Hiweb

مردی در هاوانا

مردی در هاوانا

نویسنده:
مترجم: علی اخگر
«جیم وِرمولت» که اهل انگلیس بود با دخترش «میلی» در کوبا زندگی می کرد. او یک فروشگاه جارو برقی داشت و خانه اش در طبقه بالای مغازه بود. مردی به نام «هاتورن» با ورمولت ارتباط برقرار کرد و از او خواست درقبال دستمزد چشمگیری مأمور مخفی بریتانیا در هاوانا باشد. ورمولت افراد مافوق خود را فریب داد؛ به طوری که چند نفر را به دروغ مأمورهای خود معرفی کرد و درعوض هر ماه حقوقشان را خودش دریافت می‌کرد. لندن، فریب کارهای ظاهری ورمولت را خورد و برای او یک منشی به نام «به آتریس» فرستاد. کم کم ورمولت فهمید دوستش دکتر «حاصِلبِچِر» نیز مأمور مخفی رقبای بریتانیا بوده است.
یک روز ورمولت پی برد که قرار است او را در یک مهمانی مسموم کنند و به این طریق او را از میان بردارند، پس غذای خود را به سگی داد و آن سگ را کشت. از طرف دیگر «سروان سِگورا» نزد او آمد و از فهرست نامهای افراد خارجی که در کوبا فعالیت داشتند، صحبت کرد و نیز خبر مرگ دکتر حاصلبچر را به ورمولت داد و به طور ضمنی گفت که «ویلیام کارتور» او را کشته است و ورمولت تصمیم گرفت انتقام دکتر را بگیرد و کارتور را بکشد و به همه بازی ها پایان بدهد؛ پس به میلی گفت به سروان خبر بدهد که فردا ساعت ده شب منتظرش هستم. ورمولت افزود که سروان فهرست نامها را هم بیاورد. او سپس همه فریبکاری های خود را برای به آتریس شرح داد....
* فیلم «مردمان ما در هاوانا» نامزد جایزه گلدن گلوب شد.

حق تکثیر: انتشارات سکه، 1363

» کتابناکهای مرتبط:
جاسوسی که از سردسیر آمد
ما آدم نمی شیم
Dostoevsky

نسخه ها
PDF
حجم: 7 مگابایت
تعداد صفحات: 654
4.4 / 5
با 16 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۸/۰۱/۰۳


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You