رسته‌ها
هما
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 16 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 16 رای
✔از متن کتاب:
ماه اول زمستان و صبح زود است. مردی بلند قد و نازک اندام با قیافه ای نجیب و مطبوع ، وارد بازار سمسارها شد و پس از اندکی تردید در انتخاب، بطرف دکاندار پیری رفت و پالتوش را از تن درآورد و پرسید: این را چند می خرید؟ دکاندار با نگاهی پر از ملامت گفت: معلوم می شود شما از بی پولی و کسادی بازار خبر ندارید که اول دشت، برای فروش آمده اید.
گفت چرا از بی پولی بی خبر نیستم، بهر صورت پالتو را می خوام بفروشم آیا خواهید خرید؟
دکاندار دستها را در جیب کرد و چند لحظه خود را مثل شاگردان مکتب به جلو و عقب حرکت داد و به تندی گفت: پنج تومان! و سر را برگردانید.
حسنعلی خان متعجب شد و با خود گفت: من این پالتو را امسال سی تومان خریده ام، چگونه پنج تومان بیشتر ارزش ندارد؟....
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
.hanieh
آپلود شده توسط: .hanieh
۱۳۹۷/۰۳/۲۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
179
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی هما

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
PDF
3 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.