر: انتشارات دادجو

» کتابناکهای مرتبط:
عصر پهلوی: رضاشاه کبیر، پهلوی اول - بخش 3
اسب پیر
خسرو خوبان

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 36
کلمات کلیدی
4.3 / 5
با 4 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۸/۰۲/۳۰


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You