رسته‌ها

صلاح الدین ایوبی و بنگیان (جلد 2)

صلاح الدین ایوبی و بنگیان (جلد 2)
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 8 رای
نویسنده:
مترجم:
مجتبی مینوی
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 8 رای
✔️ این کتاب که نام اصلی آن "صلاح الدین و مکائد الحشاشین" و در ترجمه فارسی "صلاح الدین ایوبی و بنگیان" نامیده شده است، حلقه شانزدهم از سلسله است و متضمن است تاریخ انقراض خلافت فاطمی مصر به دست صلاح الدین ایوبی پسر نجم الدین ایوبی کردی اصل و ابتدای سلطنت سلسله ایوبیه و جنگهای صلاح الدین مذبور با صلیبیان (در قرن ششم هجری) که به همین واسطه پهلوان جنگهای صلیبی مشهور شده و ضمنا برای آنکه خوانندگان را ملالت نیفزاید، تاریخ را به صورت داستان نگاشته است و در حقیقت برای ترغیب در تاریخ، رمان را وسیله کرده است.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
khar tu khar
آپلود شده توسط: khar tu khar
۱۳۹۶/۱۰/۲۵
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
193
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی صلاح الدین ایوبی و بنگیان (جلد 2)

تعداد دیدگاه‌ها:
1
کتاب را مطالعه نمودم.در ادامه عاضد خلیفه فاطمی بیمار شده رو به موت است.ابوالحسن به قصد خلافت با مکاری نزدک صلاح الدین دیدار و وعده می دهد در صورت جانشین شدنش راه را بر پیشرفت صلاح الدین بگشاید. صلاح الدین قراقوش رئیس محافظان دربار را احضار و فرمان محاصره و توقیف قصرها و درباریان را در صورت فوت خلیفه صادر می نماید.خلیفه قبل از مرگ صلاح الدین.شریف جلیس و خواهرش سیده الملک و فرزندان را احضار و خانواده خود را به صلاح الدین سپرده و درخواست تزویج خواهرش بدو را می نماید.صلاح الدین قسم می خورد به سیده الملک به چشم خواهری بنگرد. با مرگ خلیفه اموال ضبط و بخشش به اطرافیان خلیفه و فروش اموال تا ده سال و سپس سیده الملک عاشقش بدرالدین را احضار و چند هدیه به او می دهد و او وعده وصال پس ازبازگشت از سفر و انجام ماموریت می دهد. بدرالدین در بیت المقدس در زندان مسیحیان افتاده و با کمک یکی از فداییان اسماعیلیه به نام عبد الرحیم که خود را جرجیس نامیده نامه ای به صلاح الدین نوشته و خطر توطئه و قیام باقیمانده فاطمیون به کمک مسیحیان به ریاست ابوالحسن را می دهد.توطئه گران با تدبیر قراقوش دستگیر و ابوالحسن به شام می گریزد. در شام ابوالحسن،نورالدین را با خبر بد ناخوش کرده و ملک نورالدین زنگی به مرض حناق دو روز بعد از دنیا می رود.بدرالدین به قلعه اسماعیلیان میرود و با شیخ دبوس و سپس شیخ راشدالدین ریاست اسماعیلیه دیدار و معجزات دروغین وی و دسته بندی فداییان و نورانی ها را می بیند و ...
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file